تاثیر تغذیه جیره های کم پروتئین بر قابلیت هضم اسیدهای آمینه در جوجه‌های گوشتی

هضم و جذب اسیدهای آمینه در روده

فرآیند هضم پروتئین ها در پیش معده آغاز می شود که  با کاهش pH و فعال شدن  آنزیم پپسین، پروتئین‌ها دناتوره شده و به پپتیدهای کوچک‌تر تبدیل می شوند. حضور این ترکیبات موجب ترشح گاسترین و کوله‌سیستوکینین می‌شود، که نقش تنظیمی در هضم پروتئین ها دارند. در دوازدهه آنزیم های پروتئولتیک تریپسین، کیموتریپسین، کربوکسی پپتیداز و الاستاز ترشح می شوند که منجر به تبدیل پلی پپتیدها به قطعات پپتیدی کوچک‌تر می شوند. سلول های سطحی غشای اپیکال حاوی آنزیم های آمینو پپتیداز و دی پپتیداز است که تجزیه نهایی پپتیدها و اسیدهای آمینه را موجب می‌گردند.

وجود حرکات دودی برگشتی[3] ویژگی خاص پرندگان است، که به عنوان یک ساز وکار جبرانی برای زمان کوتاه ماندگاری خوراک در دستگاه گوارش عمل می‌کند. مدت زمان ماندگاری خوراک در دستگاه گوارش طیور ۳۳۸ دقیقه (در چینه دان، پیش معده و سنگدان ۶۲ دقیقه، در روده باریک ۱۵۳ دقیقه و در روده بزرگ ۱۲۳ دقیقه ) گزارش شده است. حرکات دودی  برگشتی در سه ناحیه مجزا شکل می‌گیرند (سنگدان ، روده باریک و کلوآک) و سنگدان تنظیم کننده اصلی جریان های برگشتی معده و روده باریک است. افزایش جریان های برگشتی باعث تسهیل هضم پروتئین و نشاسته در لومن روده می شود.  اسید آمینه های محلول و غیر باند با وزن مولکولی کم ممکن است وارد بخش مایع محتویات گوارشی موجود در چینه دان و سنگدان شوند و این فرصت را پیدا نکنند که به‌طور کارآمد توسط حرکات برگشتی بازیافت شوند.

اسیدهای آمینه به صورت آزاد و با کمک انتقال دهنده‌های مختلف، که هرکدام ویژگی برای سوبسترای متفاوتی دارد، به داخل انتروسیت‎ها جذب می‌شوند. حدود ۷۵ درصد اسیدهای آمینه به‌ صورت دی و تری پپتیدها توسط انتقال دهنده‌های پپتیدی، پپتید ترنسپورتر-۱ [4]  موجود در سطح اپیکال سلول های اپیتلیال روده باریک (عمدتا در دوازدهه و ژژنوم) با میانجی‌گری مبادله گر سدیم- هیدروژن [5]جذب می شوند. این ناقل باعث جذب سریع‌تر و کارآمدتر پپتیدها نسبت به جذب اسیدهاي آمینه آزاد می شود.  اسید آمینه های غیرباند مانند اسیدآمینه های سنتتیک توسط ناقل های وابسته به سدیم[6] و غیروابسته به سدیم[7] جذب می شوند. انتقال‌دهنده‌هاي اصلی اسیدهای آمینه عبارتند از انتقال‌دهنده‌هاي پایه (y+LAT1، CAT1)، انتقال‌دهنده‌هاي اسیدهای آمینه خنثی(b0,1AT ، B0AT1) و انتقال‌دهنده‌هاي اسیدهای آمینه اسیدي(EAAT3 ، EAAT1 ).

سدیم نیروي محرکه اصلی جذب بسیاري از مواد مغذي ( از جمله اسیدهای آمینه، گلوکز و اولیگو‌پپتیدها) است. غلظت سدیم در داخل سلول پایین است. این اختلاف غلظت باعث می شود سدیم تمایل طبیعی برای ورود به سلول را داشته باشد. از این‌رو، انتقال‌دهنده‌هايی مانند مبادله‌گر سدیم-هیدروژن و ناقل اسید آمینه‌ای وابسته به سدیم، قادرند سدیم را وارد سلول کنند. براي اینکه جذب مواد غذایی به کمک سدیم انجام شود، این اختلاف غلظت باید حفظ شود.  این کار توسط پمپ سدیمی ـ پتاسیم  انجام می شود که در سطح بازولترال سلول قرار دارد و  با حفظ اختلاف غلظت منجر به برقراري جذب اسیدهاي آمینه، گلوکز و پپتیدها می‌شود.

متابولیسم اسیدهای آمینه در انتروسیت

اسیدهای آمینه جذب شده ممکن است درون انتروسیت ها وارد مسیرهای آنابولیکی یا کاتابولیکی شوند و یا به مصرف سلول‌های انتروسیت برسند. در مسیرهای آنابولیکی، اسیدهای آمینه برای ساخت پروتئین‌های مورد نیاز جهت حفظ یکپارچگی روده و یا ترشح موسین، آنزیم های گوارشی، اسیدهای آمینه غیر ضروری، پلی آمین ها و نوکلئوتیدها استفاده می‌شوند. منابع انرژی ترجیحی در مسیرهای کاتابولیک انتروسیت‌ها عبارتند از گلوکز، گلوتامات، گلوتامین، آسپارتات و آسپارژین. در این میان، گلوتامات مهمترین منبع انرژی برای سلول‌های روده است. بنابراین گلوتامات و تاحدودی گلوتامین نقش کلیدی در تأمین انرژی سلول های روده دارند و به طور عمده در روده مصرف می شوند و مقدار کمی از آنها وارد گردش خون می شود. بنابراین، گلوتامات و گلوتامین پلاسما عمدتا از سنتز درون زادی بدن فراهم می شود و نه از هضم و جذب مواد خوراکی در روده.

نوع نشاسته جیره می تواند الگوی مصرف انرژی در سلول‌های روده را تغییر دهد. برای مثال، اگر نشاسته سهل الهضم باشد، گلوکز توسط سلول های ابتدایی روده جذب شده و در نتیجه سلول های بخش انتهایی برای تأمین انرژی از اسیدهای آمینه استفاده می‌کنند. در این ارتباط می توان گفت که آمینو اسیدهای سنتتیک معمولا در بخش های بالای روده ی باریک جذب شده و نسبت به اسیدهای آمینه غیر باند کمتر کاتابولیزه می شوند.

 

پیامدهای عدم تعادل انرژیپروتئین در جیره‌های با پروتئین کاهش یافته

عدم همزمانی در دسترسی گلوکز و اسیدهای آمینه، فراتر از سطح روده عمل کرده و می‌تواند بر وضعیت متابولیکی کل بدن، کارایی استفاده از مواد مغذی و ترکیب لاشه اثرگذار باشد. وقتی پروتئین در جیره کم می‌شود، نسبت نشاسته به پروتئین افزایش می‌یابد. این عدم تعادل باعث می‌شود هضم و جذب گلوکز سریعتر از اسیدهاي آمینه اتفاق افتد. در نتیجه، گلوکز زودتر از اسیدهاي آمینه وارد خون پورتال می‌شود و عدم تعادل انرژي‌–پروتئین در سطح انتروسیت‌ها ایجاد می‌شود.  به همین علت انتروسیت‌ها بخشی از اسیدهاي آمینه را براي متابولیسم خود مصرف می‌کنند. این امر منجر به کاهش زیست فراهمی واقعی اسیدهاي آمینه براي پرنده می‌شود. نرخ ناپدید شدن نشاسته به پروتئین  یک شاخص مهم است و با افزایش وزن، بازدهی خوراک و ترکیب لاشه ارتباط مستقیم دارد.

 تأثیر کاهش پروتئین خام جیره بر نسبت نشاسته به پروتئین و پیامدهای متابولیکی آن

در تغذیه طیور، کاهش پروتئین خام جیره با حفظ سطوح اسیدهای آمینه قابل هضم، به‌عنوان راه‌کاری برای کاهش دفع نیتروژن به محیط و بهبود بهره‌وری خوراک به کار گرفته می‌شود. کاهش سطح پروتئین خام از 20 به 6/15 درصد و حفظ تعادل الکترولیتی و بالا بردن هم‌زمان سطح اسیدهای آمینه سنتتیک موجب افزایش نسبت نشاسته به پروتئین می‌شود. این تغییر به‌معنای ورود مقادیر بیشتری گلوکز در مقایسه با اسیدهای آمینه به انتروسیت‌ها است. در این ارتباط مشخص شده ‌که نسبت ناپدیدشدن نشاسته به پروتئین در ژژنوم از 08/2 به 17/3 و در ایلئوم از 01/2 به 06/3 افزایش یافت. این ارقام به‌وضوح نشان می‌دهند که علی‌رغم هضم و جذب بالای نشاسته، میزان پروتئین قابل‌دسترسی برای فرآیندهای متابولیکی کاهش یافته است. توجیه فیزیولوژیک این پدیده به کمبود اسیدهای آمینه برای سنتز پروتئین و در نتیجه هدایت گلوکز اضافی به سمت مسیر لیپوژنز بازمی‌گردد. ازاین‌رو، افزایش شدید نسبت نشاسته به پروتئین را می‌توان عامل اصلی چربی‌سازی و افت کارایی در جیره‌های با پروتئین کاهش یافته دانست. بر همین اساس، هرگونه راهکار که منجر به افزایش همزمانی در نرخ ناپدیدشدن پروتئین  با هضم نشاسته گردد، می‌تواند ضمن بهبود راندمان خوراک، ذخیره چربی را نیز محدود سازد.  یکی از راه‌کارهای پیشنهادی برای مهار این پدیده، جایگزینی کنجاله سویا با منابع پروتئینی جایگزین دارای پروتئین خام کمتر (از جمله کنجاله کانولا) است. این رویکرد ضمن محدود کردن افزایش سهم ذرت در جیره، از افزایش بیش ازحد نسبت نشاسته به پروتئین جلوگیری می‌کند.

 اثر صرفه‌جویی انرژی و پیامدهای آن بر ترکیب لاشه

در بررسی که سطح پروتئین خام جیره از 20  به 6/15 درصد کاهش یافت، انرژی قابل‌متابولیسم ظاهری[8] و نسبت انرژی قابل متابولیسم به انرژی خام[9] به طور خطی افزایش یافت، که بیانگر اثر صرفه‌جویی انرژی در جیره‌های با پروتئین کاهش یافته است. توجیه این موضوع به نیاز کمتر انرژی جهت هضم پروتئین و کاهش سنتز اسیداوریک جهت دفع نیتروژن باز می‌گردد. با این ‌حال، افزایش سطح انرژی جیره در جوجه‌های گوشتی همواره با افزایش چربی‌شکمی و چربی لاشه همراه بوده است. نتایج مطالعات نشان می‌دهد که کاهش کنترل ‌شده تراکم انرژی در جیره‌های با پروتئین کاهش یافته می‌تواند چربی‌شکمی را بدون ایجاد آسیب به عملکرد رشد، تعدیل نماید.

 افزایش قابلیت هضم اسیدهای آمینه در پاسخ به کاهش پروتئین خام

یکی دیگر از پیامدهای مثبت کاهش پروتئین خام جیره، افزایش معنی‌دار قابلیت هضم اسیدهای آمینه است. در بررسی کریستال و همکاران (۲۰۲۰)، کاهش پروتئین خام جیره از 20 به 6/15 درصد، میانگین ضریب هضمی ۱۶ اسیدآمینه در ژژنوم را به‌میزان 38/9 درصد و با روندی خطی افزایش داد. به نظر می‌رسد سهم بالای اسیدهای آمینه سنتتیک در جیره‌های با پروتئین کاهش یافته، عامل اصلی این افزایش قابلیت هضم باشد. بیشترین میزان افزایش ضریب هضم مربوط به متیونین و ترئونین بود، که به‌طور معنی‌داری از میانگین افزایش سایر اسیدهای آمینه بالاتر بود. غلظت پلاسمایی ترئونین در پاسخ به کاهش پروتئین خام افزایش چشمگیری (116 درصدی) را نشان داد. به نظر می‌رسد کاهش پروتئین جیره از طریق مهار فعالیت آنزیم ترئونین دهیدروژناز کبدی موجب بالا رفتن ترئونین در پلاسما می‌شود. همچنین، سطوح بالای ترئونین پلاسما ممکن است نشان ‌دهنده بازچرخش این اسیدآمینه از طریق گردش خون در پروتئین‌های درون‌زای مخاط روده باشد. بااین‌حال، افزایش اسیدهای آمینه آزاد پلاسما به‌طور کلی می‌تواند به‌عنوان شاخصی از کاربرد ناقص و ناکارآمد این ترکیبات در سنتز پروتئین تلقی گردد.

 

متابولیسم پسا روده ای اسیدهای آمینه

اسیدهای آمینه از طریق ورید باب وارد کبد شده و بخشی از آنها  صرف سنتز پروتئین های کبدی و بخشی دیگر به سایر بافت‌ها منتقل می‌شوند. آسیدهای آمینه مازاد با از دست دادن گروه آمینی خود به کتو اسید و آمونیاک تبدیل می‌شوند. آمونیاک سمی است و با تبدیل شدن به  اسید اوریک، از طریق ادرار دفع می‌شود. در پرندگان، حدود ۸۳ درصد از سم زدایی آمونیاک در کبد و حدود ۱۷ درصد آن در کلیه‌ها انجام می‌گیرد. در صورتی که سنتز پروتئین بیشتر از تجزیه آن باشد، بازگردش پروتئین یعنی تعادل پویا بین تجزیه و سنتز پروتئین های بدن، اتفاق می افتد. سرعت بازگردش در جوجه گوشتی 2/30 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز است، که حدود ۲ برابر پستاندارانی مثل انسان، موش، گوسفند و موش صحرایی (1/16 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روز) است.

  

جریان و اتلاف اسیدهای آمینه درون زادی

منابع پروتئین درون زادي[10] شامل ترشحات مختلف گوارشی )صفراوي، معدي، پانکراسی و روده اي(، موکوپروتئین‌ها و سلولهاي اپیتلیال جدا شده از روده هستند.  اندازه گیري دقیق میزان اسیدهاي آمینه درون زادی براي محاسبه قابلیت هضم استاندارد اسیدهاي آمینه مواد خوراکی ضروري است.  اتلاف اسیدهاي آمینه درون زادی در درجه اول تحت تأثیر مصرف ماده خشک و در درجه دوم تحت تأثیر ترکیب ماده خوراکی یا ترکیب جیره قرار دارد.  این دو جزء به ترتیب به عنوان اتلاف درون زادی پایه و تلفات درون زادی اختصاصی طبقه بندي می‌شوند. اتلاف درون زادی پایه حداقل میزانی را نشان می دهند که در هر شرایط تغذیه اي قابل انتظار است. روش‌هاي مختلفی براي تعیین اتلاف درون زادی پایه اسیدهاي آمینه در طیور وجود دارد که شامل روش رگرسیون[11]، تغذیه با جیره بدون نیتروژن[12]،  جیره حاوي پروتئین با قابلیت هضم بسیار بالا[13]، روش تغذیه پپتیدي )کازئین هیدرولیزشده آنزیمی[14](  و یا استفاده از پرندگان گرسنه می باشد.  هر یک از این روش‌ها داراي مزایا و محدودیتهاي خاص خود هستند. در این میان، برآورد اتلاف پایه اسیدهاي امینه درون زادی در ایلئوم که از طریق تغذیه با جیره بدون نیتروژن به دست می آید، امروزه به عنوان روشی معتبر براي اصلاح قابلیت هضم ظاهري اسیدهاي آمینه پذیرفته شده است. استفاده از جیره بدون نیتروژن روشی ساده است، اگرچه با محدودیت هایی مانند برآورد کمتر از حد واقعی اتلاف و غیرفیزیولوژیک بودن شرایط تغذیه اي همراه است.

سن جوجه عامل بسیار مهمی در برآورد دقیق اتلاف اسیدهاي آمینه درون زادی و کارایی استفاده از پروتئین محسوب می‌شود. جریان هاي درون زادی پایه در جوجه های با سنین پایین (کمتر از ۷ روز) بیشتر از پرندگان بالغ است، به‌طوری‌که این اتلاف در7 روزگی به طور محسوسی بالا ، در ۷ تا 14روزگی کاهشی با شیب تند، در 14 تا 35 روزگی تقریباً در سطح ثابتی و در 35 تا 42 روزگی کاهشی ملایم داشت. جریان درون زادی تمام اسیدهاي آمینه در 7 روزگی تقریبا دو برابر این مقدار در روزهاي 14 و 35 و سه برابر آن در 42 روزگی بود.  بیشترین اتلاف درون زادي در بین اسیدهاي آمینه ضروري متعلق به ترئونین و کمترین متعلق به متیونین و در بین اسیدهای آمینه غیر ضروری بیشترین اتلاف درون زادی متعلق به اسید گلوتامیک و کمترین آن متعلق به سیستئین بود. دلایل زیاد بودن اتلاف درون زادی در هفته اول پرورش عبارتند از: نابالغ بودن دستگاه گوارش جوجه و محدودیت در هضم و جذب مواد مغذي، کاهش ظرفیت جذب بواسطه پرزها و کریپت‌های کوچک وتعداد انتروسیت‌های بالغ محدود، حداقل بودن فعالیت آنزیم‌های گوارشی به‌ویژه پروتئازها، اولویت بالای رشد روده، ریزش سلولی و تولید زیاد موسین. با رشد و تکامل دستگاه گوارش در سنین بالاتر، این اتلاف کاهش می‌یابد. موسین ترشحی روده غنی از اسیدهای آمینه ترئونین، سرین، پرولین، اسید گلوتامیک و اسید آسپارتیک است و در جوجه‌های جوان، تولید بالاتر موسین با افزایش قابل توجه جریان درون زادی این اسیدهای آمینه در ایلئوم همراه است. با افزایش سن، کاهش سرعت عبور محتویات هضمی، فرصت بیشتری برای هضم و بازجذب فراهم کرده و در نتیجه غلظت اسیدهای آمینه درون زادی در انتهای روده کاهش می‌یابد.

منشا پروتئین‌هاي درون زادی و همچنین محل ورود آنها به دستگاه گوارش این پویایی را بیش از پیش پیچیده می‌کند. زمانی که آنزیم هاي گوارشی سهم عمده اتلاف درون زادی را تشکیل میدهند، این پروتئین‌ها از دوازدهه و ژژنوم عبور می‌کنند و فرصت بیشتري براي هضم و جذب دارند.  در مقابل، اگر ترشح موکوس یا ریزش سلول‌هاي اپیتلیالی سهم قابل توجهی داشته باشد، به ویژه زمانی که این فرایندها در بخش‌هاي پایین‌تر از دوازدهه رخ دهد، فرصت هضم کاهش می یابد و در نتیجه اتلاف نسبی درون زادی در ایلئوم بیشتر خواهد بود.  به دلیل این پویایی پیچیده، تفکیک دقیق سهم واقعی هر یک از منابع درون زادی در جریان اسیدهاي امینه اندازه گیري شده بسیار دشوار است.

 

والین و ضرورت افزودن آن به جیره‌های غذایی سویه‌های تجاری جوجه‌های گوشتی

محتوای والین منابع خوراکی مورد استفاده در جیره های غذایی طیور در ایران
دانه‌های ذرت، گندم، جو و فرآورده‌های فرعی دانه‌های ذرت و گندم شامل کنجاله گلوتن ذرت و گندم  و سبوس گندم از منابع غذایی متداول مورد استفاده در جیره‌های غذایی کرامبل، پلت و آردی تولیدی در بازار خوراک طیور در ایران می باشند. ترکیبات شیمیایی از جمله پروتئین خام و به‌دنبال آن محتوای اسید آمینه والین بسته به منبع، واریته، و شرایط مختلف  فرآوری می تواند متغیر باشد. لذا شناخت مقادیر واقعی این ترکیبات در تنظیم دقیق جیره‌های غذایی حائز اهمیت است. برای مثال، در بازار خوراک طیور کشور، ذرت تولید داخلی از نقاط جغرافیایی مختلف کشور و یا به صورت وارداتی از کشور های روسیه، اکراین، آرژانتین، ترکیه، هند و برزیل در دسترس می باشد.  همچنین، دانه جو به صورت وارداتی از روسیه، اکراین و گرجستان در کنار منابع داخلی موجود است. اگرچه استفاده از دانه جو در جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی متداول نیست، ولی در مواقع کمبود منابع انرژی می تواند در مقادیر محدودی بین 5 تا 10 درصد استفاده شود. اطلاعات دقیقی از سطح پروتئین خام دانه جو وارداتی نیست، ولی سطح پروتئین در منابع جو داخلی تا 13 درصد گزارش شده است.

به همین نحو، کنجاله سویا  که منبع طلایی تاآآمین پروتئین و اسیدهای آمینه در جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی در ایران و جهان می‌باشد، دارای منشاء داخلی و وارداتی می‌باشد. کنجاله سویا از آرژانتین،  برزیل، ترکیه، هند و گرجستان وارد کشور می‌شود و کمیت و کیفیت پروتئین این منابع می‌تواند متفاوت باشد.کیفیت پروتئین برخی از کنجاله‌های سویای وارداتی به‌وسیله روش‌های شیمیایی و بیولوژیکی توسط جباری و همکاران (1397) گزارش شده است (جدول 1). شاخص‌های شیمیایی مانند حلالیت در هیدروکسید پتاسیم و فعالیت آنزیم اوره‌آز و شاخص‌های بیولوژیکی مانند نسبت بازده پروتئین

(Protein Efficiency Ratio ) و نسبت ویژه پروتئین ( Net Protein Ratio ) نشان می‌دهند که کیفیت پروتئین در کنجاله‌های سویای وارداتی در ایران دارای دامنه تغییرات زیادی می‌باشد. کیفیت پروتئین انعکاسی از ترکیب و تراکم اسیدهای آمینه است.

جدول 1. شاخص فعالیت آنزیم اوره‌آز و حلالیت پروتئین در سه نوع کنجاله سویا ( جباری و همکاران، 1397)

 

کنجاله کانولا به همراه کنجاله سویا تا حدودی در جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی مورد استفاد قرار می‌گیرد که عمدتاً از منشاء داخلی است و میزان پروتئین خام آن معمولاً بین 34 تا 39 درصد متغیر است. اگر چه منابع پروتئین حیوانی شامل انواع پودرماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر ضایعات کشتار گاهی طیور دارای کمیت وکیفیت پروتئین بالایی هستنند، ولی به‌دلیل قیمت بالا و نوسانات سطح مواد مغذی و احتمال بالای آلودگی میکروبی کمتر مورد توجه تولیدکنندگان خوراک طیور هستند. تراکم بالای اسیدهای آمینه در این مواد غذایی، پتانسیل خوبی برای تامین و تنظیم دقیق اسید های آمینه ضروری از جمله والین در جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی است.

مقادیر والین کل و والین قابل هضم در برخی از مواد خوراکی جوجه‌های گوشتی در جدول 2 نشان داده شده است. همان‌طورکه مشاهده می‌شود در بین غلات،  دانه ذرت کمترین و در بین منابع پروتئینی گیاهی، کنجاله سویا بیشترین مقدار والین کل و قابل هضم را دارا می‌باشند. این دو خوراک در ایران وابستگی هشتاد درصدی به واردات دارند، لذا هر تلاشی برای کاهش مصرف آنها در جیره‌های غذایی می تواند آثار مثبتی در بازار خوراک طیور داشته باشد. اسید‌آمینه سنتتیک تجاری ال- والین دارای 98 درصد والین می‌باشد. بدین نحو افزودن والین سنتتیک به جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی می‌تواند محدودیت آن‌را کاهش داده و با کاهش مصرف کنجاله سویا کمبود آن‌را در جیره های غذایی بر پایه غلات  جبران نماید. منابع پروتئین حیوانی شامل پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان و پودر ضایعات کشتار گاهی طیور نیز دارای مقادیر مطلوبی والین در مقایسه با گروه غلات و منابع پروتئین گیاهی هستند، که استفاده از آنها می‌تواند به کاهش سطح استفاده از کنجاله سویا کمک کند. البته این منابع در ایران با نوسانات کیفیتی متغیری تولید می شوند که مستلزم نظارت دقیق و مستمر نهاد های مسئول نظارتی می باشد.

جدول 2. مقادیر اسید آمینه والین” کل” و” قابل‌هضم” در مواد اولیه جیره‌های غذایی طیور

منابع داده‌ها : : NRC (1994)، CVB Feed Table (2021)، Rostagno et al. (2017)، AMINODat 5.0.

 

1 Standardized ileal digestibility

عوامل موثر بر تراکم  و استفاده از اسید آمینه والین

به هنگام افزودن اسید‌آمینه والین به جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی لازم است عواملی که می‌توانند استفاده از آن‌را در سطح سلولی و در نتیجه عملکرد تولیدی پرندگان را تحت تاثیر قرار دهند، مورد توجه قرار داد. برخی از این عوامل را در ادامه مورد بحث قرار می‌دهیم:

  1. منبع ماده خوراکی

گونه و رقم گیاه یا نوع منبع حیوانی تأثیر مستقیمی بر مقدار والین دارد. تفاوت‌های ژنتیکی بین ارقام ذرت، سویا، گندم و جو باعث تغییر در ترکیب اسیدهای آمینه از جمله والین می‌شود. همچنین، بخش مورد استفاده از دانه (اندوسپرم، سبوس یا جوانه) در مقدار والین مؤثر است. بدین نحو، مقدار والین” کل” در سبوس گندم بیشتر از دانه گندم می باشد. در جدول 3 مقادیر والین بر حسب نوع واریته دانه سویا که از آنها کنجاله تهیه شده، ارایه شده است. اختلاف والین بین کنجاله‌های حاصل از واریته‌های مختلف می‌تواند بین 2 تا 8 درصد نوسان داشته باشد که در جیره‌های مبتنی بر ذرت (لوسین بالا) اهمیت عملی زیادی دارد. در ایران، کنجاله سویا که منبع  تامین پروتئین خام در جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی می‌باشد، از  کشورهای مختلف وارد می شود که می‌تواند تامین والین را برای پرنده تحت تاثیر قرار دهد و این موضوع نیاز به مطالعه دارد. همچنین، در اغلب موارد، کنجاله‌های سویای تولید داخل از سطح پروتئین خام پایینی برخوردار هستند که تامین والین کافی به هنگام استفاده از این نوع کنجاله‌ها ممکن است با محدودیت روبه‌رو شود. اسید آمینه والین توسط تعدادی از شرکت ها بین المللی به صورت تجاری با درجه خوارکی و با سطح بالای تراکم والین برای مصارف حیوانی تولید می شود و در ایران دارای نمایندگی‌های توزیع می‌باشند. این منابع والین تجاری از نظر خواص فیزیکو شیمیایی و به‌ویژه کارایی تغذیه‌ای‌شان در تامین احتیاجات جوجه‌های گوشتی یکسان نمی باشند و  استفاده عملی از آنها  در جیره‌های غذایی طیور نیاز به پژوهش مرزعه‌ای  دارد.

