آب مجازی در صنعت دام و طیور در چالش خشکسالی و تغییر اقلیم
واژه “آب مجازی”، برای اولین بار در سال 1993 میلادی توسط “جان آنتونی آلن” معروف به “تونی آلن” معرفی شد. طبق تعریف، آب مجازی به مجموع آب مصرف شده برای تولید مقدار معینی از محصول ( اعم از کالا، فرآوردههای کشاورزی یا حتی خدمات) اطلاق میشود. کشورهای کمآب میتوانند با بهکارگیری تئوری آب مجازی، علاوه بر اینکه میزان دسترسی خود را به منابع آب جهانی افزایش دهند، از افزایش فشار بر منابع آب محدود خود نیز بکاهند و با وارد کردن محصولات آببر، به جای تولید آنها در داخل کشور، به امنیت آبی دست یابند. در ایران که کشوری دارای آب و هوای گرم و نیمهخشک است و بحران آب در حال افزایش میباشد، میتوان از تجارت آب مجازی به عنوان یک ابزار در جهت رفع مشکل کمآبی و بهبود تراز تجاری استفاده کرد. در این مقاله سعی گردیده مفهوم آب مجازی و نحوه محاسبه آب مجازی در محصولات دامی و طیور ارایه شود.
استفاده از کاملینا در تغذیه طیور
تقاضای مصرفکنندگان برای پروتئین حیوانی، حاصل از تولیدات طیور در سراسر جهان به سرعت در حال رشد است. بیشترین هزینه تولید در این صنعت مربوط به خوراک است که در حال حاضر جیره طیور عمدتا بر پایه ذرت و کنجاله سویا تنظیم میشود. تکیه بر کنجاله سویا به عنوان یک منبع پروتئینی مهم، به دلیل وابستگی آن به واردات و نوسانات قیمتی زیاد این محصول، لزوم توجه به یافتن منابع خوراکی جایگزین و بومی را بیش از پیش آشکار میسازد. کامِلینا ساتیوا (Camelina sativa) یک گیاه دانهروغنی نویدبخش است که با ویژگیهای استثنایی خود، از جمله رشد سریع، مقاومت به خشکی و سرما، نیاز کم به نهادهها و مقاومت در برابر آفات و بیماریها، به عنوان گزینهای ایدهآل برای کشت پایدار مطرح میشود. با توجه به ترکیبات شیمیایی این گیاه و تحقیقات انجام شده بر روی دانه، روغن و کنجاله کاملینا، میتوان آن را در جیره پرندگان جایگزین کرد. استفاده از این نهاده در جیره طیور علاوه بر تامین انرژی و پروتئین موردنیاز پرنده، باعث میشود گوشت و تخم تولیدی طیور غنی شده از اسیدهای چرب امگا-3 باشد. همچنین فعالیت آنتیاکسیدانی و پایداری چربی را در محصولات طیور بهبود میبخشد. مطالعات دادههای متناقضی جهت میزان قابل قبول این گیاه در جیره طیور ارائه میدهند که احتمالا به این دلیل است که این گیاه بسته به شرایط کشت خود ترکیبات شیمیایی متفاوتی خواهد داشت.
مروری بر افزودنیهای خوراک طیور، افزودنیهای نسل اول، نسل دوم و جایگزین آنتی بیوتیکهای محرک رشد
استفاده از مواد افزودنی در تغذیه طیور تاریخچه طولانی دارد و به بیش از یک قرن برمیگردد. آنتیبیوتیکها از جمله اولین افزودنیهای خوراک بودند که در حدود 70 سال پیش به عنوان محرک رشد مورد استفاده قرار گرفتند و در واقع میتوان گفت مسیر پیش رویِ صنعت افزودنیها خوراک طیور را تحت تاثیر خود قرار دادند. ارائۀ تعریف دقیقی از افزودنیهای خوراک، همچنان امکانپذیر نیست. چرا که ترکیبات مختلفی در این دستهبندی قرار میگیرند که از نظر ویژگیها و عملکرد متفاوت هستند. از نظر عملکردی، افزودنیهای خوراک را میتوان در دو گروه مورد بررسی قرار داد. ابتدا، «افزودنیهای نسل اول» که از زمان ظهور صنعت مرغداری در دهه 1950 میلادی مورد استفاده قرار گرفتند و شامل محرکهای رشد آنتیبیوتیکی، کوکسیدیوستاتها (ضد کوکسیدیوز)، آنتیاکسیدانها (جلوگیری از اکسیداسیون مواد مغذی خوراک)، ترکیباتی برای ایجاد بافت بهتر در خوراک (پلت بایندرها)، ترکیبات ضد قارچ و غیرفعال کنندههای مایکوتوکسین (توکسین بایندر)، رنگدانهها، ترکیبات تکمیل کنندۀ کمبودهای تغذیهای (پیش مخلوطهای معدنی-ویتامین و آمینواسیدها) و کولین کلراید (به عنوان متیل دهنده و مشارکت کننده در متابولیسم چربیها) هستند. ترکیباتی که در دستۀ نسل اول افزودنیها قرار میگیرند ناهمگن بوده و از نظر عملکرد متفاوت هستند. اما در نوع خود پیشرفت بزرگی در صنعت به شمار میآیند و در