 

جدول 3. مقادیر والین در واریتههای مختلف کنجالههای سویا

  1. عوامل زراعی و محیطی

شرایط خاک ،به‌ویژه میزان نیتروژن و گوگرد، اقلیم، دما، تنش خشکی و شوری خاک از عوامل تعیین‌کننده در سنتز پروتئین و اسیدهای آمینه هستند. برداشت زودهنگام یا دیرهنگام محصول نیز می‌تواند باعث تغییر در کیفیت پروتئین و محتوای والین شود.

  1. فرآوری مواد خوراکی

حرارت‌دهی بیش از حد به هنگام فرآوری کنجاله سویا می‌تواند باعث کاهش قابلیت هضم والین شود. روش استخراج روغن (پرس مکانیکی یا استخراج با حلال)، شدت حرارت و اندازه ذرات آسیاب‌شده از عوامل مهم در دسترسی زیستی والین هستند. اثر‌بخشی حرارت در تولید کنجاله سویا به طور معمول با شاخص فعالیت آنزیم  اوره‌آز و حلالیت در هیدروکسید پتاسیم 2/0 درصد ارزیابی می‌شود. در جدول 1  شاخص‌های کیفیت پروتئین در برخی از کنجاله‌های سویای موجود در بازار خوراک طیور نشان داده شده است. بدیهی است  که تنوع  کیفیت پروتئین بر مقدار والین نیز تاثیر خواهد گذشت.

  1. عوامل بیولوژیک و شیمیایی

الگوی اسید‌آمینه‌ای مواد خوراکی و نسبت اسیدهای آمینه شاخه‌دار والین، لوسین و ایزولوسین اهمیت زیادی دارد. بالا بودن لوسین، به‌ویژه در جیره‌های مبتنی بر ذرت، می‌تواند نیاز طیور به والین را افزایش دهد. وجود ترکیبات ضدتغذیه‌ای مانند مهارکننده‌های تریپسین و فیتات‌ نیز قابلیت هضم والین را کاهش می‌دهد. اثرات انتاگونیسمی لوسین در جیره های غذایی با سطوح بالای ذرت که در جیره‌های غذایی تجاری طیور در ایران رایج هست، می‌تواند عملکرد پرنده را از طریق کاهش مصرف خوراک تحت تاثیر قرار دهد. معادله زیر درصد نیاز به اسید‌آمینه والین را نشان می‌دهد.

در جیره‌های غذایی جوجه‌های گوشتی با مقدار ذرت بیش از 50 درصد، ممکن است به تامین والین نیاز باشد.

­

  1. روشهای آنالیز و بیان نتایج

مقادیر والین ممکن است به صورت والین کل یا والین قابل هضم ایلئومی ظاهری( AID[1]) یا استاندارد(SID [2]) ، قابلیت هضم حقیقی (TAAD [3]) والین در خروس های سکوم برداری شده گزارش شود. در جیره‌نویسی مدرن طیور، استفاده از والین قابل هضم استاندارد (SID Valine) توصیه می‌شود. در جدول 4 مقادیر اسید‌آمینه والین در پودر گوشت و استخوان به روش‌های متفاوت ارایه شده است.

 

جدول 4. مقادیر اسید آمینه والین کل و قابل هضم در پودر گوشت و استخوان با روش های مختلف ارزیابی( جانمحمدی، 1384)

  1. شرایط نگهداری مواد خوراکی

رطوبت بالا، آلودگی قارچی و طولانی شدن زمان ذخیره‌سازی می‌تواند کیفیت پروتئین و در نتیجه محتوای مؤثر والین را کاهش دهد.

آنالیز والین در مواد  غذایی

پس از هیدرولیز اسیدی پروتئین، از روش‌های آزمایشگاهی مانند HPLC[4] برای اندازه‌گیری والین در مواد غذایی اولیه و جیره های غذایی طیور استفاده می‌شود. متاسفانه در ایران علیرغم وجود دستگاه‌های آمینواسید آنالیزر در مراکز دانشگاهی و موسسات تحقیقاتی، روش‌های تجزیه و اندازه گیری اسید های آمینه در مواد خوراکی  دام و طیورتوسعه داده نشده است. لذا توسعه معادلات رگرسیون در شرایط عملی استفاده از والین برای برآورد آن در مواد غذایی جهت تنظیم دقیق جیره‌های غذایی میتواند مفید باشد. معادله زیر برای برآورد والین در کنجاله سویا پیشنهاد شده است:

321/0 + (% CP) × 0405/0 = درصد والین کنجاله سویا

درصد پروتئین کنجاله‌های سویای داخلی بین 40 تا 42 درصد متغیر است. براین اساس، درصد والین  بین 6/1 تا 7/1 درصد متغیر خواهد بود، که نسبت به کنجاله‌های سویای استاندارد پایین‌تر می‌باشد. در پودر گوشت و استخوان نیز معادله­ای برای برآورد اسید آمینه والین پیشنهاد شده است:

945/1 –  (% CP) × 092/0 = درصد والین پودر گوشت و استخوان

نتیجه گیری

تراکم اسید های آمینه والین در گروه‌های مختلف منابع غذایی جوجه‌های گوشتی متفاوت می باشد. کنجاله سویا که منبع اصلی تامین‌کننده اسید‌آمینه والین در جیره‌های غذایی طیور می باشد، بسته  به واریته دانه سویا، شرایط و نوع فرآوری آن می تواند از سطح پروتئین خام و به دنبال آن از والین متفاوتی برخوردار باشد. مقادیر دقیق والین مورد استفاده برای پرنده باید بر حسب والین قابل هضم استاندارد یا قابل هضم حقیقی بیان شود که مستلزم انجام آزمایشات قابلیت هضم اسیدهای آمینه در پرنده می باشد.  آنالیز مقادیر والین کل در منابع غذایی طیور و توسعه معادلات رگرسیون معتبر نیز می تواند ارزیابی و تامین کافی والین در جیره‌های غذایی به عنوان چهارمین اسید آمینه محدودکننذه نیز ضروری است.

در بخش بعدی (سوم) به بررسی احتیاحات سویه‌های تجاری جوجه‌های گوشتی وعوامل موثر برآن و تنظیم یک جیره غذایی حاوی مکمل والین به عنوان چهارمین اسید‌آمینه محدود کننده پرداخته خواهد شد.

تشکر و قدردانی

نویسندگان از شرکت زنجیره تامین بین المللی سبلان نماینده رسمی کمپانی Ajinomoto که در تامین والین مساعدت داشتند، تشکر و قدردانی می‌کنند.

 

اصول کلی تغذیه و پرورش گاو شیری

اصول کلی تغذیه گاو شیری

 بلافاصله پس از زایش، دوره شیردهی گاو آغاز می‌شود. مرحله ابتدای شیردهی حساس‌ترین مرحله چرخه تولید گاو شیری بوده که با افزایش سریع تولید شیر همراه است. این در حالی است که مصرف ماده خشک هنوز بالا نیست و لذا گاو در یک مرحله تأخیری بین اوج تولید شیر و اوج مصرف ماده خشک قرار دارد. در نتیجه، اغلب گاوهای تازه‌زا وارد تعادل منفی انرژی می‌شوند که بر سلامت متابولیکی، عملکرد سیستم ایمنی، بازگشت فعالیت تخمدانی و موفقیت آبستنی بعدی موثر است.

در گاوهای پرتولید، مصرف ماده خشک در اوج شیردهی باید بتواند نیازهای نگهداری و تولید شیر را به‌طور هم‌زمان تأمین کند. افزایش ناگهانی انرژی جیره، بدون توجه به فیبر و تعادل کربوهیدرات‌ها، خطر بروز اسیدوز تحت‌حاد شکمبه را افزایش می‌دهد. استفاده هدفمند از چربی‌های محافظت‌شده یکی از راهکارهای مؤثر برای افزایش چگالی انرژی جیره، بدون اختلال در تخمیر شکمبه است. در اوایل شیردهی، بخش قابل‌توجهی از پروتئین باید به‌صورت پروتئین تجزیه‌پذیر در شکمبه تأمین گردد، که تولید پروتئین میکروبی بهینه شود، در حالی که تأمین پروتئین عبوری برای پاسخ‌گویی به نیاز بالای پستان در تولید شیر ضروری است. برای پیشگیری از اسیدوز تحت‌حاد شکمبه، تعادل بین فیبر مؤثر فیزیکی و کربوهیدرات‌های غیرالیافی ضرورت دارد. مطالعات نشان می‌دهند که بهبود وضعیت انرژی و کاهش انتقال چربی بدن، احتمال تلقیح موفق در ۸۰ تا۱۰۰ روز نخست پس از زایش را افزایش می‌دهد.

 

مصرف آب و ماده خشک

برای تولید هر لیتر شیر، بین چهار تا پنج لیتر آب نیاز می باشد. درصد بالایی از کل نیاز روزانه به آب، بلافاصله پس از شیردوشی مصرف می‌شود. میزان مصرف آب با توجه به ماده خشک جیره، دمای آب و دمای محیط متفاوت خواهد بود. افزایش دما تا ۴ درجه سانتیگراد، نیاز به آب را افزایش می‌دهد. گاوها باید 24 ساعت شبانه‌روز به خوراک دسترسی داشته باشند. مصرف ماده خشک بسته به وزن بدن، سطح تولید شیر، مرحله شیردهی و ویژگی‌های خوراک متفاوت است. توصیه می‌شود گاوهای شیری بین 3 تا ۵/۳ درصد از وزن بدن خود ماده خشک مصرف کنند.

 

انرژی و پروتئین مورد نیاز

نیازهای انرژی جهت تولید شیر، بسته به میزان چربی و پروتئین شیر متفاوت خواهد بود که علاوه بر تأمین نیازها، افت وضعیت بدنی در اوایل شیردهی به حداقل برسد. کربوهیدرات‌ها درصد بالایی از جیره گاوهای شیری را تشکیل می‌دهند. به طور معمول، کربوهیدرات‌های غیر ساختاری باید حدود 35 درصد جیره غذایی را در یک گاو شیرده تأمین کنند. پیشنهاد می‌شود که بیشتر گاوها با جیره‌هایی تغذیه شوند که بیش از ۵۰ درصد از علوفه تشکیل شده باشد. توصیه‌های تغذیه‌ای نشان می‌دهد که بیش از ۸ درصد چربی در جیره استفاده نشود. با پیشرفت شیردهی و شروع کاهش تولید شیر، چربی حذف و با ورود گاو به اواخر شیردهی، معمولاً دانه‌های روغنی از جیره حذف می‌شوند.

گاوها در اوایل شیردهی پروتئین خام بالاتری نیاز دارند و مقادیر پروتئین پایین در این مرحله احتمال کمبود متیونین و کاهش تولید شیر را به همراه دارد. به طور کلی، مقادیر بالاتری از پروتئین خام جیره گاوهای شیری را پروتئین تجزیه‌پذیر در شکمبه تشکیل می دهد (شکل 1). هرچه تولید شیر بیشتر باشد، نیاز به پروتئین قابل متابولیسم از پروتئین عبوری بیشتر است. جیره های غذایی با پروتئین خام بالاتر از ۱۸ درصد ممکن است منجر به افزایش سطح اوره شیر شوند، که دفع نیتروژن را افزایش داده و می‌تواند بر باروری گاو تأثیر گذارد.

 

شکل 1. احتیاجات پروتئین قابل سوخت و ساز گاوهای شیرده به صورت پروتئین تجزیه پذیر و عبوری از شکمبه

 

تغذیه در اوایل شیردهی

اوایل شیردهی یکی از بحرانی‌ترین مراحل در چرخه تولید گاو شیری به‌شمار می‌آید. این دوره معمولا تا حدود 100 روز بعد از زایمان ادامه دارد. در این زمان، تولید شیر بلافاصله پس از زایش به سرعت افزایش پیدا می‌کند و طی چند هفته به اوج خود می‌رسد، در حالی‌ که مصرف خوراک هنوز به حداکثر میزان ممکن نرسیده است (شکل 2). این تاخیر فاز باعث تعادل منفی انرژی در بدن گاو می‌شود. گاوها برای جبران این کمبود، ذخایر چربی بدن را استفاده می‌کنند و اغلب درصدی از وزن بدن خود را از دست می‌دهند. غلظت انرژی در جیره‌های آغاز شیردهی معمولاً در حد ۱٫۶۱ مگاکالری در هر کیلوگرم تنظیم می‌شود. منابع انرژی قابل تخمیر مانند نشاسته‌ی فرآوری‌شده غلات ضروری‌اند، اما نیاز است فیبر کافی مصرف شود تا محیط شکمبه پایدار بماند. چربی‌ها، به ویژه چربی‌های محافظت شده در شکمبه، جایگزین مناسبی برای تأمین انرژی، بدون اختلال در عملکرد شکمبه، هستند. معمولا جیره‌ای با مقادیر بالای کنسانتره و حداقل ۲۸ تا ۳۰ درصد NDF توصیه می‌شود. درصد پروتئین خام جیره حدود ۱۶ تا ۱۸ درصد توصیه می‌شود. همچنین، استفاده از افزودنی‌هایی مانند کولین و متیونین محافظت‌شده به کاهش چربی کبدی و بهبود متابولیسم کمک می‌کند. مکمل‌سازی با ویتامین C و E می‌تواند به مدیریت بهتر تنش اکسیداتیو و خطر التهاب کمک کند. استفاده از مخمرهای زنده با بهبود شرایط تخمیری شکمبه، افزایش باکتری‌های فیبرولیتیک و پایداری pH شکمبه، می‌توانند منجر به افزایش کارایی تخمیر، بهبود قابلیت هضم خوراک و در نهایت افزایش مصرف ماده خشک در اوایل شیردهی شوند.

شکل 2. منحنی های تولید شیر، مصرف ماده خشک و وزن بدن در دوره شیردهی گاوهای شیری

 

تغذیه در اواسط شیردهی

در اواسط شیردهی حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ روز پس از زایش، دام از مرحله اوج تولید عبور کرده و وارد مرحله‌ای با تولید نسبتا پایدار اما با بازدهی بالای خوراک می‌شود. در این مرحله، گاو تعادل منفی انرژی اوایل شیردهی را پشت سرگذاشته و فرصت بازیابی ذخایر بدنی فراهم می‌شود. از این رو، تنظیم دقیق جیره غذایی در این بازه زمانی، نقشی تعیین‌کننده در حفظ تولید شیر، بهبود کارایی خوراک، حمایت از باروری، پیشگیری از اختلالات متابولیکی و تقویت وضعیت بدنی به عنوان ذخیره انرژی برای شیردهی بعدی دارد. مصرف ماده خشک در این دوره معمولا به بالاترین مقدار خود می‌رسد و تولید شیر نسبت به اوج آن کاهش می‌یابد، اما هم‌چنان قابل توجه است. انرژی خالص شیردهی باید به اندازه‌ای باشد که گاو بتواند تولید شیر را حفظ کرده و همزمان ذخایر بدنی تحلیل‌رفته در اوایل شیردهی را به‌تدریج بازسازی کند. افزایش بیش از حد انرژی، به‌ویژه از طریق کنسانتره‌ می‌تواند منجر به تجمع چربی بدن و بروز مشکلات تولیدمثلی در ادامه دوره شیردهی شود. مقدار توصیه شده انرژی خالص شیردهی در این دوره اندکی کمتر از اوایل شیردهی می‏باشد. معمولا سطح پروتئین خام جیره در این مرحله در محدوده ۱۴ تا ۱۶ درصد توصیه می‌شود. عدم تعادل بین پروتئین قابل تجزیه در شکمبه و پروتئین عبوری موجب کاهش کارایی استفاده از نیتروژن و افزایش دفع آن به محیط می شود. به همین منظور، مقدار پروتئین قابل تجزیه در شکمبه در این مرحله درصد بالاتری از پروتئین جیره را تشکیل می دهد.

در اواسط شیردهی، اگرچه خطر اسیدوز نسبت به اوایل شیردهی کمتر است، اما استفاده بالای کنسانتره برای حفظ تولید شیر می‌تواند تعادل تخمیر شکمبه را برهم بزند. علوفه با هضم‌پذیری بالا امکان تأمین انرژی بیشتر بدون افزایش بیش از حد نشاسته را فراهم می‌کند. در این دوره، نسبت کنسانتره به علوفه به تدریج کاهش می یابد. استفاده از موننسین می‌تواند تعادل مواد مغذی و اسیدهای چرب شیر را بهبود بخشد.

 

اواخر شیردهی

هدف اصلی تغذیه در اواخر شیردهی، برقراری تعادل بین ترمیم بدن و جلوگیری از انباشت چربی اضافی، بازیابی وضعیت بدنی برای زایمان بعدی، آماده‌سازی برای دوره خشکی و جلوگیری از چاقی بیش از حد است. این مرحله پس از کاهش طبیعی تولید شیر آغاز می‌شود و گاو با فشار متابولیکی شدید برای تولید شیر مواجه نیست. گاوهایی که در اوایل دوره شیردهی دچار کسری انرژی شده و لاغر شده‌اند، باید ذخایر چربی و پروتئین از دست رفته بدن خود را بازسازی کنند. از آنجا که در این مرحله تولید شیر به طور قابل توجهی کاهش می یابد، با کاهش تدریجی کنسانتره و استفاده هوشمندانه‌تر از علوفه‌ها، هزینه‌های خوراک پایین‌تر خواهد بود. گاوهایی که با نمره بدنی بالا وارد دوره خشکی می‌شوند، در دوره شیردهی بعدی با مشکلات متعددی از جمله کاهش مصرف خوراک پیش از زایش، جابجایی شیردان، کیتوز و کبد چرب روبرو می‌شوند. از این‌رو، نسبت کنسانتره به علوفه باید نسبت به مرحله قبل کمتر شود. دستکاری انرژی جیره در اواخر شیردهی می‌تواند منجر به تفاوت در ذخایر بدنی در زمان خشکی شود. گاوهایی که جیره پرانرژی دریافت می‌کنند، نمره وضعیت بدنی بالاتری در زمان خشک شدن دارند و گاوهایی که جیره کم‌انرژی دریافت می‌کنند، در دوره خشکی افزایش ضخامت چربی پشت نشان می‌دهند.

 

دوره خشکی

دوره خشکی شرایط لازم برای نوسازی کامل بافت پستان، بازسازی ظرفیت ترشحی غدد شیری و بازیابی کنترل‌شده ذخایر بدنی را فراهم می‌سازد. مطالعات نشان می‌دهند که کوتاه‌شدن بیش از حد دوره خشکی می‌تواند فرصت بازسازی بافت پستان را محدود کرده و با کاهش تولید شیر در شیردهی بعدی و افزایش فشار متابولیکی پس از زایش همراه باشد. از سوی دیگر، طولانی‌شدن بیش از حد دوره خشکی، با افزایش چاقی پیش از ‌زایش، کاهش مصرف ماده خشک پس از زایمان و افزایش خطر بروز ناهنجاری‌های متابولیکی ارتباط دارد. در این مرحله، چگالی انرژی جیره کمتر از مراحل قبلی است. استفاده از منابع علوفه‌ای با طول مناسب جهت حفظ سلامت شکمبه و جلوگیری از اسیدوز تحت‌حاد توصیه می‌شود. سازگاری تدریجی شکمبه با نشاسته جیره شیردهی از طریق افزودن مقادیر محدود کنسانتره در سه هفته پایانی آبستنی، باعث افزایش ظرفیت جذب اسیدهای چرب فرار و کاهش افت مصرف ماده خشک پس از زایش می‌شود. استفاده از جیره‌های با تعادل منفی آنیونی- کاتیونی از طریق افزودن نمک‌های آنیونی، خطر بروز تب شیر را کاهش می‌دهد.

تأمین پروتئین خام در محدوده 12 تا 14 درصد، برای حمایت از عملکرد کبد و سیستم ایمنی ضروری است. همچنین، مکمل‌ کردن مناسب منیزیم، سلنیوم و ویتامین E با بهبود پاسخ ایمنی و کاهش تنش اکسیداتیو، خطر جفت‌ماندگی و عفونت‌های رحمی پس از زایش را کاهش می‌دهد. وضعیت بدنی بیش از حد یا چاقی، ممکن است باعث شود گاو خشک در هنگام زایمان با مشکل مواجه شود و مستعد ابتلا به ناهنجاری‌های متابولیکی و عفونت‌ها باشد. بخش عمده‌ای از جیره گاوهای خشک از علوفه تشکیل شده است. با این حال، با نزدیک شدن گاو به زایمان، تراکم مواد مغذی جیره غذایی باید افزایش یابد.

 

نتیجه گیری

تغذیه موفق گاو شیری نیازمند راهبردهای تغذیه‌ای با نیازهای متغیر دام در مراحل مختلف شیردهی است. در اوایل شیردهی، تمرکز بر کاهش تعادل منفی انرژی است. در اواسط شیردهی، می‌توان با کاهش تدریجی تراکم مواد مغذی، کارایی تغذیه را بهینه کرد. در اواخر شیردهی، هدف اصلی بازیابی وضعیت بدنی و آماده‌سازی گاو برای دوره خشکی و زایمان بعدی است. پیشرفت‌های اخیر در تغذیه و پرورش گاو شیری، افق‌های جدیدی را برای بهینه‌سازی تولید، بهبود سلامت و رفاه حیوان گشوده است.

 

 

تغذیه آغوز در پرورش گوساله

ترکیب و ارزش تعذیه ای آغوز

آغوز سرشار از پروتئین‌های مهم است که اهمیت ایمنوگلوبولین‌ها در این میان بسیار حیاتی است. این پروتئین‌ها نقش ایمنی گوساله نوزاد را تا زمانی که هنوز سیستم ایمنی بدن شکل نگرفته، بر عهده دارند. ترکیب و غلظت پروتئین‌های آغوز در جدول 1 نشان داده شده است.

علاوه بر این، آغوز سرشار از سایر مواد مغذی نظیر ویتامین‌ها و مواد معدنی است که در رشد و نمو اولیه گوساله نقش بسیار کلیدی دارند. آغوز در مقایسه با شیر، غلظت بالاتری از کلسیم، فسفر، سدیم، منیزیم، آهن، سلنیوم، مس و روی دارد، اما غلظت پتاسیم و منگنز آن کمتر است. در این میان، نقش کلسیم در رشد اسکلت بدن بسیار ضروری است و میزان جذب آن در گوساله‌های جوان (تا سن ۱۰ روزگی) می‌تواند به ۹۹ درصد برسد و با افزایش سن کاهش یافته به طوری که در گاوهای بالغ به 22 درصدکاهش می‌یابد. آغوز منبع مهمی از ویتامین‌های ضروری برای سلامت و رشد گوساله نوزاد است و تأخیر در مصرف آغوز می‌تواند رشد و نمو را مختل کرده و حساسیت به بیماری‌های عفونی را افزایش دهد. ویتامین‌های محلول در چربی (ویتامین‌های A، E و D) در آغوز در غلظت‌های بالاتری نسبت به شیر وجود دارند. شایان ذکراست که آغوز حاوی الیگوساکاریدهایی برای رقابت با میکروب‌های مضر و کمک به جلوگیری از استقرار این میکروب‌ها در روده گوساله دارد و می توان گفت آغوز نقش پری بیوتیکی دارد.

 

اثرات و کیفیت آغوز

علاوه بر کاهش بیماری و مرگ و میر در دوره قبل از شیرگیری، اثرات طولانی مدت دریافت ایمنی غیر فعال شامل:

  • کاهش مرگ و میر در دوره بعد از شیرگیری
  • بهبود رشد
  • کاهش سن اولین زایش
  • تولید شیر بیشتر در زایش اول و دوم
  • کاهش تمایل به حذف تا انتهای اولین شیردهی

فواید آغوز با کیفیت در زمان مناسب می‌تواند به اثرات محافظتی ایمنوگلوبولین ها و همچنین مواد مغذی و ترکیبات زیست فعال آن مربوط باشد که رشد و توسعه گوساله و سلامت آن را تضمین می نماید.

در گوساله های با نقص انتقال ایمنی غیر فعال، زمانی که سطح ایمنو گلوبولین g سرم آنها در 24 تا 48 ساعت پس از زایش کمتر از 10 گرم در لیتر باشد، مرگ و میر گوساله ها زیادتر خواهد شد. تحقیقات نشان داد که با افزایش غلظت ایمنوگلوبولین‌ها،  مرگ و میر کمتر می‌شود. از این نظر، کیفیت آغوز را بر اساس غلظت ایمنو گلوبولین g سرم و پروتئین سرم می توان دسته‌بنده کرد (جدول 2).

 

جدول 2: کیفیت آغوز بر اساس غلظت ایمنو گلوبولین g و پروتئین سرم

 

تاثیر فاکتورهای مختلف در تولید آغوز

­­تنش گرمایی در دوره خشکی نیز حجم آغوز تولیدی و غلظت ایمنوگلوبولین را ممکن است کاهش دهد. در توجیه دلیل آن می‌توان گفت که تنش گرمایی مصرف خوراک را کاهش داده و جریان خون به پستان را کم کرده و مواد مغذی و ایمنوگلوبولین آغوز را کاهش می دهد. از سوی دیگر، در زمستان نیز تنش سرمایی و نیاز به مواد مغذی بیشتر و همچنین با کاهش طول روز می تواند تولید آغوز را کاهش دهد. طول روز می تواند بر غلظت ملاتونین و پرولاکتین موثر باشد، که هر دو در ساخت آغوز موثر هستند. از این رو، در شرایط تنش گرمایی لازم است تمهیدات کافی برای کاهش اثرات منفی آن بر گاوها و تلیسه های انتظار زایش و در زمان زایش و همچنین بانک آغوز منجمد برای زمان‌های کمبود آغوز یا کیفیت پایین آغوز ضروری است.

طول دوره خشکی نیز بر میزان تولید آغوز موثر است. گاوهای با دوره خشکی خیلی کوتاه (زیر 21 روز) حجم آغوز و ایمنوگلوبولین کمتری تولید می کنند. مشخص گردیده که یک دوره 60 روز خشکی در گاوهای شیری، می تواند آغوز کافی برای گوساله تولید کند. میزان تولید آغوز در گاوهای با دوره خشک 60 روزه نسبت به آنهایی که دوره خشکی خیلی کوتاه داشتند،  2/2 لیتر بیشتر بوده است.

زمان دوشش نیز فاکتور بسیار مهمی در میزان تولید آغوز است. غلظت ایمنوگلوبولین‌ها در زمان زایش حداکثر بوده و با تاخیر ایجاد شده در زمان دوشش غلظت آنها کاهش می یابد. به ازای هر ساعت تاخیر در دوشش آغوز، غلظت ایمنوگلوبولین 7/3 درصد کاهش می‌یابد و دلیل آن رقیق شدن آغوز می باشد. تاخیر 6، 10، و یا 14 ساعته باعث کاهش 17، 27 و 33 درصدی ایمنوگلوبولین‌ها در آغوز می شود.

ارزیابی کیفیت آغوز

بررسی های چشمی در مورد کیفیت آغوز قابل اعتماد نیست و لازم است از ابزارها و روش‌های مناسب علمی کمک گرفت. کلسترومتر، وسیله ای برای تخمین ایمنوگلوبولین با اندازه گیری چگالی نسبی برای تشخیص آغوز با کیفیت بالا و کیفیت پایین می باشد. چگالی نسبی بالاتر از 050/1 می تواند نشان دهنده کیفیت مناسب آغوز با بیش از 50 گرم ایمنوگلوبولین در لیتر باشد. البته دما و چربی آغوز می تواند در نتیجه تفاوت ایجاد کند. اخیرا روش رفرکتومتر که غلظت مواد جامد را اندازه می گیرد، در ارزیابی آغوز مورد استفاده قرار گرفته است  و نشان داده که می تواند شاخصی از ایمنوگلوبولین آغوز باشد. این روش کمتر تحت تاثیر دمای آغوز قرار می گیرد. از این نظر، شاخص بریکس بین 18 تا 23 درصد نشانه کیفیت خوب آغوز می باشد. بهترین حالت زمانی است که بیش از 90 درصد از نمونه های بررسی شده آغوز باید ایمنوگلوبین 50 گرم در لیتر و یا بریکس 22 درصد داشته باشند.

تغذیه آغوز

گوساله ها باید در اولین بار به مقدار 10 تا 12 درصد از وزن بدن آغوز دریافت نمایند (3 تا 4 لیتر). در پژوهشی، گوساله هایی که در زمان تولد 4 لیتر آغوز و 12 ساعت بعد 2 لیتر دیگر دیگر دریافت کردند غلظت ایمنوگلوبولین بیشتری (1/31 گرم در لیتر) در مقایسه با آنهایی که فقط دو لیتر آغوز در زمان تولد و 2 لیتر دیگر در  12 ساعت بعد از تولد دریافت کردند، داشتند (5/23 گرم در لیتر). نشان داده شد که گوساله های براون سوییس که 8/3 لیتر آغوز در مقایسه با 9/1 لیتر در اولین تغذیه دریافت کردند افزایش وزن بیشتر و تولید شیر بیشتر در شیردهی اول و دوم خود داشتند.

تغذیه مستقیم از مادر چندان مورد قبول نیست، زیرا حجم مصرف آغوز مشخص نبوده و گوساله در ساعات اولیه ممکن است توانایی خوردن حجم کافی نداشته باشد. تغذیه اجباری با لوله مخصوص نیز ممکن است شانس تشکیل ناودان مری را کاهش داده و آغوز به شکمبه راه یابد و در آنجا تجمع نماید. البته تا سه ساعت این ترکیبات از پیش معده به شیردان و روده خواهند رسید. در کل بین روش لوله و تغذیه با بطری با سرپستانک زیاد متفاوت نبوده و ایمنی برابری ایجاد می کند. برخی گوساله ها 4 لیتر را مصرف می کنند ولی برخی فقط در زمان تغذیه از بطری سر پستانک دار فقط می توانند 2/2 لیتر آغوز مصرف کنند و لذا بقیه آغوز باید یا به روش اجباری با لوله و یا در 6 ساعت بعد با بطری تغذیه شود. تجربه فرد تغذیه کننده اجباری با لوله و همچنین بهداشت تجهیرات بسیار مهم می باشد.

جمع بندی

استاندارد طلایی در تشخیص نقص سیستم ایمنی ایمنوگلوبولین، غلظت بیش از 10 گرم در لیتر سرم می‌باشد. نمونه گیری از 12 گوساله و ارزیابی پروتئین تام با بیش از 80 درصد از گوساله‎ها بیش از 5/5 گرم پروتئین تام یا بیشتر داشته باشند و یا این‌که بیش از 90 درصد گوساله ها بین 5 تا 2/5 گرم در دسی لیتر پروتئین تام داشته باشند، نشان دهنده موفقیت برنامه آغوز‌دهی است.

 

نقش تغذیه و میکروبیوم روده در بروز و کنترل ورم پستان در گاوهای شیری

1- مقدمه

ورم پستان در واقع پاسخ التهابی در غده پستان است که با تغییر ترکیب شیر، ظاهر پستان (قرمزی، گرمی، درد) و نشانه‌های عمومی مانند تب تظاهرمی‌یابد. این بیماری، در صنعت گاوداری خسارت‌های اقتصادی قابل توجهی از جمله کاهش تولید و کیفیت شیر، افت باروری، افزایش تلفات و هزینه‌های درمان ایجاد می‌کند. ورود پاتوژن‌ها به غده پستان، علت اصلی بیماری شناخته می‌شود. با این وجود، پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد تغذیه و میکروبیوم دستگاه گوارش و متابولیت‌های آن‌ها نیز نقش مهمی در بروز و شدت ورم پستان دارند. تغذیه نامناسب و ایجاد تعادل منفی انرژی، سیستم ایمنی را تضعیف کرده و حساسیت گاوها به بیماری را افزایش می‌دهد. این در حالی است که میکروبیوم روده در ارتقای سیستم ایمنی و مقاومت در برابر پاتوژن‌ها مؤثر است. برهم خوردن تعادل میکروبیوم می‌تواند باعث نفوذ سلول‌های التهابی، افزایش فعالیت آنزیم‌ها و بالا رفتن نفوذپذیری سد خون – شیر شود و بدین ترتیب ورم پستان ایجاد یا تشدید گردد. روش‌های متداول درمانی مانند استفاده گسترده از آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تواند تعادل میکروبی شیر را برهم زده و باقی‌مانده دارویی در شیر تهدیدی برای سلامت انسان ایجاد کند. در مقابل، افزودن ریزمغذی‌ها، پروبیوتیک‌ها، متابولیت‌های میکروبی مانند اسیدهای چرب زنجیرکوتاه و مصرف رژیم‌های پرفیبر می‌تواند شدت ورم پستان را کاهش دهد. مطالعات نشان داده‌اند که اینولین از طریق تنظیم میکروبیوم و متابولیت‌ها قادر به بهبود ورم پستان تحت‌بالینی است. با توجه به گرایش صنعت گاوداری به کاهش مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها، درک بهتر ارتباط تغذیه و میکروبیوم با ورم پستان اهمیت بیشتری پیدا نموده و یافته‌های اخیر می‌تواند راهکارهای مؤثری برای پیشگیری و کنترل این بیماری ارایه دهد.

2- تغذیه و ورم پستان

تغذیه نقش مهمی در سلامت پستان دارد و بسیاری از مشکلات ورم پستان از کمبود انرژی و مواد مغذی آغاز می‌شود. پس از زایمان، نیاز گاو به مواد مغذی برای تولید شیر افزایش می‌یابد، اما مصرف خوراک در این زمان پایین است و گاو در «تعادل انرژی منفی» قرار دارد. این ناترازی انرژی باعث تضعیف سیستم ایمنی می‌شود و احتمال بروز ورم پستان را بالا می‌برد. در چنین شرایطی، سطح بتا-هیدروکسی‌بوتیرات در خون افزایش می‌یابد و این موضوع عملکرد سلول‌های ایمنی را کاهش می‌دهد. نوتروفیل‌ها و ماکروفاژها که وظیفه نابودی باکتری‌ها را دارند، در زمان کمبود انرژی قدرت فاگوسیتوز کمتری دارند و توانایی تولید کموکاین‌ها نیز کاهش می‌یابد. بنابراین، سلول‌های ایمنی کمتر و دیرتر به پستان آلوده می‌رسند و زمینه برای ایجاد عفونت فراهم می‌شود. گاوهایی که پیش از زایمان درگیر کیتوز هستند، بیشتر در معرض ورم پستان قرار دارند، زیرا کیتوز نشانه‌ای از اختلال‌های متابولیک گسترده‌تر است.  کمبود ریزمغذی‌ها نیز می‌تواند سیستم دفاعی پستان را تضعیف کند. این کمبود ممکن است موجب تغییر در پلاک کراتینی نوک پستان یا آسیب به یکپارچگی سلول‌های اپیتلیال شود که هر دو نقش مهمی در جلوگیری از ورود باکتری‌ها دارند. نیاز گاوهای شیرده به ویتامین‌ها و مواد معدنی با عواملی مانند سن، بارداری، سطح تولید و رشد تغییر می‌کند. معمولاً مقدار ریزمغذی لازم برای حفظ عملکرد ایمنی بیش از مقداری است که تنها برای رشد یا تولید مثل کافی است. به همین دلیل ممکن است پیش از بروز نشانه‌های ظاهری کمبود، عملکرد شیردهی و سلامت افت کند.

3- ویژگی‌های میکروبیوتا و متابولیت‌ها در شیر، شکمبه و مدفوع گاوهای مبتلا به ورم پستان

مطالعات نشان می‌دهد که ابتلای گاو به ورم پستان موجب کاهش فعالیت، مدت زمان دراز کشیدن، مصرف خوراک، زمان صرف غذا و نشخوار می‌شود. همچنین، مقایسه گاوهای مبتلا با گاوهای سالم نشان می‌دهد که تنوع، غنای گونه‌ها و فراوانی میکروبیوم روده در حیوانات بیمار کمتر است. این تغییرات ممکن است با کاهش مصرف خوراک و محدودیت تنوع رژیم غذایی مرتبط باشد. تحقیقات نشان داده‌اند که در شیر و دستگاه گوارش گاوهای مبتلا، میزان باکتری‌های بالقوه بیماری‌زا و ترکیبات التهابی افزایش یافته، در حالی که جمعیت باکتری‌های مفید کاهش می‌یابد. این یافته‌ها نشان می‌دهد که تغییرات میکروبیوتا و متابولیت‌ها می‌توانند نقش مهمی در تشدید التهاب پستان و کاهش سلامت عمومی دام داشته باشند.

3-1- شیر

در گاو، ورم پستان توسط باکتری‌های مختلفی ایجاد می‌شود که می‌توان آن‌ها را به سه گروه تقسیم کرد: باکتری‌های عفونی مانند Staphylococcus و Streptococcus که معمولاً حین شیردوشی منتقل می‌شوند و می‌توانند باعث عفونت مزمن شوند و یا با نفوذ به لایه‌های عمقی‌تر پستان، منجر به فیبروز و آبسه می‌شوند؛ باکتری‌های محیطی مانند E. coli و Klebsiella که با ورود به پستان باعث التهاب می‌شوند و بخشی از آن‌ها توسط بدن حذف می‌شود؛ و باکتری‌های فرصت‌طلب مانند Pseudomonas spp که معمولاً روی نوک پستان زندگی می‌کنند و در صورت برهم خوردن تعادل طبیعی، بیماری‌زا می‌شوند. تحقیقات نشان داده‌اند که در شیر گاوهای مبتلا به ورم پستان، سطح مواد شیمیایی التهابی و پپتیدها افزایش می‌یابد. برخی متابولیت‌ها مانند سرامید و پروستاگلاندین F2α باعث تشدید التهاب و حساسیت پستان می‌شوند، در حالی که کاهش باکتری‌های مفید مانند Bifidobacterium و Lactobacillus با کاهش متابولیت‌های محافظتی همراه است. همچنین، متابولیت‌های مرتبط با انرژی مانند اسید سیتریک و L-کارنیتین در زمان اوج عفونت کاهش می‌یابند، که نشان می‌دهد بدن انرژی زیادی برای مقابله با بیماری مصرف می‌کند. این تغییرات در شیر نشان می‌دهد که ورم پستان نه تنها سلامت پستان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند بر وضعیت عمومی گاو و کیفیت شیر نیز اثر بگذارد.

3-2-  شکمبه

در گاوهای مبتلا به ورم پستان، باکتری‌های مرتبط با التهاب روده و دهان مانند Moraxella، Pasteurellaceae، Gastranaerophilales و Neisseria در شکمبه افزایش می‌یابند. Moraxella می‌تواند باعث التهاب روده و آسیب به دیواره شکمبه شود. همچنین، برخی باکتری‌های فرصت‌طلب روده‌ای مانند Enterorhabdus در گاوهای مبتلا به ورم پستان تحت بالینی بیشتر دیده می‌شوند. در گاوهایی که ورم پستان آن‌ها با اسیدوز تحت حاد شکمبه‌ای (SARA) مرتبط است، باکتری‌های درون‌زاد مانند Stenotrophomonas افزایش یافته‌اند، که نشان می‌دهد برخی ورم پستان‌ها ممکن است از باکتری‌های طبیعی بدن ناشی شوند. همزمان، باکتری‌های مفید شکمبه مانند Prevotella، Bifidobacterium و Butyrivibrio کاهش می‌یابند. این باکتری‌ها معمولاً اسیدهای چرب کوتاه‌زنجیره تولید می‌کنند که به کنترل باکتری‌های بیماری‌زا و تعدیل التهاب کمک می‌کنند. کاهش آن‌ها باعث پایین آمدن غلظت این اسیدها و برهم خوردن تعادل میکروبیوم شکمبه می‌شود و می‌تواند شدت التهاب را افزایش دهد (Zhong et al., 2018).

3-3- مدفوع

مطالعات نشان می‌دهند که در مدفوع گاوهای مبتلا به ورم پستان بالینی، فراوانی باکتری‌های بیماری‌زا مانند EscherichiaShigella، Enterococcus، Streptococcus و Staphylococcus افزایش یافته است. در ورم پستان زیر بالینی، باکتری‌های دیگری مانند Klebsiella، Corynebacterium و Paeniclostridium بیشتر مشاهده شدند. این باکتری‌ها از جمله پاتوژن‌های رایج ورم پستان و التهاب روده هستند و نشان‌دهنده ارتباط بین میکروبیوم روده و غده پستان است. در مقابل، باکتری‌های مفید همزیست مانند Lactobacillus و Bifidobacterium در مدفوع و شیر کاهش نشان داده‌اند. این باکتری‌های مفید با تولید باکتریوسین و جذب نوتروفیل‌ها، نقش مهمی در تقویت ایمنی غده پستان و مقابله با پاتوژن‌ها دارند. کاهش شمار این باکتری‌ها می‌تواند حساسیت به ورم پستان را افزایش دهد. علاوه بر تغییرات میکروبی، تغییرات متابولیکی نیز در جریان التهاب دیده می‌شود. این تغییرات شامل افزایش متابولیت‌های التهابی مرتبط با اسید آراشیدونیک و اسید لینولئیک و کاهش متابولیت‌های ضدالتهابی مانند اسیدهای صفراوی ثانویه است. این اسیدهای صفراوی ثانویه معمولاً با کمک باکتری‌های مفید روده تولید می‌شوند و توانایی مهار التهاب را دارند. بنابراین، کاهش شمار باکتری‌های مفید می‌تواند منجر به تشدید التهاب شود. همچنین، مسیرهای متابولیکی مرتبط با انرژی، اسید سیتریک، کارنیتین، پورین، پیریمیدین و ویتامین‌ها در مدفوع گاوهای مبتلا کاهش یافته است. این یافته‌ها نشان می‌دهد که در گاوهای مبتلا به ورم پستان، دستگاه گوارش و شیر به‌طور مشابه دچار تغییرات میکروبی و متابولیکی می‌شوند؛ به‌طوری که با افزایش میکروب‌ها و متابولیت‌های بیماری‌زا و کاهش باکتری‌های مفید و ترکیبات ضروری برای متابولیسم و تقویت ایمنی همراه است.

4- نقش میکروبیوم دستگاه گوارش در تنظیم ورم پستان

میکروبیوم دستگاه گوارش نقش مهمی در سلامت پستان و پاسخ ایمنی گاوها دارد. باکتری‌های مفید موجود در شکمبه به حفظ یکپارچگی سد اپیتلیالی- عروقی کمک می‌کنند و از ورود پاتوژن‌ها و متابولیت‌های مضر به جریان خون جلوگیری می‌کنند. اما زمانی که تعادل میکروبی شکمبه به هم می‌خورد، اسیدیته و نفوذپذیری آن افزایش می‌یابد و ترکیباتی مانند لیپوپلی‌ساکاریدها (LPS) می‌توانند وارد خون شده و به غده پستانی برسند. این فرآیند باعث افزایش عوامل التهابی در پستان، مانند TNF-α، IL-1β، IL-6 و IL-8 می‌شود و ورم پستان را تحریک می‌کند. علاوه بر این، میکروبیوم روده می‌تواند به طور مستقیم محور روده- پستان را تحت تأثیر قرار دهد. باکتری‌ها و متابولیت‌های روده‌ای می‌توانند توسط سلول‌های ایمنی تک‌هسته‌ای جذب شده و از طریق جریان خون یا گره‌های لنفاوی به پستان منتقل شوند. مطالعات نشان داده‌اند که انتقال میکروبیوتای مدفوع از گاوهای مبتلا به ورم پستان به حیوانات آزمایشی می‌تواند التهاب و نشانه‌های ورم پستان را ایجاد کند، در حالی که میکروبیوتای سالم چنین تأثیری ندارد. آزمایش‌ها با استفاده از E. coli نشانه‌گذاری‌شده نیز نشان داده‌اند که عدم تعادل روده باعث تسهیل حرکت باکتری‌ها به پستان و تشدید ورم پستان می‌شود. به طور خلاصه، شواهد موجود نشان می‌دهد که اختلال در میکروبیوم گوارشی، نه تنها باعث افزایش ترکیبات التهابی مانند LPS می‌شود، بلکه می‌تواند از طریق محور روده- پستان به طور مستقیم منجر به ایجاد یا تشدید ورم پستان گردد. این یافته‌ها نقش کلیدی تعادل میکروبی در حفظ سلامت پستان و پیشگیری از بیماری‌های التهابی را برجسته می‌کنند.

5- راهکار‌های غیرآنتی‌بیوتیکی برای کنترل ورم پستان

اتخاذ رویکردهای غیرآنتی‌بیوتیکی نقش مهمی در پیشگیری و کاهش شدت ورم پستان دارد. این رویکرد‌ها شامل مصرف مکمل‌های غذایی مانند ریزمغذی‌ها (سلنیوم، روی و مس)، ویتامین‌ها (E، A و β-کاروتن)، پروبیوتیک‌ها، متابولیت‌های مشتق از میکروبیوم گوارشی مانند اسیدهای چرب کوتاه‌زنجیره یا رژیم‌های غذایی غنی از فیبر است. مطالعات نشان داده‌اند که اینولین می‌تواند نشانه‌های ورم پستان تحت‌بالینی را بهبود دهد.

5-1- ریزمغذی‌ها و ویتامین‌ها

ریزمغذی‌ها و ویتامین‌ها در تقویت سیستم ایمنی و مقاومت در برابر عفونت‌های پستانی اهمیت زیادی دارند. ویتامین E که جزئی از غشاهای لیپیدی است، با محافظت از سلول‌ها در برابر آسیب‌های اکسیداتیو، عملکرد نوتروفیل‌ها را تقویت می‌کند. سلنیوم نیز جزئی از آنزیم گلوتاتیون پراکسیداز است و کمبود آن می‌تواند فعالیت نوتروفیل‌ها را کاهش دهد. روی برای حفظ یکپارچگی اپیتلیوم پستان و عملکرد سلول‌های ایمنی حیاتی است. مصرف مکمل‌های روی می‌تواند تعداد سلول‌های سوماتیک و سطح آمیلوئید A در شیر را کاهش دهد. مس نیز با خاصیت ضدباکتریایی خود از طریق تخریب اکسیداتیو لیپیدها، پروتئین‌ها و DNA باکتری‌ها، می‌تواند میزان ابتلا به ورم پستان ناشی از E. coli را کاهش دهد. ویتامین A در توسعه و بازسازی غدد پستانی و حفظ یکپارچگی مخاط اپیتلیوم اهمیت دارد. β-کاروتن علاوه بر کاهش تولید سوپراکسید در فاگوسیت‌ها، دارای اثرات ضدالتهابی است و می‌تواند فعال‌سازی NF-kB و التهاب ناشی از LPS در سلول‌های اپیتلیال پستانی را کاهش دهد. کمبود ریزمغذی‌ها و ویتامین‌ها می‌تواند ایمنی ذاتی پستان را تضعیف کرده و حساسیت به ورم پستان را افزایش دهد. بنابراین، در برنامه‌های پیشگیری و مدیریت تغذیه دامداری‌های شیری، توجه ویژه به ریزمغذی‌ها ضروری است.

5-2- پروبیوتیک‌ها

پروبیوتیک‌ها باکتری‌های زنده‌ای هستند که می‌توانند تعادل میکروبی دستگاه گوارش را بازگردانده و ایمنی میزبان را تقویت کنند. مصرف باکتری‌های لاکتیک مانند Lactobacillus salivarius و L. gasseri می‌تواند تعداد پاتوژن‌ها در شیر را کاهش داده و نشانه‌های ورم پستان را تخفیف دهد. این باکتری‌ها با تولید ترکیبات ضدباکتریایی مانند اسید لاکتیک و پراکسید هیدروژن و چسبندگی به سلول‌های روده، اثر حفاظتی دارند. پروبیوتیک‌ها همچنین پاسخ ایمنی پستان را تقویت می‌کنند؛ به عنوان مثال، Lactobacillus helveticus با افزایش IL-4 و IL-10 و کاهش INF-γ و IL-6، التهاب را کاهش می‌دهد. همچنین  Lactobacillus casei التهاب روده و خون را کم کرده و آسیب به سلول‌های پستان و فعالیت پروتئین‌های التهابی را کاهش می‌دهد. در نشخوارکنندگان، ترکیب L. casei Zhang و L. plantarum P-8 باعث کاهش سلول‌های سوماتیک و تقویت ایمنی شیر شده است. سازوکار پروبیوتیک‌ها شامل مقابله مستقیم با پاتوژن‌ها، تقویت سد اپیتلیالی و حمایت از پاسخ‌های ایمنی ذاتی و اکتسابی است. با وجود شواهد مثبت، هنوز نیاز به مطالعات بالینی بیشتر برای تأیید اثرات درمانی پروبیوتیک‌ها وجود دارد.

5-3- اسیدهای چرب کوتاه‌زنجیر (SCFA)

عدم تعادل میکروبیوم گوارشی باعث کاهش سطح اسیدهای چرب کوتاه‌زنجیر مانند استات، پروپیونات و بوتیرات می‌شود، که در گاوهای مبتلا به ورم پستان و حیواناتی با شمار سلول‌های سوماتیک بالا مشاهده شده است. این کاهش ممکن است با تغییر رفتار تغذیه‌ای و کاهش مصرف خوراک مرتبط باشد. مطالعات نشان داده‌اند که مکمل SCFA یا باکتری‌های تولیدکننده آن‌ها، مانند Clostridium tyrobutyricum، می‌تواند ترکیب میکروبی روده را بهبود بخشد و نفوذپذیری سد خون- شیر، فعالیت سلول‌های التهابی و عوامل التهابی مانند TNF-α، IL-1β و IL-6 را کاهش دهد. مصرف پروپیونات و بوتیرات همچنین باعث تقویت اتصالات محکم بین سلول‌های اپیتلیالی و مهار مسیر سیگنال‌دهی NF-kB شده، که در نهایت التهاب غده پستانی را کاهش می‌دهد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که SCFA نقش محافظتی مهمی در ورم پستان دارند و می‌توانند با تقویت سد خون- شیر، کاهش التهاب و تنظیم پاسخ ایمنی، به‌عنوان یک رویکردی غیرآنتی‌بیوتیکی مؤثر برای کنترل ورم پستان مورد استفاده قرار گیرند.

5-4- الگوهای غذایی

رژیم غذایی نه تنها شکل و ترکیب میکروبیوم گوارشی را تعیین می‌کند، بلکه می‌تواند الگوی میکروبی و متابولیت‌های غده پستانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. مطالعات نشان داده‌اند که مصرف رژیم‌های پر فیبر، با افزایش باکتری‌های مفید مانند Lactobacillus و کاهش باکتری‌های بالقوه بیماری‌زا، مقاومت غده پستانی در برابر عفونت را افزایش می‌دهد. این رژیم همچنین متابولیت‌های ضدالتهابی مانند اسیدهای صفراوی ثانویه و مشتقات تریپتوفان را در غده پستانی افزایش می‌دهد و با مهار NF-kB و تقویت اتصالات محکم بین سلول‌های اپیتلیالی، التهاب را کاهش می‌دهد. برعکس، رژیم‌های پرچرب و غنی از اسیدهای چرب اشباع باعث اختلال در میکروبیوم، افزایش نفوذپذیری سد اپیتلیالی و تجمع عوامل التهابی می‌شوند. مصرف مکمل‌هایی مانند روغن ماهی می‌تواند اثرات منفی رژیم پرچرب را کاهش دهد. در نشخوارکنندگان، استفاده از پری‌بیوتیک‌ها مانند اینولین به‌عنوان یک رویکرد تغذیه‌ای مؤثر شناخته شده است. اینولین توسط میکروبیوم گوارشی تخریب شده و رشد باکتری‌های مفید مانند Bifidobacterium و Lactobacillus را تحریک می‌کند، همچنین تولید SCFA (پروپیونات و بوتیرات) و اسیدهای صفراوی ثانویه را افزایش می‌دهد که خواص ضدالتهابی دارند. مطالعات نشان داده‌اند که مصرف اینولین در گاوهای مبتلا به ورم پستان تحت‌بالینی باعث افزایش باکتری‌های مفید در شیر و کاهش باکتری‌های بیماری‌زا و متابولیت‌های التهابی می‌شود. این تغییرات مشابه تغییرات میکروبیوم در دستگاه گوارش است و نشان‌دهنده ارتباط نزدیک روده و غده پستانی است. بنابراین، اصلاح رژیم غذایی با استفاده از الگوهای غذایی سالم و افزودنی‌های پری‌بیوتیکی می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد جایگزین و مؤثر برای کنترل ورم پستان و بهبود سلامت غده پستانی در گاوهای شیری در نظر گرفته شود.

6- نتیجه‌گیری

ورم پستان همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌ها برای سلامت غده پستانی و کیفیت شیر در پستانداران محسوب می‌شود. با این حال، پاتوژن‌های خارجی تنها عامل ایجاد بیماری نیستند؛ وضعیت تغذیه‌ای و تعادل میکروبیوم گوارشی حیوان میزبان نیز نقش مهمی در بروز و شدت ورم پستان دارند. کمبود انرژی و ریزمغذی‌ها می‌تواند عملکرد سلول‌های ایمنی در غده پستانی را کاهش دهد و حساسیت به عفونت را افزایش دهد. همچنین، عدم تعادل میکروبیوم گوارشی می‌تواند به‌طور مستقیم یا از طریق محور روده – پستان سبب ایجاد ورم پستان یا تشدید آن شود. تأمین مواد مغذی کافی، ویتامین‌ها، ریزمغذی‌ها و حفظ تنوع میکروبیوم برای سلامت پستان و ایمنی حیاتی است. این مداخلات تغذیه‌ای می‌توانند به کاهش نیاز به آنتی‌بیوتیک‌ها و پیشگیری از ورم پستان کمک کنند. با این حال، مدیریت صحیح دامداری نیز ضروری است؛ فراهم کردن محیط تمیز و خشک و رعایت بهداشت پایه از جمله اقدامات کلیدی در پیشگیری از ورم پستان هستند. به همین دلیل، رویکرد جامع که تغذیه و مدیریت بهداشتی را در کنار هم قرار دهد، بهترین رویکرد برای کنترل و کاهش بروز این بیماری است.