این زمینه نمیتوان از موفقیت بزرگ ضد کوکسیدیوزها در کاهش وقوع کوکسیدیوز چشمپوشی کرد. افزودنیهای نسل دوم در دهههای اخیر وارد صنعت خوراک شدهاند و شامل امولسیفایرها (ترکیباتی برای بهبود هضم و جذب چربی خوراک)، بتائین (ترکیب متیل دهنده و حفاظت کنندۀ فشار اسمزی در شرایط تنش گرمایی)، اسید گوانیدینواستیک (ترکیب محرک بهرهوری انرژی و تولید ATP)، ال-کارنیتین (ترکیب افزایش دهندۀ تولید انرژی، متابولیسم چربی و بهبود وضعیت سیستم ایمنی) و میواینوزیتول (اثرات محرک رشد و مشارکت در متابولیسم گلوکز) هستند. اغلب این ترکیبات با هدف بهبود بهرهوری و تولید مورد استفاده قرار گرفته و در حال توسعه هستند. ترکیبات متعددی نیز در زمینه دستکاری محیط روده برای ارتقای سلامتی حیوان طراحی و به بازار عرضه گردیده است که ازآن جمله میتوان به پروبیوتیکها (میکروارگانسیمهای زندۀ مفید)، پریبیوتیکها (ترکیبات غیرقابل هضم خوراک که اثرات آنتی بیوتیکی یا محرک رشد پروبیوتیکی دارند)، سینبیوتیکها (ترکیباتی با اثرات هم افزایی پریبیوتیک با نوع خاصی پروبیوتیک)، پست بیوتیکها (میکروارگانیسمهای غیر زنده یا متابولیتهای آنها) و فیتوبیوتیکها (ترکیبات فعال گیاهی) اشاره کرد. این افزودنیها به همراه آنزیمهای برونزا به عنوان «افزودنیهای استراتژیک» مورد توجه قرار گرفته و توسعه یافتهاند. استفاده از آنزیمهای برونزا در صنعت طیور را نیز میتوان به عنوان انقلابی در طراحی افزودنیهای خوراک قلمداد کرد.
اسیدهای چرب فراتر از انرژی چه سیگنال هایی ارسال می کنند؟
این مقاله به بررسی اسیدهای چرب در جیره گاوهای شیرده فراتر از نقشی که در تامین انرژی دارند، میپردازد. به طور خاص سیگنالهای اسیدهای چرب در رشد و نگهداری جنین، سیستم ایمنی، تولیدمثل و پاسخهای التهابی در بدن مورد بررسی قرار گرفته است. اسیدهای چرب امگا ۳ شامل اسید ایکوزاپنتائنویک (EPA) و دوکوزاهگزائنویک اسید (DHA) نقش مهمی در تنظیم پاسخ های ایمنی و ضدالتهابی ایفا میکنند. اسیدهای چرب پیش ساز ساخت پروستاگلاندینهای (PGs) مختلفی هستند که اثرات سیگنالی خود را از طریق این PGs اعمال میکنند. به بیان دیگر، پروستاگلاندینها واسطه های رشد، نگهداری، التهاب، آبستنی و زایمان در گاوهای شیرده میباشند. نقش سیگنالدهی اسیدهای چرب فقط به گروه امگا 3 محدود نمیشود. اسیدهای چرب امگا 6 نیز دارای نقش های مهمی هستند. برای مثال، اسید لینولئیک میتواند سیگنالهای به غده پستان ارسال کند که ترکیب شیر را تحت تاثیر قرار میدهد. اسیدهای چرب امگا 6 به طور فعال در تنظیم ایمنی بدن نقش دارند، زیرا پیش ساز ساخت بسیاری از پروستاگلاندین ها در بدن هستند.
اهمیت میکس و بررسی یکنواختی خوراک
برای دستیابی به وزن یکنواخت پرندگان در یک گله، اطمینان از دریافت خوراکی با توزیع یکنواخت مواد غذایی در آن یک ضرورت است. بسیاری از متخصصین تغذیه بر این باورند که پس از فرموله کردن جیره غذایی، کلیه مواد مغذی به یک اندازه به پرندگان می رسد. در حالی که اگر عملکرد کارخانجات تهیه خوراک و مکمل بهینه نباشد، میکس غیریکنواخت دان موجب توزیع نامتوازن مواد مغذی بین پرندگان شده و میتواند تاثیر منفی قابل توجهی بر عملکرد و سلامت پرندگان داشته باشد. بنابراین، همانطور که فرموله کردن جیره های متوازن حائز اهمیت است، یکنواختی توزیع مواد غذایی در دان ساخته شده نیز به همان اندازه مهم است. عواملی چون نحوه نگهداری و ذخیره مواد مغذی، دقت در توزین و افزودن مواد اولیه، ترتیب افزودن مواد اولیه، ویژگی های مواد اولیه و نوع میکسر و زمان اختلاط نقش مهمی در توزیع یکنواخت مواد در داخل خوراک دارند. جهت سنجش یکنواختی خوراک تولیدی، لازم است ضریب تغییرات یا CV موادی چون نمک را ارزیابی نمود و یا با استفاده از ترکیباتی نظیر براده های آهن و … ضریب تغییرات را تعیین نمود. هر چقدر عدد CV میکس کمتر باشد، یکنواختی میکس بالاتر بوده و می توان از تهیه خوراکی با کیفیت بالاتر اطمینان حاصل کرد.