منابع

Wang, Y., Zhao, Y., Tang, X., Nan, X., Jiang, L., Wang, H., … & Xiong, B. (2024). Nutrition, gastrointestinal microorganisms and metabolites in mastitis occurrence and control. Animal Nutrition, 17: 220–231.

شیر شتر و نقش آن در درمان دیابت

مقدمه

شتر از نظر فیزیولوژیکی برای زندگی در شرایط گرم و خشک سازگاری خوبی یافته است. بنابراین، این حیوان یک منبع غذایی مهم در محیط‌های خشک و نیمه خشک نظیر ایران محسوب می‌شود. تولید شیر شتر، بسته به نژاد، تغذیه و شرایط نگه‌داری، از 1000 تا 12000 لیتر در یک دوره‌ی شیردهی متغیر است. معمولاً شیر شتر به‌عنوان منبع غنی از اسیدهای چرب غیراشباع است، که وقوع بیماری‌های قلبی-عروقی را کاهش می‌دهند. شیر شتر منبع مناسبی از روی و منیزیم بوده و می‌تواند از کم‌خونی ناشی از آهن در نوزادان جلوگیری کند. میزان ویتامین C شیر شتر، 3 تا 5 برابر بیشتر از شیر سایر پستانداران است.

در سال‌های اخیر، به دلیل آگاهی مردم از فواید ویژه شیر شتر بر سلامتی، علاقه بیشتری برای مصرف‌آن وجود داشته است. اگرچه درمان مناسب دیابت شامل تزریق مداوم انسولین برای حفظ سطح گلوکز خون است، اما امروزه پژوهشگران به دنبال برخی از درمان‌های جایگزین طبیعی برای انسولین هستند. شیر شتر منبع بی‌نظیری از مواد مغذی است و به عنوان یک ابرخوراکی با خواص دارویی در نظر گرفته می‌شود.

اندازه کوچک‌تر نانوبادی های شیر شتر، پاسخ‌های ایمنی و ضدالتهابی را افزایش می‌دهد. همچنین، مقدار بالای عنصر روی در شیر شتر نقش کلیدی در حفظ عملکرد طبیعی سیستم ایمنی دارد. شیر شتر دارای اثرات هیپوگلیسمی است و می‌تواند در بهبود دیابت مفید باشد. شیر شتر حاوی پروتئین‌های شبه انسولین است که در شرایط اسیدی معده لخته تشکیل نمی‌دهند و می‌تواند جایگزین مؤثری برای انسولین باشد.

خواص ضد دیابتی شیر شتر

اثرات مفید شیر ​​شتر شامل موارد زیر است:

  • تأثیر بر عملکرد گیرنده انسولین و انتقال گلوکز در بافت‌های حساس به انسولین
  • تأثیر بر ترشح انسولین توسط سلول‌های بتای پانکراس از طریق اثر بر رشد و فعالیت سلول‌های پانکراس

شیر خام شتر حاوی انسولین و/یا پروتئین‌های شبه انسولین (حدود 52 واحد انسولین در لیتر) است که 3 برابر پروتئین‌های شبه انسولین شیر گاو در روده قابلیت جذب دارند.

همچنین، ایمونوگلوبولین‌های شیر شتر دارای اثرات ضد التهابی، ضد آپوپتوزی و ضد اکسیداتیو هستند که بر فعالیت ترشحی و عملکرد سلول‌های بتای پانکراس تأثیر می‌گذارند. لاکتوفرین بر حساسیت به انسولین تأثیر می‌گذارد و سیگنال دهی را تقویت می‌کند، پاسخ‌های ضد التهابی را بهبود می‌بخشد و گیرنده انسولین را فعال می‌کند، بنابراین می‌تواند در انتقال و جذب گلوکز توسط بافت‌های حساس به انسولین از طریق ناقل گلوکز نقش داشته باشد. مجموعه این اثرات می‌تواند خاصیت هیپوگلیسمی شیر شتر را توضیح دهد.

 

اثرات شیر ​​شتر بر عوارض دیابت

طبق مطالعات اخیر، پروتئین‌های آب پنیر شیر شتر یا پپتیدهای مشتق شده از آن، منجر به بهبود زخم‌ها در بیماران دیابتی می شوند.

فعالیت آنتی‌اکسیدانی پروتئین‌های آب پنیر شیر شتر، تکثیر سلول‌های ایمنی را افزایش داده و روند بهبود زخم را در طول دیابت تسریع می‌کند.

شیر شتر می‌تواند نارسایی‌های کلیوی و کبدی را در بیماران دیابتی تعدیل کند.

اثرات هیپوگلیسمی شیر شتر، عملکرد کلیه و کبد را در نفروپاتی و مشکلات قلبی- عروقی به عنوان عوارض اصلی در دیابت نوع ۱ و ۲ بهبود می‌بخشد.

 

مروری بر منابع مورد استفاده در ارتباط با تاثیر شیر شتر در درمان دیابت

مطالعه‌ای روی بیماران دیابتی نوع ۱ که ۵۰۰ میلی‌لیتر شیر خام شتر به مدت ۵۲ هفته مصرف کردند، انجام شد. در این مطالعه، در گروهی که شیر شتر دریافت می‌کردند، کاهش قابل توجهی در HbA1c، میانگین غلظت گلوکز خون و دوز مورد نیاز انسولین مشاهده شد. بیماران دیابتی نوع ۱ که به مدت ۳ ماه ۵۰۰ میلی‌لیتر شیر شتر دریافت کردند، پس از ۳ ماه، بهبود قابل توجهی در قند خون ناشتا و سطح HbA1c داشتند و کاهش ۳۰ درصدی در نیاز به انسولین در آنها مشاهده شد.

در مطالعه دیگر، بیماران دیابتی نوع ۲ به مدت دو ماه ۵۰۰ میلی‌لیتر شیر شتر پاستوریزه مصرف کردند. میانگین غلظت انسولین به طور قابل توجهی از 59/64 به 03/84 پیکومول در لیتر افزایش یافت.

در آزمایش‌های بالینی جداگانه به مدت ۳ ماه، ۶ ماه و ۱ سال، مصرف شیر شتر اثر هیپوگلیسمی قابل توجهی نشان داد و نیاز به انسولین را در پایان ۲ سال در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد.

مطالعه دیگری روی ۵۰ بیمار دیابتی نوع ۱ به وضوح نشان داد که شیر شتر همراه با انسولین یک مکمل کمکی در مدیریت دیابت نوع ۱ است و دوز روزانه انسولین را می‌توان پس از ۱۲ هفته تا ۶۶ درصد (۲۰ واحد در روز) کاهش داد. در هند، یک باور سنتی در مورد شیر شتر در درمان دیابت وجود دارد؛ مصرف روزانه شیر شتر می‌تواند نیاز به انسولین را در بیماران دیابتی نوع ۱ کاهش دهد. میزان ابتلا به دیابت در جمعیت رایکا در راجستان هند که به طور منظم شیر شتر مصرف می‌کنند، کم است.

 

 

                                                                                                   نکات کلیدی

  • مقدار نسبتا بالایی انسولین در شیر شتر شناسایی شده است که قند خون و دوز انسولین مورد نیاز را حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد در بیماران دیابت نوع ۱ کاهش می‌دهد.
  • خطر ابتلا به دیابت در افرادی که مرتباً شیر شتر مصرف می‌کنند، بسیار کمتر از افرادی است که شیر شتر مصرف نمی‌کنند.
  • شیر خام شتر اثرات تعدیل‌کننده سیستم ایمنی بر سلول‌های بتای پانکراس دارد، ترشح انسولین را افزایش می‌دهد، انسولین مورد نیاز و مقاومت به انسولین را کاهش می‌دهد و کنترل قند خون را در بیماران دیابتی نوع ۱ بهبود می‌بخشد.
  • شیر شتر عوارض دیابت مانند چاقی، التهاب، زخم‌ها و آسیب‌های استرس اکسیداتیو را بهبود می‌بخشد.
  • همچنین، لاکتوفرین شیر شتر اثرات تعدیل‌کننده سیستم ایمنی بر سلول‌های بتای پانکراس دارد و دوز انسولین مورد نیاز را در بیماران دیابتی نوع ۱ و ۲ کاهش می‌دهد.

شیر شتر به دلیل داشتن ترکیبات فعال زیستی به صورت خام، تازه نقش کمک درمانی در بهبود بیماری های انسان دارد. طبق آزمایشات متعدد، مصرف روزانه شیر شتر، دیابت و عوارض ناشی از آن از جمله نارسایی های کبدی، کلیوی، بیماری قلبی و زخم های دیابتی را بهبود می بخشد. به نظر می‌رسد مطالعات علمی بیشتری برای اثبات اثر شکل های مختلف شیر شتر در درمان دیابت مورد نیاز است.

 

منابع

محمدآبادی. ط. خواص کمک‌درمانی شیر شتر (با تمرکز بر بیماری دیابت).۱۴۰۰. انتشارات دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان.ص ۹۲.

Abdalla, K.O. 2014. An Overview of the Therapeutic Effects of Camel Milk in the Treatment of Type 1 Diabetes Mellitus. Journal Biomolecular Research and Therapeutics, 3: 118.

Abdulrahman, A. O., M.A. Ismael, K.h.Al-Hosaini,C.h. Rame,A.M. Al-Senaidy, A .J .Dupont, and M. A. Ayoub. 2016. Differential effects of camel Milk on insulin receptor signaling – Toward Understanding the insulin-like. Properties of camel Milk.Front Endocrinol. 7(4):1-13.

Agrawal., R.P. P. Sharma,and S.J. Gafoorunissa. 2011. Effect of camel milk on glucose metabolism in adults with normal glucose tolerance and type 2 diabetes in Raica community: a crossover study. Acta Biomed for Health Professions, 82:181–6.

Agrawal., R.P. P. Tantia, S. Jain. 2013. Camel milk: a possible boon for type 1 diabetic patients. Cell Mol Biology. 59:99–107.

Agrawal., R.P. S. Jain, S. Shah, A. Chopra, and V.  Agarwal. 2011. Effect of camel milk on glycemic control and insulin requirement in patients with type 1 diabetes: 2-years randomized controlled trial. European Journal of Clinical Nutrition,65: 1048 – 1052.

Ayoub., M.A. A.R. Palakkott, A. Ashraf, and R. Iratni. 2018. The molecular basis of the anti-diabetic properties of camel milk. Diabetes Research and Clinical Practice. 146: 305-3121

Mohammadabadi, T. R. Jain, et al. 2023. Camel milk. A nutritious superfood for health complications. Milk Science International. 76: 35-43.

Mohammadabadi, T. 2022. Camel milk; A superfood for diabetic patients. EC Nutrition 17.6: 7-13.

والین و ضرورت افزودن آن به جیره های غذایی سویه های تجاری جوجه های گوشتی

. مقدمه

هدف از تغذیه پروتئین در طیور تغذیه اسید های آمینه هست.  والین (Valine) از خانواده اسیدهای آمینه شاخه‌دار (BCAA[1]) است و یکی از اسیدهای آمینه مورد نیاز پرندگان بوده که در بدن  ساخته نمی‌شود و لذا یک اسید آمینه  ضروری برای  پرندگان محسوب می شود. اهمیت والین در طیور تنها به رشد و ساخت پروتئین محدود نمی‌شود، بلکه در بهبود مصرف خوراک، سلامت سیستم ایمنی، مینرالیزاسیون استخوان در جوجه های گوشتی و تعادل سایر اسیدهای آمینه شاخه‌دار نقش کلیدی دارد. در جیره‌های غذایی بر پایه ذرت- کنجاله‌سویا برای جوجه‌های گوشتی، نیاز والین در حد ۷0  تا ۸۵ درصد تأمین می‌شود و لازم است ما بقی نیاز از طریق مکمل-Lوالین تأمین گردد. این رقم در جیره های بر پایه گندم- کنجاله‌سویا در حد  65 تا 75 درصد می‌باشد. بسته به تغییرات ضرایب قابلیت هضم اسیدهای آمینه، نوع واریته‌های دانه ذرت و گندم و سویا، شرایط نگهدری و زراعی این دانه‌ها و نیز  عوامل فیزیکی و شیمیایی و حرارتی در فرآیند روغن کشی از دانه سویا، این دامنه تغییر نموده و نیاز به  مطالعه دقیق دارد. به نظر می رسد L- والین در حد مرزی چهارمین اسید آمینه محدود کننده در جوجه‌های گوشتی باشد. در مقاله حاضر، تلاش خواهد شد آخرین یافته‌های پژوهشی در مورد ضرورت افزودن والین به جیره های جوجه های گوشتی  سویه های تجاری جهت استفاده از پتانسیل ژنتیکی آنها در حد بهینه و  به عنوان راهنمایی برای تولید کنندگان خوراک های آماده و نیز کنسانتره های جوجه های گوشتی ارایه شود.

 

 

 ۲.  کشف و ساختمان شیمیایی والین

والین(Valine) از دو کلمه سه حرفی  val، مربوط به گیاه valerian (سنبل الطیب) و ine پسوندی است که در نامگذاری اسید های امینه استفاده می شود، تشکیل شده است. به هنگامیکه این اسید امینه کشف شد ساختمان شیمیایی شبیه ترکیبات استخراجی از گیاه  سنبل الطیب بود و لذا به آن والین گفته شد.  والین نخستین بار توسط شیمیدان آلمانی به نام هرمان امیل فیشر (Hermann Emil Fischer)  در سال 1901 میلادی کشف و شناسایی شد. فیشر که روی اسیدهای آمینه و ساختار پروتئین‌ها کار می‌کرد، والین را از پروتئین‌های گیاهی (به‌ویژه از گلوتن گندم و کازئین شیر) جداسازی کرد. پژوهش های بعدی وی در این حوزه منجر به اخذ جایزه نوبل شیمی در سال 1902 شد. والین از نخستین اسیدهای آمینه‌ای بود که سنتز شیمیایی آن انجام شد. فیشر در ادامه کارهای خود، توانست والین را به روش سنتز آزمایشگاهی از طریق مشتقات آلکیل‌مالونیک اسید و‌ واکنش‌های آلکیلاسیون تهیه کند. بعدها در اواسط قرن بیستم، مسیرهای بیوسنتزی والین در میکروارگانیسم‌ها (مانند E. coli) کشف شد.

والین دارای فرمول شیمیایی C₅H₁₁NO₂  بوده و به دلیل وجود زنجیره جانبی(ایزوپروپیل–CH(CH₃)₂  ) در گروه اسیدهای آمینه شاخه‌دار قرار می‌گیرد. این اسیدآمینه غیرقطبی و آب‌گریز است و در محیط آبی تمایل به قرارگیری در بخش‌های داخلی پروتئین دارد. والین در دو فرم D و L یافت می‌شود که تنها فرمL – والین در سیستم‌های زیستی فعال و مورد استفاده است.  فرمول شیمیایی گسترده  آن به به شرح زیر است:

شکل 1. ال- والین

 

 

 

  1. ساخت والین

در بدن پرندگان و سایر حیوانات والین ساخته نمی‌شود و باید از طریق جیره غذایی تأمین گردد. اما در گیاهان و میکروارگانیسم‌ها از پیروات ساخته می‌شود.  فرایند ساخت شامل چند مرحله آنزیمی است که در نهایت به تشکیل والین منجر می‌شود.

  1. تولید صنعتی

برای تأمین نیازهای گسترده صنعت دام و طیور، والین به‌صورت صنعتی تولید می‌شود. رایج‌ترین روش، تخمیر میکروبی توسط گونه‌هایی از Corynebacterium glutamicum و Escherichia coli مهندسی‌شده است. در این روش با استفاده از منابع کربنی ارزان مانند گلوکز یا ملاس، باکتری‌ها در شرایط کنترل‌شده والین را تولید و در محیط آزاد می‌سازند. سپس این محصول استخراج و به شکل L-والین کریستالی خالص در اختیار صنعت خوراک دام و طیور قرار می‌گیرد.روش‌های شیمیایی کلاسیک نیز وجود دارند، اما به دلیل پیچیدگی و هزینه بالا، کاربرد کمتری نسبت به تخمیر میکروبی دارند.

  1. ضرورت استفاده از والین در تغذیه طیور

والین به عنوان یک اسیدآمینه ضروری نقش‌های کلیدی در تغذیه طیور دارد که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

  • رشد وساخت پروتئین و معدنی‌شدن استخوان :والین همراه با لوسین و ایزولوسین در ساخت بافت‌های عضلانی و معدنی‌شدن استخوان ها نقش مستقیم دارد.
  • تعادل اسیدهای آمینه شاخه‌دار: عدم تعادل میان والین، لوسین و ایزولوسین می‌تواند مصرف خوراک و رشد  طیور را کاهش دهد.
  • کارایی خوراک : وجود مقادیر کافی والین در جیره به بهبود ضریب تبدیل غذایی کمک می‌کند.
  • سلامت سیستم ایمنی: والین در تشکیل آنتی‌بادی‌ها و افزایش مقاومت در برابر بیماری‌ها نقش دارد.
  • عملکرد تولید مثلی: در مرغ‌های تخم‌گذار، کمبود والین منجر به کاهش کیفیت تخم‌مرغ می‌شود.

در صورت عدم تامین والین به مقدار کافی، کاهش مصرف خوراک، کندی رشد، پرریزی غیرطبیعی، ضعف عمومی، و افزایش حساسیت به بیماری‌ها مشاهده می‌شود.

  1. منابع تأمین والین در جیره های غذایی جوجه های گوشتی

منابع مختلفی برای تأمین والین در جیره جوجه های گوشتی وجود دارد که می‌توان آن‌ها را در سه گروه دسته‌بندی کرد:

  • منابع گیاهی: کنجاله سویا، کنجاله کلزا، کنجاله آفتابگردان، غلاتی چون ذرت، گندم، جو و سورگوم.
  • منابع حیوانی: پودر ماهی، پودر گوشت و استخوان، پودر خون.
  • مکمل‌های سنتتیک : ال – والین به صورت کریستال های سفید رنگ به روش تخمیر میکروبی که به ‌ویژه برای تنظیم دقیق جیره های غذایی ضروری است، تولید می شود.
  1. شرکتهای تولید و تأمینکننده والین خوراکی

والین با درجه دارویی و خوراکی از طریق واکنش های شیمیایی و تخمیر میکروبی توسط تعدادی از  شرکت های بین المللی تولید و عرضه می شود.  تعدادی از شرکت هایی که والین با درجه خوراکی را سنتز و به بازار خوراک دام عرضه می کنند و در صنعت خوراک دام ایران شناخته شده هستند به شرح زیر می باشد :

Evonik Industries AG –  تولیدکننده محصولی به نام ValAMINO® است که شامل L‑Valine  خوراکی تولید می کند.

Ajinomoto Co., Inc. –  تولیدکننده بزرگ آمینواسیدها از جمله والین با تکنولوژی تخمیر است.

CJ CheilJedang Corporation –   یک شرکت چینی است که یکی از تولیدکننده های بزرگ آمینواسیدها، از جمله والین می باشد.

اسید آمینه والین تولیدی این شرکت ها از نظر خواص فیزیکو شیمیایی و بویژه کارایی تغذیه ای شان در تامین احتیاجات جوجه های گوشتی یکسان نمی باشد که لازم است در هنگام خرید و استفاده از  آن در خوراک های کامل و یا کنسانتره های جوجه های گوشتی مورد توجه قرار گیرد.

  1. اسید های آمینه محدودکننده در جیره های غذایی جوجه های گوشتی

اگرچه ترکیب اسید های آمینه  بافتی جوجه های گوشتی در طول زمان تغییرات چندانی نداشته است ولی بدلیل افزایش رشد سریع بواسطه پیشرفت ژنتیکی و در‌نتیجه کشتار در سنین پایینتر، احتیاجات اسید های آمینه بر حسب درصد جیره غذایی افزایش یافته است. افزایش تقاضای اسید های آمینه و عرضه ثابت آنها در مواد غذایی اصلی جیره های غذایی طیور؛ ذرت و کنجاله سویا،  موجب توجه به اهمیت به درجه محدودکنندگی اسید های آمینه ضروری در جوجه های گوشتی شده است. اسید های آمینه متیونین و لایزین به ترتیب اولین و دومین اسید امینه محدود کننده در جیره های غذایی بر پایه ذرت و سویا می باشد. تامین آنها در جیره های غذایی بصورت اسید های آمینه سنتتیک امکان رفع محدودکنندگی این اسید آمینه را فراهم کرده و سبب شده است بتوان از پتانسیل رشد ژنتیکی سویه ای جدید جوجه های گوشتی استفاد کرد. با توسعه روش‌های دقیق تعیین احتیاجات اسید امینه و نیز تعیین قابلیت هضم اسید های امینه در مواد غذایی طیور در دهه 1980 معلوم شده که ترئونین سومین اسید امینه محدود کننده در جیره های غذایی  بر پایه ذرت – سویا درجوحه های گوشتی است و نهایتاً در NRC (1994) اسید آمینه ترئونین مشخصاً به عنوان سومین اسید آمینه محدود کننده معرفی نمود. از آن زمان به بعد، ترئونین به عنوان سومین اسید امینه محدود کننده، به جیره های غذایی تجاری و یا تحقیقاتی جوجه گوشتی اضافه می‌شود. هر چند در ایران با تاخیر حداقل دو دهه ای از اسید امینه ترئونین به عنوان سومین اسید آمینه محدود کننده در تولید خوراک طیور از جمله جوجه های گوشتی استفاده شده است.

  1. والین و محدود کنندگی آن در جیره های غذایی جوجه های گوشتی
 والین کل : لایزین( درصد احتیاجات)

اجزای خوراکی معمول جیره های غذایی جوجه های گوشتی حاوی 3/0 الی 4/0 درصد والین هستند. با پیشرفت ژنتیکی جوجه های گوشتی و تاکید بر رشد عضله سینه، از سال 2000 میلادی والین به  عنوان چهارمین اسیدآمینه محدودکننده در طیور مطرح شد و امروزه در راهنمای پرورش سویه های با رشد سریع جوجه های گوشتی (راس، هوبارد و کاب) به عنوان چهارمین اسید آمینه کننده مشخص شده است. نتایج آزمایشی  که در کشور های اروپایی صورت گرفته نشان می دهد که 92 درصد از خوراک تولیدی در این کشور ها از نظر  اسید امینه والین کمبود دارند که منجر به افت عملکرد جوجه های گوشتی می شود (شکل 1).

 

 در این شکل خط نقطه چین احتیاجات والین کل به لایزین را نشان می دهد.

  1. نقش اسید های امینه سنتتیک خوراکی در کاهش پروتئین جیره های غذایی در جیره های غذایی جوجه های گوشتی

امروزه با وجود اسید های آمینه سنتتیک با درجه خوراکی در بازار، امکان تنظیم جیره های غذایی براساس تعادل اسید های امینه فراهم شده است و دیگر صرف تامین حداقل پروتئین خام مطرح نیست. چنین راه‌کاری در جیره نویسی جوجه های گوشتی، نیازهای اقتصادی، زیست محیطی و مطالبات اجتماعی مرتبط با کشاورزی پایدار را برطرف می‌کند ( شکل 1).

  • اقتصادی: کیفیت گوشت سینه بهبود یافته و کاهش استفاده از کنجاله سویا منجر به کاهش نوسانات قیمت جیره جوحه های گوشتی می شود
  • زیست محیطی: کاهش دفع نیتروژن و انتشار آمونیاک توسط جوجه های گوشتی منجر به کاهش اسیدزایی و یوتروفیکاسیون می شود. همچنین اثرات پرورش جوجه های گوشتی را روی تغییرات اقلیمی محدود می کند.
  • مطالبات اجتماعی: بهبود کیفیت بستر منجر به کاهش شدت و بروز زخم کف پا در جوجه ها می شود . بعلاوه کاهش سوبسترا های مناسب برای رشد باکتری‌ها در دستگاه گوارش، موجب بهبود سلامت عمومی دستگاه گوارش جوجه های گوشتی می شود.

پرورش طیور پایدار

شکل 1. نقش کمکی اسید های آمینه خوراکی در پرورش پایدار طیور

تامین اسید امینه والین به عنوان چهارمین اسید امینه محدود کننده در جیره های غذایی طیور در کنار سایر اسید آمینه سنتیک امکان افزایش غلات و جایگزینی آنها به‌جای کنجاله سویا و نهایتاً کاهش استفاده از کنجاله سویا را در جیره های غذایی طیور فراهم می کند ( شکل 2) . عمده  تامین کنجاله سویا در ایران برای مصرف دام و طیور، وارداتی بوده و این موضوع در سال های اخیر برای سیاست‌گذران بخش کشاورزی و تولیدکنندگان محصولات دامی مشکلات فراوانی را ایجاد کرده است.

کاهش پروتئین خام جیره غذایی

 شکل  2.  امکان کاهش پروتئین خام جیره های جوجه های گوشتی با استفاده از غلات بیشتر بجای کنجاله سویا و اسید های آمینه سنتتیک خوراکی

در آزمایشی که توسط انستیتوی تحقیقاتی فرانسه در سال 2015 صورت گرفته است نشان داده شده است افزودن اسید آمینه والین به عنوان چهارمین اسید امینه محدود کننده در کنار سایر اسید های محدود کننده و برخی از اسید های ضروری مانند ایزولوسین و آرژنین می تواند سطح پروتئین خام جیره های غذایی را به 16 درصد، بدون اینکه آثار منفی بر عملکرد پرنده داشته باشد، کاهش دهد. همچنین کاهش قابل توجهی به میزان 12 درصد در سطح کنجاله سویا در جیره های غذایی جوجه های گوشتی  بدست می آید ( جدول 2).

مقاله دیگری در شماره بعدی همین نشریه در رابطه با احتیاجات اسیدهای آمینه جوجه های گوشتی سویه های مختلف  در دوره های متفاوت رشدی و نیز محتوی والین کل و قابل هضم ایلئومی منابع خوراکی به منظور تنظیم جیره های غذایی متوازن در جوجه های گوشتی ارایه خواهد شد.

تشکر و قدردانی

نویسندگان از شرکت زنجیره تامین بین المللی سبلان نماینده رسمی کمپانی Ajinomoto که در تامین والین مساعدت داشتند، تشکر و قدردانی می‌کنند.

 

منابع مورد استفاده

امیردهری. س،  ح.جانمحمدی، ا.تقی زاده، ا. اسدی صومعه وم. علیایی. “پاسخ جوجه‌های گوشتی ماده سویه کاب 500 به نسبت‌های مختلف والین به لایزین قابل هضم در دوره آغازین. پژوهش های علوم دامی. 1400.  دوره 35 ، شماره 2 صفحات 29-38 .

پارسائی مهر خسرو، م. دانشیار, پ. فرهومند, ح. جانمحمدی وم. علیایی. “تأثیر مقادیر مختلف اسیدآمینه والین در جیره های کم پروتئین، بر ایمنی سلولی و همورال جوجه های گوشتی.1400. آسیب شناسی درمانگاهی دامپزشکی تبریز. دوره 15.شماره 2. صفحات :141-129

پارسایی مهر، دانشیار, فرهومند, جانمحمدی و علیایی. “تأثیر سطوح مختلف اسیدآمینه‌های والین و تریپتوفان در جیره‌های کم پروتئین بر خصوصیات لاشه و پاسخ سیستم ایمنی جوجه‌های گوشتی. پژوهش های علوم دامی (دانش کشاورزی). 1401 .دوره 32، شماره 1، خرداد .صفحات 14-1 .

پارسایی مهر. خ، م. دانشیار، پ. فرهومند، ح. جانمحمدی، م. علیایی وآ. جوانمرد. تأثیر افزودن سطوح مختلف اسیدآمینه والین در جیره های غذایی کم پروتئین بر عملکرد، شاخص های بیوشیمیایی خون و خصوصیات استخوان درشت نی جوجه های گوشتی سویه راس-308 در دوره رشد. پژوهش های تولیدات دامی،‎ 1400.دوره 37 شماره 13 ، صفحات: 39-32

حسن زاد سیدی, جانمحمدی, میرقلنج و قشلاق. تعیین احتیاجات اسیدآمینه والین قابل هضم جوجه خروس‌گوشتی سویه راس 308 در دوره‏ رشد با استفاده از مدل خطوط شکسته درجه2‏. پژوهش های علوم دامی. 1398. دوره  31 شماره 1 صفحات :  18-3.

Abbas, R. “Valine in Broiler Diets: A Review.” International Journal of Scientific Research 3.4 (2024): 11-40.

Abou-Elkhair, Reham, et al. “Supplementation of a low-protein diet with tryptophan, threonine, and valine and its impact on growth performance, blood biochemical constituents, immune parameters, and carcass traits in broiler chickens.” Veterinary World 13.6 (2020): 1234.

Awad, Elmutaz Atta, et al. “Amino acids fortification of low-protein diet for broilers under tropical climate: ideal essential amino acids profile.” Italian Journal of Animal Science 13.2 (2014): 3166.

Badawi, M. E. S., et al. “Influence of low crude protein diets on broiler chickens performance.” Adv. Anim. Vet. Sci 7.s2 (2019): 26-33.

Miranda, D. J. A., et al. “Performance and meat production of broiler chickens fed diets formulated at different crude protein levels supplemented or not with L-valine and L-isoleucine.” Animal Feed Science and Technology 206 (2015): 39-47.

Nascimento, G. R., et al. “Digestible valine requirements in low-protein diets for broilers chicks.” Revista Brasileira de Ciência Avícola 18.03 (2016): 381-386.

Pesti, G. M. “Impact of dietary amino acid and crude protein levels in broiler feeds on biological performance.” Journal of Applied Poultry Research 18.3 (2009): 477-486.

[1] Branch chained Amino Acids

 

پروتئین و اسیدهای آمینه قابل‌هضم؛ کلید جیره‌نویسی دقیق و اقتصادی در تغذیه طیور

مقدمه

روش­های شیمیایی برای آنالیز مواد خوراکی از ابتدای قرن 19 شروع شد تا اینکه در سال 1866 روش تجزیه تقریبی ابداع شد. در این روش اجزای مواد خوراکی در 6 گروه شامل رطوبت، پروتئین خام، چربی خام، فیبر خام، خاکستر و عصاره فاقد نیتروژن قرار داده می­شوند. شاید به همین دلیل جیره­نویسی طیور در ابتدا بر اساس پروتئین خام انجام می­شد. به موازات پیشرفت علم بیوشیمی و شناسایی اسیدهای آمینه، علم تغذیه گسترش یافت و اسیدهای آمینه در جیره­نویسی طیور مورد توجه قرار گرفتند. ترکیب اسیدهای آمینه مواد خوراکی در آزمایشگاه از طریق هضم در اسیدکلریدریک 6 نرمال در حرارت 110 درجه سانتی­گراد برای مدت 24 ساعت در شرایط خلاء انجام می­شود (1). در این روش تمام اسیدهای آمینه از رشته پروتئینی جدا می­شوند. زمانی که پروتئین توسط طیور مصرف می­شوند، تحت تاثیر این‌چنین فرآیند هضم قوی قرار نمی­گیرند. در حقیقت بخشی از اسیدهای آمینه مواد خوراکی با وجود تحت تاثیر قرار گرفتن فرآیندهای هضم مکانیکی و آنزیمی در دستگاه گوارش، مورد استفاده پرنده قرار نمی­گیرند و از طریق فضولات دفع می­شوند. بنابراین، چنانچه جیره­نویسی طیور بر اساس اسید آمینه کل انجام شود، قابلیت هضم تمام اسیدهای آمینه یکسان و 100 در نظر گرفته شده است؛ در حالیکه قابلیت هضم اسیدهای آمینه مواد خوراکی متفاوت است. برای مثال قابلیت هضم لیزین کنجاله پنبه دانه 67 درصد و کنجاله سویا 91 درصد گزارش شده است (8). به همین دلیل متخصصین علم تغذیه طیور تاکید می­کنند که کیفیت پروتئین ماده خوراکی باید در جیره­نویسی طیور مد نظر قرار گیرد. در مقاله­ای که پیشتر نویسنده نگارش کرده است؛ بر ضرورت جیره­نویسی طیور بر اساس ضرایب قابلیت هضم تاکید شده است (2) و از آن در نگارش بخش­هایی از این مقاله استفاده شده است. در عین حال، در مقاله حاضر سعی شده است تا موضوعات روز و کاربردی در مورد کیفیت پروتئین مواد خوراکی با تاکید بر قابلیت هضم اسیدهای آمینه و ضرورت جیره­نویسی بر اساس ضرایب قابلیت هضم اسیدهای آمینه مورد بحث قرار گیرد.

 

اسید آمینه و روش­هاي اندازه­گيري

طبق تعریف هر ترکیبی که به طور توام دارای عامل کربوکسیل (- COOH) و عامل آمین (- NH2) باشد اسیدآمینه نامیده می­شود. اسیدهای آمینه به 3 گروه اسیدهای امینه استاندارد، اسیدهای آمینه نادر و اسیدهای آمینه غیرپروتئینی تقسیم می­شوند. در بین این 3 گروه اسیدهای آمینه استاندارد دارای کد ژنتیکی هستند و در ساختمان پروتئین­ها شرکت دارند. بدین معنی که در ساخت پروتئین­های بدن طیور تعداد 20 اسیدآمینه استاندارد وجود دارد. به همين دليل اطلاع از مقدار اين 20 اسيد آمينه استاندارد در مواد خوراکي ضروري است. روش­هاي مختلفي براي اندازه­گيري اسيدهاي آمينه مواد خوراکي وجود دارد که در ادامه مورد بحث قرار می‌گیرند.

1) روش­ کروماتوگرافي: در این روش ابتدا از طریق هیدرولیز اسیدی باید پیوندهای کووالانت و غیرکووالانت در پروتئین شکسته شود تا اسیدهای آمینه آزاد حاصل شوند و سپس از طریق روش­های کروماتوگرافی مقدار اسیدهای آمینه اندازه­گیری می­شود. برای هیدروليز پروتئین­ها ابتدا ماده خوراکی برای مدت 24 ساعت تحت شرایط خلا و بدون اکسیژن (برای تمام اسیدهای آمینه به استثنای متیونین و سیستئین) و یا در حضور اکسیژن (برای اسیدهای آمینه متیونین و سیستئین) در مجاورت اسیدکلریدریک 6 مولار به تنهايي (برای تمام اسیدهای آمینه به غیر از تریپتوفان) و يا همراه با قلیا (مختص تریپتوفان) قرار داده می­شود. سپس به کمک دستگاه­های کروماتوگرافی نظیر HPLC و یا Amino Acid Analyzer مقادیر اسیدهای آمینه مواد خوراکی اندازه­گیری می­شوند. این روش دقیق­ترین روش اندازه­گیری اسیدهای آمینه مواد خوراکی است ولی به دلیل تخصصی و هزینه­بر بودن فقط در برخی از آزمایشگاه­های مراکز آموزشی و تحقیقاتی دنیا انجام می­شود. برای اطلاع در مورد جزئیات مربوط به روش­های کروماتوگرافی و یا روند پیشرفت در جداسازی اسیدهای آمینه می­توان به فصل 2 کتاب اسیدهای آمینه در تغذیه دام (1) تحت عنوان پیشرفت­های جدید در جداسازی اسیدهای آمینه مراجعه شود.

2) استفاده از جداول ترکيبات شيميايي مواد خوراکي: مقدار اسیدهای آمینه مواد خوراکی توسط مراکز آموزشی و تحقیقاتی زیادی در سراسر دنیا تحت عنوان جداول ترکیبات شیمیایی مواد خوراکی گزارش شده­اند. برخی از گزارشات مربوط به ترکیب شیمیایی مواد خوراکی شامل انجمن ملی تحقیقات آمريكا (NRC[1])، انجمن تحقیق و توسعه صنایع روستایی استرالیا (RIRDC[2])، جداول ترکیب مواد خوراکی برزیل ([3]BTPS)، اتحادیه زنجیره خوراک هلند (FND[4])، موسسه ملی تحقیقات کشاورزی، خوراک و محیط زیست فرانسه (INRAE[5]) و موسسه تحقیقات تغذیه حیوانات اسپانیا (FEDNA[6]) هستند. در این جداول مقادیر اسیدهای آمینه هر ماده خوراکی برای سطح مشخصی از پروتئین گزارش شده است. استفاده از این جداول برای مواد خوراکی بومی آن منطقه رایج است؛ زیرا مقدار پروتئین مواد خوراکی مناطق مختلف متفاوت است و با تغییر مقدار پروتئین خام یک ماده خوراکی مقادیر اسیدهای آمینه آن هم متفاوت خواهند بود. البته برخی از این جداول عمومی هستند و در تهیه آن­ها از گزارشات مختلف در سرتاسر دنیا استفاده شده است. در کشور ما جداول مربوط به مقادیر اسیدهای آمینه مواد خوراکی که بر اساس روش کروماتوگرافی تعیین شده باشد به دلیل تخصصی و هزینه­بر بودن وجود ندارد. حتی در کتاب جداول ترکیبات شیمیایی منابع خوراک دام و طیور ایران (3) مقادیر اسیدهای آمینه مواد خوراکی گزارش نشده­اند.

3) ) استفاده از معادلات رگرسیون: با تغییر مقدار پروتئین یک ماده خوراکی مقادیر اسیدهای آمینه آن ماده خوراکی نیز تغییر خواهند کرد. این تغییر برای تمام اسیدهای آمینه به یک نسبت نیست. بدین مفهوم که اگر پروتئین یک ماده خوراکی 10 درصد افزایش یابد تمام اسیدهای آمینه استاندارد هر کدام 10 درصد افزایش نمی­یابند و ممکن است برای مثال یک اسید آمینه 5 درصد و دیگری 15 درصد افزایش یابند و مجموع 20 اسیدآمینه است که 10 درصد افزایش می­یابند. به همین دلیل استفاده از تناسب برای تعیین اسیدهای­آمینه مواد خوراکی صحیح نیست. برای رفع این مشکل محققین بر اساس مقادیر پروتئین خام و یا ترکیبات مواد مغذی مواد خوراکی که در آزمایشگاه تعیین کرده­اند معادلات رگرسیون برای برآورد اسیدهای آمینه مواد خوراکی گزارش کرده­اند. برای مثال انجمن ملی تحقیقات (8) و انجمن تحقیق و توسعه صنایع روستایی استرالیا (10) معادلات رگرسیون برای برآورد میزان اسیدهای آمینه برخی مواد خوراکی از روی مقدار پروتئین آن­ها گزارش کرده­اند (جدول 1). این معادلات به این­گونه بدست آمده­اند که برای نمونه­های مختلفی از یک ماده خوراکی نظیر کنجاله سویا که دارای مقادیر پروتئین متفاوتی بوده­اند مقادیر اسیدهای آمینه به روش کروماتوگرافی تعیین شده­اند و سپس معادله رگرسیون خطی در صورت معنی­دار بودن ترسیم و ضرایب مدل گزارش شده­اند. در این­حالت مقدار هر اسیدآمینه از معادله   بدست می­آید که y مقدار اسیدآمینه، a عرض از مبدا (اینترسپت)، b شیب خط (ضریب رگرسیون) و x میزان پروتئین خام ماده خوراکی (بر حسب درصد هوا خشک) است. برای مثال اگر مقدار پروتئین یک نمونه کنجاله سویا 44 درصد باشد مقدار اسیدآمینه متیونین آن بر اساس جداول NRC (8) با توجه به اینکه ضرایب a و b به ترتیب  127/0 و 0111/0 است برابر با 61/0 می­باشد [(44 × 0111/0) + 127/0 = مقدار لیزین].

 

البته اين روش محاسبه ممکن است همواره نتايج رضايت­بخشي به همراه نداشته باشد. براي مثال García-Rebollar و همکاران (7) گزارش کردند کیفیت پروتئین و ارزش تغذیه­ای کنجاله­های سویای آمریکا، برزیل و آرژانتین با یکدیگر متفاوت است و این تفاوت باید در هنگام فرمولاسیون جیره­های غذایی مورد توجه قرار گیرد. در هر سه نوع کنجاله سویا با افزايش مقدار پروتئین خام، مقدار مطلق اسیدهای آمینه ليزين، متيونين و مجموع اسيدهاي آمينه گوگرددار با درصدهاي مختلف به صورت خطی افزايش یافت. براي مثال در مورد اسيد آمينه ليزين مشاهده شد با افزايش مقدار پروتئين خام كنجاله سويا، ضريب رگرسيون براي مقدار مطلق ليزين در كنجاله سوياي آرژانتين 059/0، در كنجاله سوياي برزيل 069/0، در كنجاله سوياي آمريكا 049/0 و براي مخلوط كنجاله­هاي سويا صرف نظر از منشاء آن­ها 061/0 بود.  معادلات رگرسيون بين مقدار پروتئين كنجاله سويا و مقدار اسيدهاي آمينه بر حسب درصد پروتئين نشان داد كه بين آن­ها در برخي مواقع رابطه رگرسيون برقرار نيست. براي مثال در مورد اسيد آمينه ليزين مشاهده شد با افزايش مقدار پروتئين خام كنجاله سويا، ضريب رگرسيون براي مقدار ليزين بر حسب درصد پروتئين خام در كنجاله سوياي برزيل 015/ و در كنجاله سوياي آمريكا 023/0- بود؛ در حاليكه رابطه رگرسيون براي كنجاله سوياي آرژانتين و مخلوط كنجاله­هاي سويا صرف نظر از منشاء آن­ها وجود نداشت (شكل 1).

شکل 1. معادلات رگرسيون بين مقدار پروتئين کنجاله سويا و مقدار ليزين. A) ترکیب کنجاله سویاهای با منشاء مختلف؛ B) آمریکا؛ C) برزیل؛ D) آرژانتین.

4) استفاده از تکنولوژی طیف­سنجی مادون قرمز نزدیک (Near Infrared Spectroscopy): دستگاه NIR نوعی طیف­سنج ارتعاشی است که به کمک انرژی فوتون در محدوده­ی طول موج 750 تا 2500 نانومتر برای شناسایی کیفی و کمی ترکیبات آلی دارای پیوندهای کربن، نیتروژن، گوگرد و اکسیژن با هیدروژن استفاده می­شود (9). سال­های متمادی است که از روش NIR در صنعت دام و طیور ایران برای سنجش اسیدهای آمینه مواد خوراکی استفاده می­شود. شرکت­هاي متعددي هستند که به طور فعال و مستمر مواد اولیه خوراک دام و طیور ایران را به کمک تکنولوژی فوق آنالیز و برای استفاده عمومی به اشتراک می­گذارند. با توجه به تنوع مواد خوراکی و تاثیر منفی آن بر زنجیره­ی تولید طیور امروزه استفاده از دستگاه NIR برای سنجش ترکیب شیمیایی ضرورتی اجتناب­ناپذیر است. البته در هنگام استفاده از اين روش براي سنجش غلظت اسيدهاي آمينه مواد خوراکي ملاحظات خاصي نظير کاليبراسيون بانک اطلاعاتي بايد در نظر داشت. براي مثال  Yabuta و Oviedo-Rondon (11) گزارش کردند که در نظر گرفتن منشای تولید کنجاله سویا و اندازه­گیری ترکیب شیمیایی آن به کمک دستگاه NIR اثرات مالی قابل توجهی بر فرمولاسیون جیره­ی مرغ گوشتی و مرغ تخم­گذار دارد.

پروتئين و کنتیک آن [7] در طیور

اسيدهاي آمينه از طريق اتصال پپتيدي که بين کربن عامل کربوکسيل و نيتروژن عامل آمين ايجاد مي­شود با يکديگر ترکيب و رشته بزرگتري به نام پپتيد بوجود مي­آورند. در يک يا چند رشته پپتيدي مي­تواند اتصالات دي­سولفيدي به همراه اتصالات غيرکوالانت هيدروژني، يوني و هيدروفوبيک شکل گيرد و ترکيبي آلي به نام پروتئين ساخته شود. کنتیک پروتئین مجموع فرآیندهای مربوط به هضم پروتئین در لومن روده­ی باریک، جذب اسیدهای آمینه توسط سلول­های مخاطی روده­ی باریک و انتقال آن­ها به جریان خون به منظور ساخت پروتئین بافتی و همچنین سرعت هر یک از فرآیندهای فوق، جایگاه هضم پروتئین و قابلیت دسترسی اسیدهای آمینه مواد خوراکی است.

هضم پروتئین ماده خوراکی در دستگاه گوارش طیور از پیش معده شروع می­شود. پروتئین­ها در پیش معده  تحت تاثیر اسید کلریدریک[8] (HCl) و آنزیم پسین قرار می­گیرند. تیجه­ی هضم پپسین ترکیبات پروتئینی حدواسط می­باشند که پروتیوس[9] و پپتون[10] نامیده می­شوند. شیرابه هضمی که حاوی پروتئین هضم نشده خوراک به همراه پلی­پپتیدهای بزرگ، پپتیدهای کوچک و اسیدهای آمینه آزاد ناشی از فعالیت هضمی آنزیم پپسین است از پیش­معده وارد سنگدان می­شود. حدود 10 تا 15 درصد پروتئین خوراک توسط آنزیم پپسین هضم می­شود که با توجه به pH و مدت ماندگاری شیرابه هضمی در پیش­معده و سنگدان مقدار هضم پروتئین در پیش­معده نمی­تواند زیاد باشد و بیشتر آن در سنگدان انجام می­شود. البته مقدار هضم به ماهیت پروتئین و ظرفیت بافری خوراک، فرآیند گرمادهی ماده خوراکی و شرایط فیزیولوژیکی دستگاه گوارش نیز بستگی دارد. ادامه هضم پروتئین پس از پیش­معده و سنگدان در روده کوچک توسط آنزیم­های مترشحه از پانکراس و روده انجام می­شود که در نهايت تري­پپتيدها، دي­پپتيدها و اسيدهاي آمينه آزاد توليد مي­شوند که از سلول­های مخاطی روده­ی باریک (انتروسیت­ها) جذب می­شوند. البته مقدار هضم آنزیمی پروتئین در دئودنوم به دلیل مدت کم ماندگاری خوراک در دئودنوم کم است. شیرابه روده از دئودنوم به سمت ژژنوم حرکت می­کند که به دلیل بزرگی طول و پی اچ بیشتر هضم آنزیمی پروتئین در آن انجام می­شود. ادامه هضم آنزیمی پروتئین در ایلئوم نيز انجام می­شود. به هر حال نكته مهم اين است كه تمام پروتئين ماده خوراكي توسط آنزيم­هاي پروتئاز دستگاه گوارش طيور به اسيد آمينه آزاد و پپتيدهاي كوچك قابل جذب هيدروليز نمي­شود و بسته به ماهيت ماده خوراكي و شرايط فيزيولوژيكي پرنده مقداري از طريق فضولات دفع مي­شود. به هيمن دليل در هنگام ارزيابي پروتئين مواد خوراكي بايد كيفيت آن در نظر گرفته شود.

 

اهمیت اندازه­گیری پروتئین مواد خوراکی در شرایط تجاری

این واقعیت که طیور به پروتئین خاصی نیاز ندارند و نیاز پروتئینی آن­ها در حقيقت نیاز به اسيدهای­آمينه­ ضروری و مقدار کافی نیتروژن برای ساخت اسیدهای آمیته غیرضروری است، ممکن است این ذهنیت را ایجاد کند که دلیلی برای اندازه­گیری پروتئین خام مواد خوراکی وجود ندارد. این موضوع از نظر علمی درست است و در کتاب احتیاجات غذایی طیور که توسط انجمن ملی تحقیقات منتشر شده است در بخش احتیاجات غذایی جوجه­های گوشتی ذکر شده است که مقادیر احتیاجات پروتئین خام از جیره­های ذرت – کنجاله سویا بدست آمده است و در مواقعی که از اسیدهای آمینه مصنوعی استفاده می­شود می­توان مقادیر پروتئین خام را کاهش داد. در شرایط تجاری هنگام تهیه جیره­های غذایی طیور چنانچه مقادیر اسیدهای آمینه مواد خوراکی به درستی اندازه­گیری یا برآورد شود می­توان با استفاده از اسیدهای آمینه مصنوعی سطح پروتئین خام جیره­ی غذایی را کاهش داد. مطالعات متعددی در مورد استفاده از جیره­های کم­پروتئین مکمل شده با اسیدهای آمینه مصنوعی در تغذیه طیور انجام شده است. برآیند این مطالعات نشان می­دهد زیادی پروتئین جیره سبب تولید بیشتر اسید­ اوریک می­شود که فرآیند تولید و دفع آن انرژی­خواه است و به همین دلیل بازده استفاده از انرژی کاهش می­یابد و لذا استفاده از جیره­های کم­پروتیئن بویژه از بعد اقتصادی که پروتئین گران­ترین بخش جیره غذایی را تشکیل می­دهد، سودمند است. در عین حال باید به ارتباطات اسیدهای آمینه و نقش­های بیولوژیکی و فیزیولوژیکی آن­ها، علاوه بر نقش پروتئین­سازی، نیز توجه کرد. برای مثال با کاهش سطح پروتئین جیره مقدار اسیدآمینه آرژنین کاهش می­یابد و آرژنین پیش­ساز نیتریک­اکساید است و کمبود آن در شیوع عارضه آسیت موثر می­باشد.

 

كيفيت پروتئين مواد خوراكي

در هنگام جیره­نویسی طیور باید علاوه بر کمیت پروتئین به کیفیت آن نیز توجه شود. به همین دلیل چندین سال است که مطالعات زیادی در مورد بررسی ارزش کیفی پروتئین مواد خوراکی انجام شده است كه در آن­هاي الگوي اسيد آمينه ماده خوراكي و ميزان هضم­پذيري و جذب اسيدهاي آمينه مدنظر قرار مي­گيرند. مطالعات در مورد ارزیابی کیفی پروتئین مواد خوراکی به دو شکل آزمایشگاهی (In – vitro) و زیست­سنجی (Bioassay) وجود دارند. مطالعات آزمایشگاهی به دلیل اینکه سریع و ارزان هستند و تکرارپذیری بالایی دارند مورد توجه می­باشند. در عین حال باید توجه شود که این روش­ها بیشتر برای مقایسات درون آزمایشگاهی و تعیین میزان صدمه حرارتی پروتئین­ها کاربرد دارند و در بیشتر حالات از آن­ها نمی­توان در جیره­نویسی تجاری استفاده کرد. براي مثال، برخی از روش­ها نظیر حلالیت پروتئین در هیدروکسید پتاسیم (KOH) که یکی از روش­های شیمیایی سنجش­هاي آزمايشگاهي است براي ارزيابي کيفيت کنجاله سويا در صنعت طيور مورد توجه است. این روش بر اساس این فرض استوار است که فرآیند حرارتی سبب می­شود تا گروه­های اپسیلون آمینی لیزین پروتئین با سایر مولکول­ها نظیر قندهای احیاء­کننده ماده خوراکی واکنش داده و پیوندهای بین و داخل مولکولی مقاوم به آنزیم ایجاد شود که سبب کاهش حلالیت و قابلیت هضم پروتئین می­شود. مقدار بهينه آن براي کنجاله سويا 75 تا 85 درصد مي­باشد. حلاليت­هاي بالاي 85 درصد ممکن است نشان­دهنده فرآوري حرارتي کم باشد که مي­تواند عوامل ضدتغذيه­اي را فعال نگه دارد و حلاليت­هاي کمتر از 75 درصد معمولا نشان­دهنده فرآوري بيش از حد و کاهش دسترسي اسيدهاي آمينه و بويژه ليزين است.

روش­هاي زيست­سنجي بر پايه سنجش مواد خوراكي در آزمايشات مزرعه­اي استوار است و عمدتا شامل روش­هاي سنجش اسيدهاي آمينه پلاسما، رشد­ سنجي و آزمايشات قابليت هضم مي­باشد. در بين اين روش­ها؛ آزمايشات قابلیت هضم بهترین تکنیک برای ارزیابی قابلیت دسترسی اسیدهای آمینه مواد خوراکی است، زیرا در این روش مقدار هضم و جذب همه اسیدهای آمینه در یک آزمایش قابل اندازه­گیری هستند و مقادیر حاصله به دلیل وابستگی به حیوان می­تواند در جیره­نویسی کاربردی استفاده شود.

 

قابليت هضم اسيدهاي آمينه

ارزش تغذیه­ای پروتئین مواد خوراکی به ترکیب و میزان قابلیت استفاده هر یک ار اسیدهای آمینه، به ویژه اسیدهای آمینه­ای که احتمال محدودکنندگی آن­ها بیشتر است، بستگی دارد. قابلیت هضم به صورت تفاوت بین مقدار اسید آمینه مصرف شده از طریق خوراک و دفع شده از طریق مدفوع، فضولات و یا انتهای ایلئوم تعریف می­شود. در حقیقت قابلیت هضم اسیدآمینه، مقدار اسیدآمینه­ای است که از طریق دستگاه گوارش جذب و از طریق جریان خون در دسترس سلول­ها قرار می­گیرد. روش قابلیت هضم بر این فرض استوار است که اسیدهای آمینه­ای که پیش از ایلئوم از دستگاه گوارش ناپدید می­شوند با اسیدهای آمینه­ای که برای ساخت پروتئین بدن فراهم هستند، همبستگی بالایی دارند. قابلیت هضم می­تواند به دو گروه جمع­آوری فضولات و یا نمونه­گیری از محتویات ایلئوم تقسیم شود.

اندازه­گیری قابلیت هضم از طریق فضولات، بسته به هدف هر روش می­تواند به وسیله پرندگان معمولی، پرندگان فاقد روده کور و یا پرندگان کلوستومی شده انجام شود. در این روش پس از تغذیه پرنده برای مدت معین اسید آمینه دفعی می­تواند به روش جمع­آوری کل فضولات و یا یه کمک مارکرهایی نظیر اکسید کرومیک و خاکستر نامحلول در اسید اندازه­گیری شود. در روش قابلیت هضم مدفوعی اسید آمینه باید از آلودگی فضولات با پر، فلس و موا خوراکی جلوگیری شود. در عین حال، این روش که به کمک جمع­آوری فضولات تعیین می­شود دارای دو اشکال می­باشد. اول اینکه بخشی از نیتروژن فضولات از ادرار منشاء می­گیرد که سبب بروز خطا در تعیین قابلیت هضم پروتئین مواد خوراکی می­شود. البته مدفوع و ادرار را می­توان از طریق روش­های جراحی کولوستومی و جداسازی حالب­ها به صورت جداگانه جمع­آوری کرد. در عین حال، این روش­های جراحی سخت و هزینه­بر هستند و به دلیل اینکه مقدار دفع اسیدهای آمینه از طریق ادرار ناچیز است این ایراد بر روش قابلیت هضم مدفوعی معمولا در نظر گرفته نمی­شود. دوم اینکه باکتری­های روده­های کور با تخمیر پروتئین هضم نشده و همچنین ساخت پروتئین میکروبی سبب تغییر الگوی اسیدآمینه خوراک می­شوند این تغییرات بر مقدار قابلیت هضم اسیدهای آمینه ماده خوراکی موثر است. برای رفع این مشکل می­توان از پرندگان سسکتومی استفاده کرد که در آن­ها روده­های کور به کمک جراحی از بدن خارج می­شوند. روش اندازه­گيري در اين روش بدينگونه است که اسید آمینه دفعی از اسیدآمینه مصرفی کسر و عدد حاصله بر اسیدامینه مصرفی تقسیم می­شود.

در این معادله اسیدآمینه مصرفی مقدار اسیدآمینه­ای است که از طریق خوراک در اختیار پرنده قرار می­گیرد و منشاء آن خوراک است در حالیکه اسیدامینه دفعی دو منشاء دارد یعنی بخشی از آن از خوراک و بخش دیگری از آن از حیوان است که اصطلاحا اسیدامینه با منشاء داخلی (اندوژنوس) نامیده می­شود. به همین دلیل قابلیت هضم اندازه­گیری شده بر اساس معادله 1 اصطلاحا قابلیت هضم ظاهری[11] نامیده می­شود. در صورتی که در معادله 2 اسید امینه با منشاء داخلی از اسیدامینه دفعی کسر شود برآورد دقیق­تری از قابلیت هضم بدست می­آید که آن­ را قابلیت هضم حقیقی[12] (واقعی) می­نامند (معادله 2). اسید آمینه دفعی با منشاء داخلی را مي­توان به روش­های مختلفی نظير استفاده از پرندگان گرسنه، جیره فاقد نیتروژن، اولترافيلتراسيون تغذيه پپتيد[13]، نشانگرهاي ايزتوپي و هموآرژنين اندازه­گيري کرد.

 

به دلیل تاثیر زیاد جمعیت میکروبی روده­های کور بر ضرایب قابلیت هضم اسیدهای آمینه مواد خوراکی به نظر می­رسد قابلیت هضم ایلئومی اسیدهای آمینه[14] شاخص بهتری برای تعیین میزان در دسترس بودن پروتئین و اسیدهای امینه باشد. قابلیت هضم ایلئومی را می­توان با ایجاد کانال[15] در ایلئوم و یا جمع­آوری محتویات ایلئوم پس از کشتار اندازه­گیری کرد. کانال­گذاری در ایلئوم برای خروس­های بالغ انجام شده است ولی این عمل جراحی برای جوجه­های گوشتی میسر نمی­باشد. به دلیل آنکه امکان جمع­آوری کمی محتویات ایلئوم میسر نیست از نشانگرهای قابلیت هضم نظیر اکسید کرومیک و یا خاکستر نامحلول در اسید استفاده می­شود. . در اینصورت می­توان قابلیت هضم را به کمک معادله 3 محاسبه کرد.

 

 

قابلیت هضم اسیدهای آمینه بر اساس معادله 3 اصطلاحا قابلیت هضم ظاهری نامیده می­شود. چنانچه معادله 3 بر اساس مقدار اسید آمینه دفعی با منشاء داخلی تصحیح شود می­توان قابلیت هضم اسیدهای امینه را دقیق­تر تخمین زد که اصطلاحا قابلیت هضم استاندارد شده ایلئومی اسیدهای آمینه[16] نامیده می­شود. در اینحالت برای اندازه­گیری اسید آمینه دفعی با منشاء داخلی معمولا از یک جیره فاقد نیتروژن استفاده می­شود.

در جدول 2 مقدار قابلیت هضم برخی مواد خوراکی که توسط منابع مختلف گزارش شده است جهت اطلاع بیشتر گزارش شده است. البته باید در نظر داشت که قابليت هضم اسيدهاي آمينه مواد خوراکي متفاوت است. به طور کلي، قابليت هضم اسيدهاي آمينه غلات به رقم، محيط رشد و مواد ضدمغذي آن بستگي دارد. ويژگي­هاي فيزيکوشيميايي پروتئين، مقدار مواد ضد­تغذيه­اي، فيبر جيره و شرايط فرآوري مهم­ترين عواملي هستند که بر قابليت هضم اسيدهاي آمينه کنجاله­هاي گياهي و پودرهاي حيواني تاثير مي­گذارند. پودرهاي حيواني و کنجاله­هاي گياهي که به عنوان منبع پروتئين در جيره طور استفاده مي­شوند تحت تاثير حرارت قرار مي­گيرند. حرارت بر قابليت هضم اسيدهاي آمينه مواد خوراکي موثر است، اما فشار و حرارت زياد احتمالا تاثير بيشتري دارند. احتمال مي­رود اين کاهش به واسطه تبديل ايزومري اسيد آمينه، اتصالات متقابل بين اسيدهاي آمينه و يا واکنش ميلارد باشد. برای اطلاع از مقادیر ضرایب قابیت­ هضم اسیدهای آمینه مواد خوراکی می­توان به جداول مربوط به ترکیبات شیمیایی مواد خوراکی که توسط مراکز تحقیقاتی گزارش شده است، مراجعه کرد. البته امروزه دستگاه NIR در برخي از بخش­هاي صنعت طيور نصب و راه­اندازی شده است که در صورت کالیبراسیون می­تواند نتایج رضایت­بخشی در مورد مقدار قابلیت هضم اسیدهای آمینه مواد خوراکی به همراه داشته باشد.

 

جدول 2- درصد قابلیت هضم اسیدهای آمینه لیزین، متیونین و ترئونین ذرت، کنجاله سویا، کنجاله کلزا و کنجاله پنبه دانه
ماده خوراکی لیزین متیونین ترئونین منبع
ذرت 81 91 82 NRC (8)
73 93 81 FENDA (5)
90 94 83 FND (6)
82 83 94 Brazilian tables (4)
کنجاله سویا 91 92 88 NRC (8)
87 88 84 FENDA (5)
88 90 83 FND (6)
89 90 85 Brazilian tables (4)
کنجاله کلزا 80 90 78 NRC (8)
80 91 80 FENDA (5)
78 88 73 FND (6)
کنجاله پنبه دانه 67 73 71 NRC (8)
67 72 69 FENDA (5)
58 77 66 FND (6)
73 75 71 Brazilian tables (4)

 

پروتئین ایده­آل

فرضیه پروتئین ایده­آل بر این فرض استوار است که پروتئین موجود در ماده خوراکی فقط برای پروتئین­سازی استفاده شود و نه برای تولید انرژی. در این حالت مقدار دفع نیتروژن در حداقل مقدار خود می­باشد. برای این منظور باید تعادل مناسبی از اسیدهای آمینه متناسب با نیاز پرنده برای پروتئین­سازی در سطح سلول در دسترس باشد. الگوی اسیدآمینه مورد نیاز می­تواند از طریق تکنیک­های کشتار که در حقیقت الگوی ساختار پروتئین بدن پرنده است تعیین شود. در این فرضیه اسید آمینه لیزین 100 در نظر گرفته می­شود و سایر اسیدهای آمینه بر اساس آن سنجیده می­شوند. بر این اساس چنانچه لیزین مورد نیاز پرنده تعیین شود می­توان به کمک فرضیه پروتئین ایده­آل سایر احتیاجات اسید آمینه را نیز مشخص کرد. از آنجائیکه اسید آمینه قابل هضم شاخص مناسبی برای تعیین کیفیت پروتئین ماده خوراکی است و می­توان از آن در جیره­نویسی کاربردی استفاده کرد، چنانچه احتیاجات طیور نیز بر اساس قابلیت هضم تعیین شود می­توان جیره­های علمی­تر و کاربردی­تری منطبق با نیاز واقعی پرنده فرموله کرد. در اینحالت تفاوت کیفیت پروتئینی مواد خوراکی نیز در جیره­نویسی در نظر گرفته می­شود.

مطالعات متعددی وجود دارد که نشان می­دهد جیره­نویسی طیور بر اساس اسید آمینه قابل هضم نتایج رضایت­بخش­تری به همراه دارد. در عین حال به نظر می­رسد جیره­نویسی بر اساس ضرایب قابلیت هضم هنگامی که از منابع پروتئینی کم کیفیت به مقدار زیاد استفاده شود سودمندتر است. شکل 2 ارتباط بین صحت و دقت جیره­نویسی بر اساس اسید آمینه قابل هضم و اسید آمینه کل را در هنگام استفاده از مقادیر اسید آمینه مواد خوراکی که به صورت جدول گزارش شده است و یا به روش­های آزمایشگاهی نظیر NIR اندازه­گیری می­شود را نشان می­دهد. مشاهده می­شود که جیره­نویسی بر اساس اسید آمینه قابل هضم و مقادیر اندازه­گیری در آزمایشگاه، صحت و دقت تهیه جیره را در مقایسه با جیره­نویسی بر اساس مقادیر اسید آمینه کل و مقادیر گزارش شده توسط سایر محققین بهبود می­بخشد.

         ­­­­­

جمع­ بندی

پروتئین مواد خوراکی در دستگاه گوارش طیور به طور کامل به اسیدهای آمینه هیدرولیز نمی­شود و هضم و جذب پروتئین 100 درصد نیست. از این رو، مقداری از اسیدهای آمینه مواد خوراکی بسته به ماهیت ماده خوراکی و شرایط فیزیولوژیکی طیور از طریق فضولات دفع می­شود و به همین دلیل قابلیت هضم مواد خوراکی متفاوت است. این تفاوت قابلیت هضم اسیدهای آمینه مواد خوراکی باید در هنگام جیره­نویسی طیور مدنظر قرار گیرد. بنابراین، جیره­نویسی بر اساس اسید آمینه قابل هضم یک ضرورت اجتناب­ناپذیر است. از طرف دیگر باید توجه شود که در شرایط تجاری ممکن است اسیدهای آمینه مواد خوراکی به درستی برآورد نشوند. به همین دلیل، با اندازه­گیری پروتئین مواد خوراکی و در نظر گرفتن آن (به عنوان یک شاخص که اندازه­­گیری آن ارزان و ممکن است) در هنگام جیره­نویسی می­توان از فرمولاسیون جیره منطبق با نیاز طیور مطمئن­تر بود.

 

منابع

 

1) دانش مسگران، م.، م. سالار معینی، م. ترکی، ب. دستار، ف. خواجه­علی، م. بوجارپور و ف. طباطبایی. 1378. اسیدهای آمینه در تغذیه دام. انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد. 444 صفحه.

2) دستار، ب. 1380. ضرورت استفاده از ضرايب قابليت هضم اسيدهاي آمينه مواد خوراكي در جيره­نويسي طيور. چكاوك. دوره 14. شماره 2. صفحات 90-75.

3) عباسی، ا.، ح. فضائلی، م. زاهدی­فر، س. ا. میرهادی، ع. گرامی، ن. تیمورنژاد و س. م. علوی. 1394. جداول ترکیبات شیمیایی منابع خوراک دام و طیور ایران. موسسه تحقیقات علوم دامی کشور. 80 صفحه.

4) Brazilian (Brazilian Tables for Poultry and Swines). 2024. Composition of Feedstuffs and National Requirements. 5th ed. Edited by Horacio Santiago Rostagno & Luiz Fernando Teixeira Albino.

5) FEDNA (Fundación Española para el Desarrollo de la Nutrición Animal). 2021. Tables on the Composition and Nutritional Value of Raw Materials for the Production of Compound Animal Feeds. 4th ed. Edited by de Blas, C., P. Garcia-Rebollar, M. Corrachategui, and G.G. Mateos.

6) FND (Federatie Nederlandse Diervoederketen). 2023. CVB feed table: chemical composition and nutritional values of feedstuffs. Wageningen Livestock Research and the Flamish Research Institute for Agriculture, Fisheries and Food.

7) García-Rebollar, P., L. Cámaraa, R.P. Lázaro, C. Dapoza, R. Pérez-Maldonado, & G.G. Mateos. 2016. Influence of the origin of the beans on the chemical composition and nutritive value of commercial soybean meals. Animal Feed Science and Technology. 221: 245-261.

8) NRC (National Research Council). 1994. Nutrient Requirements of Poultry. 9th Revised ed. National Academy Press. Washington D.C. USA.

9) Pasquini, C. 2003. Near Infrared Spectroscopy: Fundamentals, Practical Aspects and Analytical Applications. Journal of the Brazilian Chemical Society. 14: 198-219.

10) RIRDC (Rural Industries Research and Development Corporation). 2009. Ileal digestible amino acid values in feedstuffs for poultry. Edited by Bryden, W.L., Li, X., Ravindran, G., Hew, L.I. & Ravinderan, V. RIRDC Pblication No. 09/071, Project No. PRJ-002827.

11) Yabuta, T.H. & E.O. Oviedo-Rondon. 2024. The value of near-infrared spectroscopy: using nutritional information of soybean meals by country of origin in feed formulation. Journal of Applied Poultry Research. 33: 100443.

[1]  National Research Council

[2] Rural Industries Research and Development Corporation

[3] Brazilian Tables for Poultry and Swine

[4] Federatie Nederlandse Diervoederketen

[5]  Institut National de Recherche pour Agriculture, l’alimentation et l’Environnement

[6]  Fundación Española para el Desarrollo de la Nutrición Animal

[7]  Protein kinetics

[8]  Hydrochloric acid

[9] Proteose

[10]  Peptone

[11]  Apparent amino acid digestibility

[12]  True amino acid digestibility

[13] Peptide alimentation ultrafiltration technique

[14]  Ileal amino acid digestibility

[15]  Cannula

[16]  Standardized ileal amino acid digestibility (SID)

تنوع ترکیب شیر در دام‌های اهلی و پتانسیل استفاده از آن برای تولید فرآورده‌های پروبیوتیکی

 مقدمه

شیر از نظر کمیت و ارزش، جزو پنج کالای کشاورزی برتر جهان است، به طوری که تولید جهانی شیر در سال 2022 میلادی به 930 میلیون تن رسید. شیر غذایی سرشار از مواد مغذی ضروری چون پروتئین، چربی، مواد معدنی و لاکتوز است. محصولات لبنی مانند شیر، ماست و پنیر بخش جدایی‌ناپذیری از رژیم‌های غذایی هم در کشورهای پیشرفته و هم در کشورهای حال توسعه هستند و به طور قابل توجهی به تغذیه و تامین سلامت جامعه کمک می‌کنند.

شیر خام از میکروبیوتای متنوعی شامل باکتری‌ها، قارچ‌ها، مخمرها و ویروس‌ها پشتیبانی می‌کند. این جامعه میکروبی شامل میکروارگانیسم‌های مفیدی مانند گونه‌های لاکتوباسیلوس و بیفیدوباکتریوم است. همچنین، شیر حاوی سویه‌های بالقوه مضر، از جمله میکروارگانیسم‌های عامل فساد (سودوموناس، کلستریدیوم، باسیلوس و سایر میکروارگانیسم‌های اسپورزا یا مقاوم به گرما) و پاتوژن‌ها (لیستریا، سالمونلا، اشریشیا کلی، کامپیلوباکتر و قارچ‌های تولیدکننده مایکوتوکسین) است.

اگرچه تعریف جهانی برای غذاهای عملکردی وجود ندارد، اما این نوع غذاها عموماً به عنوان غذاها یا موادی شناخته می‌شوند که وقتی به طور منظم در مقادیر معمول و متعارف مصرف شوند، به حفظ سلامت کمک کرده و یا خطر بروز بیماری‌ها را کاهش می‌دهند. افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان از فواید سلامتی منجر به افزایش تقاضا برای غذاهای عملکردی‌ غنی‌شده با پروبیوتیک‌ها و ترکیبات زیست‌فعال شده است. در پاسخ، صنایع غذایی تمرکز خود را بر توسعه چنین محصولاتی متمرکز نموده است. این رویکرد به رشد سریع بازار کمک کرده است، به طوری که انتظار می‌رود ارزش اقتصادی این بخش از صنایع غذایی تا سال ۲۰۳۳ میلادی به 386 میلیارد دلار آمریکا برسد، که در صدر آن محصولات لبنی با نرخ رشد سالیانه 45/5 درصد طی سال‌های ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۳ میلادی قرار می‌گیرد.

پروبیوتیک‌ها به عنوان “میکروارگانیسم‌های زنده‌ای” تعریف می‌شوند که در صورت تجویز به مقدار کافی، برای میزبان فواید سلامتی به همراه دارند. پروبیوتیک‌ها نقش حیاتی در بهبود سلامت روده و تقویت ایمنی متابولیکی بدن دارند. محصولات لبنی عملکردی مبتنی بر پروبیوتیک به دلیل فواید متنوع سلامتی، افزایش قابل توجهی در مصرف جهانی داشته‌اند. محصولات لبنی عملکردی، از جمله شیر، ماست و پنیر غنی‌شده با پروبیوتیک، می‌توانند حاوی اجزای زیست‌فعال مانند اسیدهای چرب امگا ۳، ویتامین‌ها، مواد معدنی و عصاره‌های گیاهی باشند. در گذشته اعتقاد بر این بود که شیر گاو به دست آمده از غدد پستانی سالم، عاری از میکروارگانیسم است و حضور هر نوع میکروارگانیسم در شیر صرفاً به آلودگی محیطی نسبت داده می‌شد. منتهای مراتب، یافته‌های جدید این نظریه را رد نموده است. در واقع، آنالیز نمونه‌های شیر با روش توالی‌یابی 16S rRNA مشخص نمود که برخی از باکتری‌های موجود در شیر گاو نه از محیط داخلی بدن (پستان) و نه از محیط بیرونی که دام در آن نگهداری می‌شود منشا گرفته‌اند، بلکه این باکتری‌ها جزو ترکیب شیر هستند. به تازگی، پتانسیل این گروه از باکتری‌ها به عنوان پروبیوتیک در محصولات لبنی مورد توجه قرار گرفته است.

پروبیوتیک‌ها اثرات خود را از طریق مکانیسم‌هایی مانند مهار رقابتی در برابر استقرار میکروب‌های مضر، تعدیل سیستم ایمنی و فعالیت‌های متابولیکی، از جمله تجزیه کلسترول و تولید ویتامین‌ها، اعمال می‌کنند. برای طبقه‌بندی به عنوان پروبیوتیک، میکروارگانیسم‌ها باید معیارهای خاص in vitro و in vivo را داشته باشند. این معیارها شامل غیر بیماری‌زا بودن، تولید ترکیبات ضد میکروبی، مقاومت در برابر اسید معده و صفرا و تحمل شرایط فرآوری صنعتی است. علاوه بر این، چسبندگی به بافت اپیتلیال روده ویژگی مطلوبی است، زیرا استقرار میکروب‌های مفید  و اثربخشی عملکردی آنها را افزایش دهد. اگرچه لاکتوباسیلوس و بیفیدوباکتریوم همچنان پرکاربردترین جنس‌های پروبیوتیک هستند، مطالعات اخیر برای شناسایی سویه‌های جدید با مزایای خاص سویه رو به گسترش بوده است.

ترکیب شیمیایی شیر

بر اساس آمار فائو در سال 2019 میلادی، شیر گاو پرمصرف‌ترین شیر در بین سایر شیرها است و ۸۱٪ از کل تولید شیر در جهان را به خود اختصاص می‌دهد. شیر گاومیش با ۱۵ درصد، شیر بز با 2 درصد، شیر گوسفند با 1 درصد و شیر شتر با 4/0 درصد در رتبه‌های بعدی قرار دارند. جدول‌های 1، 2، 3 و 4 ترکیب شیمیایی شیر دام‌های اهلی را نشان می‌دهند.

 

جدول1. ترکیب شیمیایی شیر انواع دام اهلی

جزء شیر گاو شیر گاومیش شیر گوسفند شیر بز
ماده خشک (%) 13/32 16/67 18/05 13/56
جامد غیرچربی (%) 9/13 10/09 11/24 8/95
پروتئین (%) 3/32 5/20 5/5 3/4
کازئین (g/100ml) 2/80 3/20 4/46 2/81
چربی (%) 4/17 8/80 6/82 4/61
کلسترول (mg/100g) 90 17/96 43/2 42/1
لاکتوز (%) 4/7 5/36 5/1 4/4
خاکستر (%) 0/8 0/9 0/58 0/85
انرژی (kJ/kg) 3730 4054 5932 3018
دانسیته (g/cm3) 1/031 1/037 1/039 1/032
pH 6/65-6/71 6/6 6/51-6/85 6/5-6/8
اسیدیته (%) 0/13 0/12 0/14 0/12

 

   

جدول2. ترکیب اسیدآمینه‌ای شیر انواع دام اهلی (برحسب گرم در 100 گرم پروتئین شیر)

جزء شیر گاو شیر گاومیش شیر گوسفند شیر بز
ترئونین 4/5 5/71 4/4 5/7
سیستئین 0/6 0/59 0/9 0/6
والین 4/8 8/28 6/4 5/7
متیونین 1/8 1/99 2/7 3/5
ایزولوسین 4/2 5/71 4/2 7/1
لوسین 8/7 9/79 9/9 8/2
تیروزین 4/5 3/86 3/8 4/8
فنیل آلانین 4/8 4/71 4/3 6/0
اسید آسپارتیک 7/8 7/13 6/5 7/4
سرین 4/8 4/65 3/4 5/2
اسید گلوتامیک 23/2 21/4 14/5 19/3
پرولین 9/6 12/0 16/2 14/6
گلایسین 1/8 1/93 3/5 2/1
آلانین 3/0 3/03 2/4 3/6
هیستیدین 3/0 2/73 6/7 5/0
لیزین 8/1 9/84 7/8 8/2

 

جدول3. ترکیب اسیدهای چرب شیر انواع دام اهلی (بر حسب درصد)

جزء شیر گاو شیر گاومیش شیر گوسفند شیر بز
C4:0 4/2 4/18 2/57 2/03
C6:0 2/9 2/78 1/87 2/78
C8:0 2/9 2/98 1/87 2/92
C10:0 4/6 3/21 6/63 9/59
C12:0 2/6 3/92 3/99 4/52
C14:0 13/0 10/97 10/17 9/83
C16:0 28/8 30/17 25/1 24/61
C18:0 13/9 13/79 8/85 8/87
C18:1n-9 25/17
C18:2n-6 1/84
SFA 67/5 68/31 75/0 74/0
MUFA 30/3 28/32 39/0 36/0
PUFA 3/0 3/10 7/3 5/6
CLA 1/1 0/58 1/1 1/2

SFA: saturated fatty acids; MUFA: mono-unsaturated fatty acids; PUFA: poly-unsaturated fatty acids;
CLA: conjugated linoleic acid

 

 

جدول4. ترکیب مواد معدنی  و ویتامین‌های شیر انواع دام اهلی (بر حسب میلی‌گرم در 100 گرم)

جزء شیر گاو شیر گاومیش شیر گوسفند شیر بز
کلسیم 122 148 200 134
فسفر 119 107 158 121
پتاسیم 152 92 140 181
منیزیوم 12 14 21 16
سدیم 58 37 58 41
روی 0/53 0/46 0/58 0/56
آهن 0/08 0/16 0/122 0/007
مس 0/07 0/04 0/07 0/005
منگنز 0/02 0/07 0/006 0/003
ید 0/0021 0/004 0/014 0/002
سلنیوم 0/00096 0/006 0/003 0/001
ویتامین A 46 69 146 185
ویتامین E 0/21 0/19 0/03
ویتامین D 2/0 2/0 1/18 1/33
ویتامین C 0/09 2/5 4/16 1/29
تیامین  B1 0/05 0/05 0/08 0/068
ریبوفلاوین B2 0/17 0/11 0/37 0/21
نیاسین B3 0/09 0/17 0/416 0/27
اسید فولیک B9(میکروگرم) 4/91 6/15 6/96 0/82
اسید پانتوتنیک B5 0/37 0/15 0/408 0/31
پیریدوکسین B6 0/04 0/33 0/08 0/046
کوبالامین B12 0/45 0/40 0/712 0/665
بیوتین 2/0 13 0/93 1/5

 

 

ترکیب شیر دام‌های مختلف تحت تأثیر عواملی چون تفاوت‌های بین‌گونه‌ای، فیزیولوژی حیوان میزبان، شرایط محیطی، منطقه جغرافیایی، فصل و اثرات متقابل میکروبی قرار دارد. باکتری‌های اسید لاکتیک (LAB) به طور طبیعی در شیر وجود دارند، اما ترکیب آنها به عوامل زیادی مانند منشأ شیر، رژیم غذایی دام، فصل، ارتفاع محیط پرورش از سطح دریا، فرآوری و شیوه‌های بهداشت و مراقیت از دام بستگی دارد. گروه‌های میکروبی اصلی موجود در شیر خام شامل باکتری‌های اسید لاکتیک، کلیفرم‌ها، باکتری‌های عامل فساد و میکروارگانیسم‌های بالقوه مضر هستند. میکروارگانیسم‌های رایج موجود در شیر خام شامل گونه‌های لاکتوکوکوس، لاکتوباسیلوس، سودوموناس، میکروکوکوس، استافیلوکوکوس و مخمرهای مختلف هستند و این تنوع پتانسیل آنها را برای کاربرد به عنوان پروبیوتیک و توسعه محصولات جدید برجسته می‌کند. شاخه‌های (Phyla) میکروبی غالب موجود در شیر پروتئوباکتری‌ها (Proteobacteria) و فیرمیکوت‌ها (Firmicutes) می‌باشند، که تقریباً ۹۰٪ میکروارگانیسم‌های شیر را تشکیل می‌دهند. پروتئوباکتری‌ها شامل آسینتوباکتر، سودوموناس، اشریشیا، ویبریو، اروینیا و پانتوآ هستند و فیرمیکوت‌ها عمدتا از نوع استرپتوکوک، انتروکوک، استافیلوکوکوس و باسیلوس می‌باشند. نسبت بین پروتئوباکتری‌ها و فیرمیکوت‌ها تحت تاثیر نژاد، جیره غذایی، فصل، منطقه جغرافیایی، تعداد شکم زایش، مرحله شیردهی و شرایط فیزیولوژیکی دام تغییرات زیادی نشان می‌دهد. تنوع میکروبی شیر گاو تحت تاثیر تنوع میکروبی دستگاه گوارش نیز قرار می‌گیرد و این از جابه‌جایی (Translocation) باکتری‌ها از دستگاه گوارش به غدد پستانی و در نهایت شیر خبر می‌دهد. به نظر می‌رسد بخش عمده این جابه‌جایی در طول آبستنی و شیردهی دام صورت می‌گیرد. بنابراین، رابطه‌ای واضح بین جمعیت میکروبی شکمبه و شیر در گاوهای شیری وجود دارد.

 

شرایط انتخاب سویه میکروبی به عنوان پروبیوتیک

انتخاب سویه‌های پروبیوتیک جدید برای محصولات لبنی نیاز به ارزیابی دقیق برای اطمینان از اثربخشی، ایمنی، مزایای سلامتی و قابلیت زنده‌مانی میکروب‌ها در محصول نهایی دارد. معیارهای کلیدی انتخاب عبارتند از:

فواید از نظر سلامتی: سویه پروبیوتیک انتخاب شده باید توسط شواهد علمی قوی که مزایای سلامتی مانند بهبود سلامت گوارش، افزایش عملکرد سیستم ایمنی یا سایر اثرات درمانی را نشان می‌دهند، پشتیبانی شود.

قابلیت زنده‌مانی و پایداری: سویه میکروبی باید در کل فرآیند تولید، از جمله تخمیر، خشک کردن و ذخیره‌سازی، زنده بماند و در عین حال اثربخشی خود را در طول عمر مفید محصول حفظ کند. در فرآیند پاستوریزه کردن شیر، دمای بالا (72 درجه سلسیوس) به مدت 15 ثانیه اعمال می‌شود. سویه میکروبی باید توانایی تحمل این دمای بالا را داشته باشد، به طوری که بعد از اعمال چنین دمایی، حداقل 99 درصد میکروب‌ها زنده بمانند. همچنین، میکروب‌ها باید در برابر محیط اسیدی معده مقاومت کنند، تا از رسیدن مقدار کافی آنها به روده بتوان اطمینان حاصل کرد.

سازگاری با بافت محصولات لبنی: سویه باید مکمل کننده فرآورده لبنی باشد و بر طعم، بافت یا عطر تأثیر محصول تاثیر منفی نگذارد. در حالت ایده‌آل، سویه پروبیوتیک باید فرآیند تخمیر را نیز افزایش دهد و به طعم و بافت بهتر کمک کند.

ایمنی و تأییدیه از مراجع قانونی: سویه‌های انتخاب‌شده باید برای مصرف انسان ایمن، عاری از اثرات بیماری‌زا و دارای پشتیبانی بالینی مطابق با استانداردهای علمی باشند. با این حال، به دست آوردن اعتبار بالینی قوی برای یک سویه جدید همچنان یک چالش مهم است. هزینه‌های بالا، مدت زمان طولانی آزمایش و نیاز به حجم نمونه زیاد برای تأیید اثربخشی درمانی می‌تواند اخذ تأییدیه از مراجع قانونی را به تاخیر اندازد.

سویه‌های پروبیوتیک باید تحت ارزیابی دقیق قرار گیرند تا ایمنی، پایداری و عملکرد آنها تأیید شود. این ارزیابی‌ها تایید هویت سویه، مقاومت آنتی‌بیوتیکی، فعالیت متابولیکی و پتانسیل بیماری‌زایی سویه را شامل می‌شود. نهادهای بین‌المللی مانند Codex Alimentarius، سازمان ایمنی مواد غذایی اروپا (EFSA) قبل از طرح ادعاهای سلامتی محصول، نیاز به اعتبارسنجی علمی و مستندسازی لازم دارند.

اخیرا از مطالعات متابولوم Metabolomics به عنوان ابزاری برای تشخیص متابولیت هایی نظیر اسیدهای چرب کوتاه زنجیر، پپتیدها و ویتامین‌های تولید شده توسط پروبیوتیک‌ها در جریان تخمیر کمک گرفته می‌شود. اینها ترکیباتی هستند که اثرات مفید پروبیوتیک‌ها بر سلامت به آنها نسبت داده می‌شود.

تولید پروبیوتیک در محصولات تخمیری و غیرتخمیری شیر

پروبیوتیک‌ها را می‌توان هم در محصولات تخمیری و هم در محصولات غیرتخمیری شیر تولید نمود. فرآیند تولید دو روش در شکل 1 نشان داده شده است. در حال حاضر، بیشتر محصولات پروبیوتیکی از طریق محصولات تخمیری در بازار عرضه می‌شوند.  با این حال، روند استفاده از محصولات پروبیوتیکی غیرتخمیری شیر رو به افزایش گذاشته است. باید توجه داشت که از سویه‌های میکروبی متفاوتی می‌توان برای تولید محصولات تخمیری و غیرتخمیری استفاده نمود.

 

شکل 1. فرآیند تولید محصولات پروبیوتیکی تخمیری و غیرتخمیری شیر

 

شناسایی تنوع میکروبی در شیر دام‌های اهلی به انتخاب فرآیند تولید پروبیوتیک کمک می‌کند. در مطالعه‌ای، ترکیب میکروبی شیر گاوهای مختلف به لحاظ تولیدی مورد بررسی قرار گرفت و مشخص گردید اختلاف قابل ملاحظه‌ای از نظر تنوع میکروبی بین نمونه‌های شیر وجود داشت. در این مطالعه مشخص گردید که در شیر گاوهای با بازدهی تولید بالاتر، جمعیت بیشتری از باکتری‌های مرتبط با ورم پستان یافت شد.

 

منابع

Goncalves, D. A., González, A., Roupar, D., Teixeira, J. A., & Nobre, C. (2023). How prebiotics have been produced from agro-industrial waste: An overview of the enzymatic technologies applied and the models used to validate their health claims. Trends in Food Science & Technology135, 74-92.

Guo, W., Liu, S., Khan, M. Z., Wang, J., Chen, T., Alugongo, G. M., … & Cao, Z. (2024). Bovine milk microbiota: Key players, origins, and potential contributions to early-life gut development. Journal of Advanced Research59, 49-64.

Habiba, M. U., Augustin, M. A., Varela, C., Morris, H., Rahman, M. M., & Bozkurt, H. (2025). Probiotic Dairy Innovations: Exploring Buffalo Milk Potential for Food Product Development. Comprehensive Reviews in Food Science and Food Safety24(4), e70236.

Jang, H. J., Lee, N. K., & Paik, H. D. (2024). Overview of dairy-based products with probiotics: fermented or non-fermented milk drink. Food Science of Animal Resources44(2), 255.

Tarrah, A., Callegaro, S., Pakroo, S., Finocchiaro, R., Giacomini, A., Corich, V., & Cassandro, M. (2022). New insights into the raw milk microbiota diversity from animals with a different genetic predisposition for feed efficiency and resilience to mastitis. Scientific Reports12(1), 13498.

 

مروری بر اثرات و راهکارهای پیشگیری از تنش گرمایی بر سیستم ایمنی گوساله های شیرخوار و تلیسه ها

مقدّمه

تنش گرمايي یکی ازمشکلات اصلی در گاوداری‌های مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری ایران می باشد. گاوهاي شيري، گوساله‌ها و تلیسه‌ها به تنش گرمايي بسيار حساس هستند(4). تنش گرمايي نه تنها موجب افت توليد، بلکه موجب افت كيفيت شير و کاهش باروری و توان ایمنی بدن شده و اثر منفي چشمگیری بر بازده اقتصادی تولید شیر مي‌گذارد. دو منبع حرارتی گاو را تحت تأثیر قرار می‌دهد که عبارتند از حرارت محیط و حرارت حاصل از سوخت و ساز مواد غذایی در بدن دام. زمانی که دمای هوا به‌طور ناگهانی و یا بیشتر از سطح تحمل بدن حیوان بالا می‌رود، شرایط هوموستازی بدن به‌هم خورده و موجب کاهش اشتها و تولید شیر و کاهش بازدهی تولید مثل خواهد شد و حتی می‌تواند مرگ را نیز به همراه داشته باشد. تنش‌های گرمایی در مناطق نزدیک به خط استوا ممکن است ماه های زیادی از سال وجود داشته باشند. کاهش مصرف خوراک و افزایش نیازهای نگهداری  به همراه کاهش توان ایمنی می تواند منجر به رشد ضعیف، حساسیت بیشتر به بیماری‌ها و در موارد شدید منجر به مرگ شود. در این مقاله به‌طور ویژه به بحث پیرامون تأثیرات تنش‌های حرارتی بر گوساله‌های شیری و تلیسه‌ها پرداخته شده است.

 

تنش گرمایی و عوارض آن

نور خورشید، دمای محیط، میزان رطوبت و گرمای متابولیکی حاصل از هضم خوراک از عوامل ایجاد تنش گرمایی در گوساله‌های شیر‌خوار و تلیسه‌ها محسوب می‌شوند. به‌عبارت  دیگر، زمانی که گرمای محیط و گرمای متابولیکی در گوساله‌های شیر خوار بیشتر از میزان گرمای از دست رفته باشد، گوساله دچار تنش گرمایی می‌شود. دمای  مطلوب برای گوساله‌های شیر خوار در سن یک ماهگی بین 13 تا 25 درجه سلسیوس می‌باشد. بخش عمده‌ای از زیان ناشی از تنش گرمایی (80 درصد) مرتبط با کاهش عملکرد است و 20 درصد آن مرتبط با تحت تاثیر قرار دادن شاخص های سلامتی و ایمنی است. علائم و مشکلات تنش گرمایی در گوساله های شیری که سبب تضعیف سیستم ایمنی آن‌ها می‌شود عبارتند از: افزایش تعریق، از دست دادن بزاق، افزایش مدت زمان ایستادن، افزایش مصرف آب، افزایش دمای بدن، کاهش عملکرد کبد، کاهش مصرف خوراک، تنش اکسیداتیو، بی‌قراری و کاهش توان ایمنی (شکل 1).


شکل 1- تنش گرمایی و عوارض آن بر عملکرد تلیسه‌ها و گوساله‌ها

 

در فصل گرما و وجود تنش گرمایی میزان مصرف آب افزایش و مصرف استارتر توسط گوساله‌های شیرخوار به‌طور معنی‌داری کاهش می‌یابد. تنش گرمایی منجر به افزایش تولید رادیکال‌های آزاد اکسیژن، ایجاد تنش اکسیداتیو و کاهش عملکرد سیستم ایمنی می‌شود (شکل 2). شکل 3 نشان می‌دهد که قرار گرفتن گوساله‌های شیرخوار در معرض تنش گرمایی منجر به افزایش سطح کورتیزول و کاهش غلظت تیروکسین پلاسمای خون آن‌ها می‌شود.


شکل 2- تاثیر تنش گرمایی بر افزایش تولید رادیکال‌های آزاد اکسیژن، ایجاد تنش اکسیداتیو و کاهش عملکرد سیستم ایمنی

 

در بسیاری از مطالعات، افزایش غلظت انسولین و کاهش غلظت هورمون تیروئید در گوساله‌های شیرخوار و تلیسه ها تحت تنش گرمایی گزارش شده است. کاهش عملکرد رشد نه تنها  به کاهش مصرف خوراک  بلکه با تغییرات هورمونی تحت تنش حرارتی مربوط می‌باشد. در دام بالغ، تنش گرمایی سبب کاهش تولید اسید‌های چرب فرار، کاهش عملکرد رشد، افزایش باکتری‌های تولید کننده بوتیرات و کاهش باکتری‌های تولید کننده استات می‌شود. تنش گرمایی سبب کاهش ماده خشک مصرفی، کاهش فعالیت نشخوار می‌شود. همچنین، تنش گرمایی از طریق افزایش ارسال خون به بافت‌های محیطی، سبب تجمع اسید در شکمبه شده که نتیجه آن اسیدوز می‌باشد. همچنین، تنش گرمایی با بالا بردن تعداد تنفس که سبب کاهش HC03 خون و کاهش ظرفیت بافری بزاق به دلیل هدر‌روی بزاق سبب اسیدوز می‌شود.

مطالعات نشان می‌دهد که تنش گرمایی در دوران جنینی نیز بر ایمنی سلولی گوساله تأثیرگذار است. گوساله‌های متولد شده از گاوهای آبستن مواجه با تنش گرمایی، نه تنها در روزهای ابتدایی پس از تولد ایمونوگلوبولین پایین‌تری در خون دارند؛ بلکه این روند می‌تواند طولانی‌تر بوده و مدت زیادی ادامه یابد. این یافته نشان می‌دهد علاوه بر قابلیت جذب پایین ایمونوگلوبولین آغوز، عملکرد ایمنی تطبیقی (adaptive immune system) گوساله نیز تحت تاثیر تنش گرمایی اواخر دوره جنینی قرار می‌گیرد. تنش حرارتی، همچنین، موجب ناباروری در دام می‌شود (شکل شماره3). شواهد نشان می‌دهد ضعف در عملکرد سیستم ایمنی این گوساله‌ها احتمالا نتیجه‌ای از اختلال در توسعه اندام‌های ایمنی در اواخر دوره جنینی است. در تایید این نظریه، در برخی از مطالعات نیز کاهش وزن تیموس و طحال در گوساله‌های متولد شده از مادران تحت تنش گرمایی گزارش شده است. خروجی عملکردی سیستم ایمنی تطبیقی در مغز استخوان و تیموس شکل می‌گیرد و بلوغ سلول‌های T در اندام‌های لنفاوی مرکزی مانند تیموس رخ می‌دهد. علاوه بر این، آنتی‌ژن‌های خارجی و پاتوژن‌ها به احتمال زیاد موجب برانگیختن پاسخ‌های ایمنی در طحال می‌شوند. بنابراین، کاهش وزن اندام‌هایی نظیر تیموس و طحال در گوساله‌هایی که از مادران تحت تنش گرمایی به دنیا آمده‌اند، احتمالاً به معنی تاخیر در توسعه عملکرد سیستم ایمنی گوساله و چالش‌های بیشتر پس از کاهش اثر ایمنی غیرفعال آغوز خواهد بود.

 


شکل3- تأثیر بالقوه‌ تنش گرمایی بر ایجاد ناباروری بر اثر نامناسب‌شدن محیط رحم و نیز ایجاد تعادل منفی انرژی

 

راهکارهای پیشگیری و کنترل تنش گرمایی

می‌توان با اصلاحات فیزیکی محیط پرورش و نگهداری، توسعه ژنتیکی و اقدامات تولید مثلی و همچنین با مدیریت تغذیه اثرات منفی تنش گرمایی را کنترل و یا کاهش‌داد و از این طریق سلامت وایمنی دام را در مقابل تنش گرمایی محفوظ داشت. برای کنترل و کاهش تنش حرارتی سه مورد را باید به‌طور ویژه رعایت نمود که عبارتند از : اصلاحات فیزیکی محیط پرورش و نگهداری، توسعه ژنتیکی و اقدامات تولید مثلی و مدیریت تغذیه.

مطالعات انجام شده نشان‌دهنده آن است که آمیخته گاوهای هلشتاین و نژادهای شیری بومی، تحمل بیشتری نسبت به شرایط تنش گرمایی دارند. از نظر راهکارهای فیزیکی، می‌توان با نصب یک سایه‌بان با طراحی مناسب 30 تا 50 درصد تابش نور خورشید را کاهش داد. به لحاظ مدیریت تغذیه نیز باید نکاتی را مورد توجه قرار داد که عبارتند از: جیره متوازن و غیر‌قابل تفکیک، استفاده از بافر‌ها در جیره که در جلوگیری از اسیدوز نقش مهمی دارند، مصرف پروتئین با قابلیت هضم بالا، متوازن نمودن فیبر جیره، توازن کاتیون آنیون جیره (DCAD) و همچنین تامین ویتامین‌ها به‌ویژه ویتامین A,E,C .

 

نتیجه­گیری کلی

در این مطالعه سعی شد تا ابعاد مختلف اثرات تنش گرمایی بر سلامت ایمنی گوساله‌های شیرخوار و تلیسه‌ها پرداخته شود. زمانی که گرمای محیط و گرمای متابولیکی در گوساله‌های شیر خوار بیشتر از میزان گرمای از دست رفته باشد، گوساله دچار تنش گرمایی می‌شود. دمای  مطلوب برای گوساله‌های شیر خوار در سن 1 ماهگیه بین 13 الی 25 درجه سلسیوس می‌باشد. خسارات ناشی از تنش گرمایی بیشتر در اثر کاهش عملکرد است و تا اندازه‌ای با شاخص های سلامتی و ایمنی در ارتباط است. همچنین تنش گرمایی در تلیسه‌ها سبب کاهش ماده خشک مصرفی، تعادل منفی انرژی، کاهش LH وGnRH، کاهش استرادیول، نامناسب شدن محیط رحم، بروز فحلی خاموش، اووسیت‌های کم کیفیت، مرگ رویانی و در نتیجه ناباروری می‌گردد. تنش گرمایی در گوساله‌ها نیز سبب افزایش میزان تعریق و بزاق، افزایش مصرف آب، افزایش دمای بدن، کاهش عملکرد کبد، تنش اکسیداتیو، بی‌قراری، کاهش ایمنی و افزایش حذف گوساله‌ها از گله می‌شود. می‌توان با اصلاحات فیزیکی محیط پرورش و نگهداری، توسعه ژنتیکی و اقدامات تولید مثلی و همچنین با مدیریت تغذیه اثرات منفی تنش حرارتی را کنترل کرده و یا آن‌را کاهش داد و به این ترتیب، سلامت وایمنی گوساله‎‌های شیری و تلیسه‌ها را تضمین نمود.

 

 

منابع

  1. Ahmed BM, Younas U, Asar TO, Monteiro AP, Hayen MJ, Tao S, Dahl GE. Maternal heat stress reduces body and organ growth in calves: Relationship to immune status. JDS communications. 2021 Sep 1;2(5):295-9.
  2. Broucek J, Kisac P, Uhrincat M. Effect of hot temperatures on the hematological parameters, health and performance of calves. International journal of biometeorology. 2009 Mar;53:201-8.
  3. Baccari Jr F, Johnson HD, Hahn GL. Environmental heat effects on growth, plasma T3, and postheat compensatory effects on Holstein calves. Proceedings of the Society for Experimental Biology and Medicine. 1983 Jul;173(3):312-8.
  4. Dado-Senn B, Laporta J, Dahl GE. Carry over effects of late-gestational heat stress on dairy cattle progeny. Theriogenology. 2020 Sep 15;154:17-23.
  5. Fischer-Tlustos AJ, Lopez A, Hare KS, Wood KM, Steele MA. Effects of colostrum management on transfer of passive immunity and the potential role of colostral bioactive components on neonatal calf development and metabolism. Canadian Journal of Animal Science. 2021 Feb 24;101(3):405-26.
  6. Herbut P, Hoffmann G, Angrecka S, Godyń D, Vieira FM, Adamczyk K, Kupczyński R. The effects of heat stress on the behaviour of dairy cows–a review. Annals of Animal Science. 2021 Apr 1;21(2):385-402.
  7. Tao S, Dahl GE, Laporta J, Bernard JK, Orellana Rivas RM, Marins TN. Physiology symposium: Effects of heat stress during late gestation on the dam and its calf. Journal of animal science. 2019 Apr 29;97(5):2245-57.

 

 

 

کاربردهای فعلی و چشمانداز آینده فناوری های بهبود ژنتیکی در پرورش دام

مقدمه

بهبود ژنتیکی گونه‌های تولیدکننده غذا ابزاری قدرتمند برای دست‌یابی به پایداری در کشاورزی و دامپروری است. برنامه‌های انتخاب و پرورش سنتی، که با استفاده از روش‌های آماری مانند ارزش‌های تخمینی پرورش و اخیراً انتخاب ژنومی آغاز شدند، در کنار فناوری‌های تولیدمثلی مانند تلقیح مصنوعی، توانسته‌اند نرخ پیشرفت ژنتیکی را افزایش دهند. این روش‌ها امکان انتخاب دقیق‌تر و استفاده فشرده‌تر از والدین ژنتیکی برتر برای نسل بعدی را فراهم می‌کنند. هدف این مقاله، مرور کاربردهای فعلی فناوری‌های بهبود ژنتیکی و فرصت‌های استفاده از آن‌ها برای افزایش کارایی تولید شیر و گوشت در دام‌های بزرگ، به‌ویژه در کشورهای با درآمد پایین و متوسط است. همچنین، فرصت‌های آینده ویرایش ژنی با تمرکز بر چارچوب قانونی کاربردهای کنونی در دام و نگرش عمومی مورد بررسی قرار گرفته است. برای پذیرش این فناوری، ضروری است که قابلیت گسترش و ادغام آسان با برنامه‌های بهبود ژنتیکی گاوها را داشته باشد. در نهایت، هزینه فرصت ناشی از عدم انجام و تأخیر در به‌کارگیری فناوری‌های بهبود ژنتیکی در زمینه پرورش دام مورد بحث قرار می‌گیرد.

 

ژنتیک، کلید پایداری و بهره‌وری در پرورش دام

بهبود ژنتیکی یکی از قدرتمندترین ابزارها برای افزایش بهره‌وری در پرورش دام است. برخلاف بسیاری از روش‌ها که نیاز به تکرار و سرمایه‌گذاری مداوم دارند، تغییرات ژنتیکی دائمی و تجمعی هستند و اثر آن‌ها در نسل‌های بعدی نیز باقی می‌ماند. یکی از فناوری‌های ساده اما مؤثر در این مسیر، تلقیح مصنوعی (AI) است. این روش به پرورش‌دهندگان اجازه می‌دهد از نرهای ژنتیکی برتر استفاده کنند و به‌طور قابل توجهی کیفیت نسل بعدی را ارتقا دهند. این فناوری از دهه ۱۹۴۰ میلادی معرفی شد و تا به امروز در بسیاری از صنایع لبنی جهان به‌طور گسترده به کار گرفته می‌شود. در کشورهایی مانند هند، موفقیت تلقیح مصنوعی مشهود است. بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۹، تولید شیر هند بیش از ۱۱۰۰٪ افزایش یافت، در حالی که رشد جمعیت نشخوارکنندگان به‌ترتیب برای گاو ۲۴٪ و برای گاومیش ۱۵۳٪ بود. سهم گاوهای دو رگه در تولید شیر به‌طور چشمگیری افزایش یافت و استفاده از اسپرم‌های تعیین جنسیت شده جدید به افزایش نسبت تولد گوساله‌های ماده کمک کرده است. این فناوری نه تنها بهره‌وری را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند ردپای کربنی تولید شیر را نیز کاهش دهد و انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش داده و به پایداری زیست‌محیطی کمک کند. در برزیل، بزرگ‌ترین گله گاو جهان، با تلقیح مصنوعی زمان‌بندی‌شده (TAI) تحول بزرگی ایجاد کرده است. این روش، امکان تلقیح دقیق بدون نیاز به تشخیص فحلی را فراهم می‌کند و هم درصد آبستنی و هم کیفیت ژنتیکی گوساله‌های گوشتی را افزایش می‌دهد. با وجود تفاوت‌های منطقه‌ای در تولید شیر و بهره‌وری، فناوری‌هایی مانند AI، TAI و اسپرم‌های تعیین جنسیت شده، فرصت‌های فراوانی برای افزایش بهره‌وری، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و ارتقای کیفیت محصولات لبنی و گوشتی فراهم می‌کنند. به عبارت ساده، ژنتیک و فناوری‌های مرتبط با آن، نه تنها ابزار افزایش تولید هستند، بلکه مسیر روشنی به سوی تولیدات دامی پایدار و کم‌اثر بر محیط زیست، باز می‌کنند (Foote, 2002).

 

انتخاب ژنومی و اسپرم تعیین جنسیت شده

اگرچه شیر و گوشت گاو اغلب به‌عنوان محصولات جداگانه دیده می‌شوند، اما واقعیت این است که ارتباط نزدیکی با هم دارند. در اتحادیه اروپا، حدود ۸۰٪ گوشت گاو از گاوداری‌های شیری تأمین می‌شود و در سطح جهان، این رقم نزدیک به ۴۵٪ است. جالب این‌که گوشت تولیدشده در گله‌های گاو گوشتی، حدود چهار برابر گازهای گلخانه‌ای بیشتری نسبت به گوشت حاصل از گاوهای شیری ایجاد می‌کند، زیرا بخش قابل ملاحظه‌ای از این گوشت از گاوهای پیر و غیرمولد به دست می‌آید. تحولات ژنتیکی و استفاده از انتخاب ژنومی طی یک دهه گذشته، امکان شناسایی گاوهای شیری برتر را فراهم کرده است. این روش امکان استفاده از جنین‌ها یا اسپرم نژادهای گوشتی برای تلقیح مصنوعی گاوهای شیرده با کیفیت ژنتیکی پایین را فراهم کرده است. نتیجه، تولید گوساله‌های دورگه «Beef on Dairy» است که برای تولید گوشت مناسب‌تر هستند و جایگزینveal  یعنی گوساله‌های اضافی نر و ماده شیری می‌شوند که پیش‌تر معمولاً برای مصرف گوشت یا حتی کشتار هدایت می‌شدند. این استراتژی باعث کاهش ضایعات گوساله‌های غیرمطلوب، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای و افزایش درآمد کشاورزان درگیر در صنعت شیر شده است (Seidel and DeJarnette, 2022).

در آمریکا و بریتانیا، استفاده از اسپرم جنسیتی و اسپرم گوشتی در صنعت گاو شیری به سرعت در حال رشد است. گوشت تولیدشده از گاوهای شیری به طور متوسط ۴۱٪ انتشار کربن کمتری نسبت به گوشت تولیدشده در گله‌های گاو گوشتی دارد. این نه تنها نشان‌دهنده بهبود پایداری محیطی است، بلکه افزایش درآمد و پتانسیل بازار محصولات گوشت با ارزش افزوده را نیز فراهم می‌کند. چالش اصلی در کشورهای کم‌درآمد، هزینه و زیرساخت‌های لازم برای پیاده‌سازی این فناوری‌هاست. تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که همکاری با نهادهای دولتی و آموزش‌های کاربردی کشاورزان، کلید موفقیت در پذیرش این نوآوری‌هاست. با استفاده هوشمندانه از AI، TAI، اسپرم تعیین جنسیت شده و انتخاب ژنومی، می‌توان تولید پروتئین حیوانی را به شیوه‌ای پایدارتر و اقتصادی‌تر در سراسر جهان بهبود بخشید (de Vries et al., 2015).

 

کاربردهای آینده فناوری‌های بهبود ژنتیکی در گاوها

یکی از فناوری‌هایی که تاکنون در برنامه‌های بهبود ژنتیکی گاوها کمتر استفاده شده است، تغییر ژنتیکی یا  مهندسی ژنتیک ([1](GE و به طور دقیق‌تر ویرایش ژن ( [2](GnEdاست. این فناوری‌ها جزو بیوتکنولوژی‌های مدرن محسوب می‌شوند و به محققان این امکان را می‌دهند که تغییرات ژنتیکی هدفمند را در ژنوم گاو ایجاد کنند تا صفات مفید و ارزشمند حاصل شود. با وجود نمونه‌های موفق گاوهای GE با صفاتی مانند مقاومت به بیماری، موانع جهانی در پذیرش GE در گیاهان، همراه با فرآیند پرهزینه و پیچیده گرفتن مجوزهای قانونی، باعث شده است که علاقه دانشگاه‌ها و سرمایه‌گذاران به تجاری‌سازی گاوهای GE کاهش یابد. اما فناوری ویرایش ژن این داستان را تغییر می‌دهد و فرصت‌های زیادی را پیش روی محققان قرار می‌دهد. این فناوری بسیار منعطف است و کاربردهای آن از انتقال صفات تک‌ژنی ارزشمند مانند بدون شاخ بودن، مقاومت به گرما و بیماری تا ایجاد نسل‌هایی با جنسیت مشخص (مثلاً تمام ماده) متنوع است. علاوه بر این، ویرایش ژن می‌تواند در طراحی برنامه‌های تولیدمثل نوین، مانند استفاده از نرهای جانشین و روش‌های تولید مثل درون سلولی به کار گرفته شود. نرهای جانشین به کاهش فاصله ژنتیکی بین گاوهای برتر و گله‌های تجاری کمک می‌کنند، زیرا نر جانشین، ژن‌های برتر را از یک گاو اهداکننده منتقل می‌کند. روش‌های درون سلولی باعث کاهش فاصله نسلی می‌شوند، زیرا امکان تولید گامت‌ها در محیط کشت سلولی وجود دارد و نیازی به رسیدن حیوانات به بلوغ جنسی نیست. این پیشرفت‌ها مسیرهای جدید و پیش‌بینی‌نشده‌ای برای تسریع بهبود ژنتیکی گاوها باز می‌کنند، به ویژه زمانی که اطلاعات ژنومی، فناوری‌های تولیدمثل پیشرفته و روش‌های دقیق پرورش با برنامه‌های سنتی ترکیب شوند (Van Eenennaam et al., 2021).

 

نحوه عملکرد ویرایش ژن

این روش از نوکلئازهای هدفمند برای ایجاد شکاف دو رشته‌ای در محل مورد نظر ژنوم استفاده می‌کند. از این طریق می‌توان ژن‌های خاص را حذف کرد (knock-out یا KO)، آلل‌های مشخص را اصلاح یا جایگزین کرد (Cisgenic)، یا حتی ژن‌های کامل و ژن‌های بیگانه را وارد ژنوم نمود (Transgenes). مزیت بزرگ GnEd این است که به جای تکیه بر انتخاب مصنوعی، تلاقی تصادفی یا GE با ادغام تصادفی ژن‌ها، می‌توان تغییرات دقیق و هدفمند ایجاد کرد. در پستانداران، ویرایش ژن معمولاً با استفاده از کلونینگ سلول‌های هسته‌ای سوماتیک (SCNT) انجام می‌شود. مزیت این روش این است که می‌توان پیش از انتقال به اووسیت، سلول‌ها را ژنوتایپ و بررسی کرد تا مطمئن شد تغییرات دقیق انجام شده‌اند و تغییرات ناخواسته (off-target) رخ نداده است. معایب احتمالی SCNT شامل مرگ جنین، مرگ پس از تولد و نقص‌های مادرزادی می‌باشد. درعوض SCNT، ویرایش می‌تواند روی زیگوت در حال رشد انجام شود، اما در این روش ژنوتیپ حیوان تا تولد مشخص نمی‌شود و احتمال موزاییک بودن (وجود ژنوتیپ‌های مختلف در یک حیوان) وجود دارد. تاکنون، GnEd در مقیاس محدود برای صفاتی مانند مقاومت به بیماری، بازده تولید، رفاه حیوان، تحمل گرما به کار رفته است (Van Eenennaam, 2017).

اکثر صفات پیچیده چندژنی هستند، یعنی تحت تاثیر چندین ژن قرار دارند و همه ژن‌های مؤثر شناسایی نشده‌اند. بنابراین، ویرایش بیشتر روی ژن‌های با اثر بزرگ متمرکز خواهد بود و انتخاب ژنومی سنتی برای ژن‌های با اثر کوچک ادامه می‌یابد. برای اینکه GnEd به عامل مهم تغییر ژنتیکی تبدیل شود، باید با برنامه‌های سنتی پرورش دام کاملاً یکپارچه شود. حیوانات ویرایش‌ژنومی‌شده باید قادر باشند نسل بعدی والدین باشند و به موقع در برنامه پرورش مشارکت کنند. چند نمونه موفق از بازار می توان به ماهی‌های ویرایش‌شده (red sea bream و tiger pufferfish) در ژاپن که به عنوان غیرتراریخته تأیید شدند وگاوهای اصلاح‌شده برای بهبود نرخ رشد و کارایی خوراک توسط یک شرکت ژاپنی به بازار عرضه شدند، اشاره نمود (Matsuo and Tachikawa, 2022).

 

 

چرا نوآوری‌های ژنتیکی حیاتی‌اند؟

بحث‌ درباره نوآوری‌های جدید در پرورش دام و کشاورزی چیز تازه‌ای نیست. وقتی تلقیح مصنوعی برای نخستین بار معرفی شد، موانع زیادی سر راهش بود. عموم مردم با تحقیقاتی که با موضوعات جنسی مرتبط بودند، مخالف بودند و بسیاری از دامدارن تأثیرگذار هم نگران بازار خود بودند و فکر می‌کردند این تکنیک، بازار گاوهای نر را نابود می‌کند. اما تحقیقات میدانی نشان داد که وقتی تلقیح مصنوعی به‌درستی استفاده شود، گاوهای سالم و برتری تولید می‌کند و بیماری‌ها را کنترل می‌کند؛ ترس‌ها با واقعیت جایگزین شد (Foote, 2002).

امروزه، مقاومت مشابهی در برابر مهندسی ژنتیک دیده می‌شود. حتی با وجود این‌که محصولات GE در کشاورزی با ایمنی کامل استفاده شده و ۱۲٪ از زمین‌های کشاورزی جهان زیر سطح کشت این محصولات است، هنوز عموم مردم درباره ایمنی آن‌ها تردید دارند. دانشمندان تلاش کرده‌اند این تصویر اشتباه را اصلاح کنند و داده‌ها نشان می‌دهد میلیاردها دام که تقریباً فقط از خوراک GMO تغذیه می‌شوند، هیچ اثر منفی نداشته‌اند. با این حال، مخالفان GE اغلب به جای بحث علمی، به حملات شخصی متوسل شده‌اند و دانشمندان را متهم می‌کنند که با شرکت‌های بیوتکنولوژی ارتباط دارند. متأسفانه، این حملات اغلب باعث می‌شوند که دانشمندان، مخصوصاً کسانی که مواضع کمتر محبوبی دارند، از ورود به بحث خودداری کنند. وقتی موضوع نوآوری‌های کشاورزی است، نادیده گرفتن توصیه‌های کارشناسان و تصمیم‌گیری بر اساس تصورات شخصی، پیامدهای فاجعه‌باری در تاریخ داشته است، از قحطی شوروی در سال ۱۹۳۲ میلادی گرفته تا بحران اقتصادی سریلانکا در سال ۲۰۲۲ میلادی (Wijerathna-Yapa et al., 2023).

یکی از دلایل مقاومت در برابر GE، پیچیدگی و هزینه بالای ورود محصولات جدید به بازار است؛ تنها شرکت‌های بزرگ می‌توانند این مسیر طولانی و گران‌قیمت را طی کنند. همچنین، برخی گروه‌ها از ترس مردم سود می‌برند و محصولات جایگزین گران‌تر ارایه می‌کنند، مثل برچسب‌های «غیر GMO». امروز بیش از ۳۰۰۰ برند غیر GMO در آمریکای شمالی وجود دارد که بیش از ۲۶ میلیارد دلار فروش سالانه دارند. با این حال، وقتی مصرف‌کنندگان بتوانند خودشان انتخاب کنند، محصول GE معمولاً موفق می‌شود. ماهی‌های GloFish و هموگلوبین گیاهی در برگر Impossible نمونه‌های این موفقیت هستند؛ این محصولات طرفداران زیادی پیدا کردند و فروش‌شان رکوردی تاریخی ثبت کرد (Ryan et al., 2024).

شواهد تاریخی نشان می‌دهد که بهبود بهره‌وری و نوآوری ژنتیکی اثرات شگرفی بر محیط زیست دارد. اگر از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ پیشرفت بهره‌وری گاوهای شیری اتفاق نمی‌افتاد، انتشار گازهای گلخانه‌ای این بخش ۳۸٪ افزایش می‌یافت (FAO, 2018). در کالیفرنیا، سیستم‌های شیردهی طی ۵۰ سال گذشته انتشار گازهای گلخانه‌ای، مصرف آب و نیاز به زمین را به شکل چشمگیری کاهش داده‌اند و بهبود بهره‌وری نقش مهمی در پایداری محیط زیست داشته است. چالش امروز، ترس و شایعات است. هزینه فرصت بی‌عملی، از دست دادن پیشرفت‌هایی است که می‌تواند زندگی انسان‌ها و سلامت سیاره ما را بهبود بخشد. گذشته نشان داده است که وقتی علم و شواهد نادیده گرفته شوند، پیامدها فاجعه‌بار است. پذیرش نوآوری‌های ژنتیکی نه تنها منطقی است، بلکه ضروری است (Naranjo et al., 2020).

 

پذیرش عمومی و فرصت‌های بهبود ژنتیکی

آگاهی عمومی نسبت به اهداف توسعه پایدار در ژاپن یکی از دلایل مهم پذیرش ماهی‌های اصلاح‌شده ژنتیکی در زنجیره غذایی بوده است. این نشان می‌دهد که وقتی مزایای مستقیم این فناوری‌ها برای مصرف‌کنندگان روشن شود، مقبولیت آن‌ها نیز افزایش می‌یابد. نمونه واقعی این روند در آینده نزدیک با ورود اولین خوک GnEd به بازار شکل خواهد گرفت. شرکت Genus plc قصد دارد خوک‌های مقاوم به ویروس PRRS را در بازارهای بزرگی مثل برزیل، کانادا، چین و ایالات متحده عرضه کند، اما فعلاً برای اتحادیه اروپا برنامه‌ای ندارد؛ چرا که هزینه سالانه این بیماری در اروپا بیش از 63/1 میلیارد دلار برآورد شده است و ارزش خالص زیان ناشی از آن تا سال ۲۰۴۹ حدود 86/28 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود (Cigan and Knap, 2022). همچنین، بیش از ۷۵٪ مصرف‌کنندگان آمریکایی خواهان برچسب‌گذاری غذاهای GnEd هستند، هرچند قوانین فعلی تنها محصولات حاوی DNA بیگانه را شامل می‌شود و ردیابی دقیق محصولات GnEd که تغییرات ژنتیکی مشابه جهش‌های طبیعی دارند، دشوار است. با این حال، تولیدکنندگان می‌توانند با ادعاهای مرتبط با پایداری، مانند حیوانات مقاوم به بیماری، محصولات خود را تبلیغ کنند، هرچند ردیابی آن در زنجیره توزیع بدون برنامه‌ریزی جامع چالش‌برانگیز خواهد بود. تجربه مشابه با هورمون rBST گاوی نشان می‌دهد که حتی زمانی که ایمنی محصول اثبات شده بود، بازاریابی با تمرکز بر عدم استفاده از آن می‌تواند بر انتخاب مصرف‌کنندگان تأثیر بگذارد، اما اغلب پیامدهای زیست‌محیطی نادیده گرفته می‌شود. با این حال، امیدوارکننده است که بحث درباره GnEd ممکن است از چارچوب دوقطبی GE عبور کند و روی مزایای واقعی آن، مانند بهبود رفاه و سلامت حیوانات، تمرکز کند. تولید حیوانات مقاوم به بیماری، گاوهای بدون شاخ ژنتیکی و حیواناتی که با گرمایش محیط بهتر سازگار می‌شوند، نه تنها رفاه حیوانات را افزایش می‌دهند، بلکه نیاز کشاورزان و محیط‌زیست را نیز مرتفع می‌سازند و به نظر می‌رسد یک «پیروزی سه‌گانه» واقعی برای پایداری باشند (Capper et al., 2008).

 

جمع بندی

بهبود ژنتیکی دام‌ها، فرصتی بی‌نظیر برای افزایش بهره‌وری، کاهش اثرات زیست‌محیطی و ارتقای سلامت دام و رفاه انسان است. در کشورهای با ‌درآمد کم و متوسط، سرعت پیشرفت پایین‌تر است؛ دلایلی مانند نقش‌های چندگانه دام‌ها در معیشت خانوارهای روستایی و نبود زیرساخت‌های لازم مانع اجرای روش‌هایی مانند تلقیح مصنوعی و انتخاب ژنومی شده است. فناوری‌های نوظهور مانند ویرایش ژنتیکی هدفمند  می‌توانند تغییرات دقیق ژنتیکی را وارد برنامه‌های پرورش کنند و راهی برای مقابله با بیماری‌ها و چالش‌های محیطی فراهم آورند. با این حال، نگرش منفی عمومی و مقررات پیچیده ممکن است توسعه و پذیرش آن را به تأخیر بیندازد، همان‌طور که در تجربه مهندسی ژنتیک دیده شده است. تأخیر در بهره‌گیری از این فناوری‌ها، هزینه فرصت بالایی دارد؛ فرصت‌هایی که می‌توانند سلامت حیوانات، درآمد کشاورزان و پایداری محیط زیست را به‌طور همزمان بهبود دهند. پذیرش هوشمندانه و اطلاع‌رسانی علمی شفاف، راه رسیدن به این مزایا و آینده‌ای پایدار در دامپروری است.

 

منابع

 

Capper, J. L., Castañeda-Gutiérrez, E., Cady, R. A., & Bauman, D. E. (2008). The environmental impact of recombinant bovine somatotropin (rbST) use in dairy production. Proceedings of the National Academy of Sciences105(28), 9668-9673.

 

De Vries, M. D., Van Middelaar, C. E., & De Boer, I. J. M. (2015). Comparing environmental impacts of beef production systems: A review of life cycle assessments. Livestock Science178, 279-288.

 

Foote, R. H. (2010). The history of artificial insemination: Selected notes and notables. J. Anim. Sci80, 1-10.

 

Mark Cigan, A., & Knap, P. W. (2022). Technical considerations towards commercialization of porcine respiratory and reproductive syndrome (PRRS) virus resistant pigs. CABI Agriculture and Bioscience3(1), 34.

 

Matsuo, M., & Tachikawa, M. (2022). Implications and lessons from the introduction of genome-edited food products in Japan. Frontiers in genome editing4, 899154.

 

Naranjo, A., Johnson, A., Rossow, H., & Kebreab, E. (2020). Greenhouse gas, water, and land footprint per unit of production of the California dairy industry over 50 years. Journal of dairy science103(4), 3760-3773.

 

Ryan, C. D., Henggeler, E., Gilbert, S., Schaul, A. J., & Swarthout, J. T. (2024). Exploring the GMO narrative through labeling: strategies, products, and politics. GM Crops & Food15(1), 51-66.

 

Seidel Jr, G. E., & DeJarnette, J. M. (2022). Applications and world-wide use of sexed semen in cattle. Animal Reproduction Science246, 106841.

 

Van Eenennaam, A. L. (2017). Genetic modification of food animals. Current Opinion in Biotechnology44, 27-34.

 

Van Eenennaam, A. L., De Figueiredo Silva, F., Trott, J. F., & Zilberman, D. (2021). Genetic engineering of livestock: the opportunity cost of regulatory delay. Annual Review of Animal Biosciences9(1), 453-478.

 

Van Eenennaam, A. L. (2025). Current and future uses of genetic improvement technologies in livestock breeding programs. Animal Frontiers15(1), 80-90.

 

Wijerathna‐Yapa, A., Henry, R. J., Dunn, M., & Beveridge, C. A. (2023). Science and opinion in decision making: A case study of the food security collapse in Sri Lanka. Modern Agriculture1(2), 142-151.

 

Wijerathna‐Yapa, A., Henry, R. J., Dunn, M., & Beveridge, C. A. (2023). Science and opinion in decision making: A case study of the food security collapse in Sri Lanka. Modern Agriculture1(2), 142-151.

[1] Genetic Engineering

[2] Gene Editing

استفاده از گندم به عنوان جایگزین ذرت در تغذیه مرغ های تخم گذار بدون استفاده از آنزیم های کربوهیدراتاز

مقدمه

خشکسالی سال­های اخیر در کشور به موازات مشکلاتی چون نوسان­های شدید نرخ ارزهای خارجی و محدودیت­های مالی مرتبط با انتقال پول، تامین نهاده­های طیور از خارج از کشور را با مشکل روبه رو ساخته است. ذرت که مهمترین نهاده تامین کننده انرژی خوراک طیور است، به طور عمده یک محصول وارداتی است. میزان نیاز به ذرت 8 تا 9 میلیون تن در سال می­باشد که در کشور تنها 5/1 تا 2 میلیون تن تولید می­شود. نکته  قابل توجه دیگر که باید به آن اشاره کرد، تاخیر در ترخیص این نهاده از بنادر جنوبی کشور است که شانس آلودگی با انواع مایکوتوکسین­ها را افزایش می­دهد. لازم به ذکر این‌که ذرت در مقایسه با گندم، حساسیت بیشتری به آلودگی­های مایکوتوکسینی دارد. از مزایای دیگر گندم نیاز آبی کمتر نسبت به ذرت و امکان بیشتر تولید آنها در شرایط کشت دیم در داخل کشور است. از سوی دیگر، اگرچه گندم سازگاری بیشتری برای کشت در داخل کشور دارد و نیز محتوای پروتیینی بالاتری نسبت به ذرت دارد، ولی به دلیل وجود پلی­ساکارید­های غیر نشاسته­ای، جایگزینی کامل آن به جای ذرت در خوراک مرغ­های تخم‌گذار دغدغه اصلی تولیدکنندگان تخم‌مرغ است. در مقاله حاضر، تحقیقی مربوط به جایگزینی گندم به جای ذرت در خوراک مرغ‌های تخم‌گذار ارایه شده است.

 

مواد و روش­ها

این آزمایش به منظور بررسی تاثیر نوع دانه غله بر عملکرد تولیدی و کیفیت تخم‌مرغ انجام گرفت. در این آزمایش، از 48 قطعه مرغ تخم‌گذار Hy-line W80 که به تازگی چرخه دوم تخم‌گذاری را بعد از تولک‌بری آغاز نمودند، استفاده شد. این آزمایش به مدت 9 هفته انجام گرفت و تا پس از رسیدن به اوج تولید تخم مرغ ادامه یافت. آزمایش در سیستم قفس انجام شد. تیمارهای آزمایشی مورد استفاده عبارت بود از: گروه شاهد (جیره بر پایه ذرت) و تیمار گندم (جیره بر پایه گندم). منبع پروتئینی مورد استفاده در ه دو گروه کنجاله سویا بود. سطوح انرژی، پروتئین، ویتامین‌ها، مواد معدنی، اسیدهای‌آمینه ضروری (لیزین، متیونین+سیستئین و ترئونین) و تعادل آنیون-کاتیون بین جیره‌ها کاملا مشابه در نظر گرفته شد.

معیارهای عملکردی شامل درصد تولید، تولید توده‌ای تخم‌مرغ، ضریب تبدیل خوراک، و وزن تخم مرغ ثبت گردید. جهت بررسی صفات کیفی (ضخامت پوسته، وزن زرده، سفیده، وزن مخصوص تخم مرغ، شاخص رنگ زرده، شاخص شکل تخم مرغ، ارتفاع زرده و سفیده، ابعاد زرده و واحد هاو) در پایان آزمایش مورد ارزیابی قرار گرفت. سنجش مقاومت پوسته تخم مرغ توسط دستگاهی با دقت 2/0 کیلوگرم بر سانتی‌متر مربع و ارتفاع سفیده با دستگاهی دارای دقت 01/0 میلی‌متر اندازه‌گیری گردید. شاخص رنگ زرده توسط فن یا شانه رنگ شرکت DSM مورد ارزیابی قرار گرفت.

تجزیه آماری نتایج حاصل از این آزمایش در قالب یک طرح کاملا تصادفی انجام گرفت.

 

نتایج

عملکرد تیمارهای دریافت کننده ذرت و گندم طی 9 هفته آزمایش در جدول 1 درج شده است. در هفته های اول و دوم شروع چرخه دوم تولید، درصد تولید تخم در گروه دریافت کننده ذرت بیشتر از گندم بود، به طوری که این اختلاف در هفته دوم معنی دار بود. منتها در ادامه، نرخ تولید تخم مرغ در گروه دریافت کننده گندم مشابه گروه دریافت کننده ذرت بود و در کل دوره آزمایش هم اختلاف محسوسی بین ذرت و گندم مشهود نبود (جدول 1).

از نظر تولید تودهای تخم مرغ، وزن تخم مرغ و ضریب تبدیل خوراک اختلاف معنی داری بین تیمارهای آزمایش مشاهده نگردید.

 

 

 

جدول 1: تاثیر نوع دانه غله بر عملکرد مرغ‌های تخم‌گذار در طول دوره آزمایش

میانگین کل هفته نهم هفته هشتم هفته هفتم هفته ششم هفته پنجم هفته چهارم هفته سوم هفته دوم هفته اول تیمار آزمایشی
تولید تخم مرغ (%)  
70.4 88.9 87.7 86.7 85.9 88.1 74.7 61.9 53.2 a 8.7 ذرت
69.6 87.0 88.5 89.7 86.4 86.7 75.3 61.3 46.1 b 6.3 گندم
1.79 1.85 1.96 1.87 2.01 2.18 2.96 3.65 1.78 1.38 خطای استاندارد
وزن تخم مرغ (گرم)
62.5 65.0 65.0 64.7 63.3 64.7 65.7 63.0 58.0 53.3 ذرت
62.1 66.0 64.3 63.6 65.2 63.0 63.3 61.3 59.5 53.1 گندم
1.93 2.77 2.88 1.67 1.21 1.89 1.22 1.41 2.79 1.85 خطای استاندارد
توده تخم مرغ (گرم/ پرنده/ روز)
44.5 57.3 57.3 57.0 54.3 57.0 49.0 38.7 30.6 4.7 ذرت
43.8 58.3 57.0 56.0 56.3 55.5 47.3 38.0 27.3 3.6 گندم
1.42 1.29 1.32 1.41 1.39 0.56 1.74 2.71 1.76 0.67 خطای استاندارد
ضریب تبدیل خوراک
2.19 1.81 1.81 1.85 1.91 1.81 2.19 2.71 3.35 ذرت
2.21 1.77 1.81 1.81 1.81 1.88 2.11 2.74 3.72 گندم
0.075 0.038 0.051 0.049 0.076 0.085 0.091 0.204 0.212 خطای استاندارد

 

 

تاثیر نوع دانه غله بر خصوصیات کیفی تخم مرغ در جدول 2 ارایه شده است. ملاحظه می شود که به جز شاخص رنگ زرده تخم مرغ، سایر معیارهای کیفی اختلاف معنی داری بین تیمارهای ذرت و گندم نداشت. زردی رنگ زرده تخم مرغ به طور معنی داری با تغذیه گندم در مقایسه با ذرت کاهش یافت.

 

 

 

 

 

جدول2: تأثیر نوع دانه غله بر کیفیت پوسته تخم‌مرغ و محتویات تخم‌مرغ مرغ‌های تخم‌گذار

P-value خطای استاندارد گندم ذرت
0.908 2.81 58.6 58.5 طول تخم مرغ (میلی متر)
0.080 1.03 45.6 45.4 عرض تخم مرغ (میلی متر)
0.322 5.86 77.8 77.6 شاخص شکل تخم مرغ
0.208 0.003 0.36 0.33 ضخامت پوسته (میلی متر)
0.119 0.043 3.4 3.0 مقاومت پوسته (کیلوگرم / سانتی متر مربع)
0.241 1.027 7.94 7.97 ارتفاع سفیده (میلی متر)
0.458 4.14 87.0 87.0 واحد هاو
0.001 0.44 1.6b 6.6a شاخص رنگ زرده
0.364 5.23 29.5 28.4 درصد زرده
0.106 7.2 57.3 59.4 درصد سفیده
0.121 1.26 13.2 12.4 درصد پوسته تخم مرغ
0.101 2.67 43 40 قطر زرده (میلی متر)
0.283 0.001 1.10 1.08 دانسیته تخم مرغ (گرم / مترمکعب)

 

 

 

بحث

غلات در حدود 60 تا 70 درصد از جیره غذایی مرغ‌های تخم‌گذار، حدود 70 درصد از انرژی قابل متابولیسم و 30 تا 40 درصد از پروتئین دریافتی روزانه را به خود اختصاص می دهند. بنابراین، نوع غلات در جیره غذایی مرغ‌های تخم‌گذار می تواند تأثیر زیادی بر معیارهای عملکردی و اقتصادی داشته باشد. نتایج این آزمایش نشان می‌دهد که مرغ‌های تخم‌گذار می‌توانند عملکرد تولیدی خود را در جیره‌های مبتنی بر گندم حفظ کنند. بر اساس گزارش بدفورد و همکاران در سال 2024 میلادی، غلظت کربوهیدرات های غیر نشاسته ای (NSP) در ارقام گندم امروزی طی دهه‌های گذشته با بهره‌گیری از استراتژی‌های به‌گزینی کاهش چشمگیری یافته است. با توجه به نتایج حاصل از این آزمایش و سایر پژوهش‌های مشابه می توان نتیجه گرفت که بلوغ و تکامل بیشتر در دستگاه گوارش مرغ تخم‌گذار بالغ توانسته ظرفیت هضم بالایی از مواد مغذی جیره حاوی گندم را جهت دستیابی به تولید تخم مرغ مشابه گروه ذرت فراهم کند. گزارش شده که گنجاندن غلات جایگزین در رژیم غذایی مرغ‌های تخم‌گذار، وزن روده کوچک که عمدتاً در هضم و جذب مواد مغذی نقش دارد را تحت تأثیر قرار نداد. در این آزمایش، هرچند میزان مصرف خوراک در مرغ‌های گروه گندم کمتر از گروه ذرت بود که احتمالاً به دلیل خوش‌خوراکی پایین‌تر گندم‌ در مقایسه با ذرت بود، قابلیت هضم مواد مغذی تحت تأثیر تیمار غذایی قرار نگرفت. به بیان دیگر، قابلیت هضم خوراک تفاوت معنی اری بین ذرت و گندم نداشته است.

کوینسون و همکاران در سال 2015 میلادی گزارش نمودند که مجموع غلظت آرابینوز و زایلوز در ارقام گندم دهه 1990 و 2010 به ترتیب 81 و 59 گرم در کیلوگرم بوده است. این نشان میدهد که غلظت کربوهیدرات های غیر نشاسته ای با به‌گزینی ارقام گندم به طور چشمگیری کاهش یافته است. به همین دلیل است که پاسخ مرغ‌ها به رژیم غذایی مبتنی بر گندم با گروه ذرت قابل مقایسه می‌باشد. کیم و همکاران در سال 2022 میلادی گزارش نمودند که مرغ‌هایی که رژیم غذایی مبتنی بر گندم دریافت کردند،  بهبود وابسته به سن در استفاده از کربوهیدرات های غیر نشاسته ای محلول را نشان دادند. همانطور که عملکرد تولید تخم مرغ بین رژیم غذایی ذرت و گندم که در آزمایش حاضر برای مرغ‌های تخم‌گذار در چرخه دوم تولید انجام شد، تفاوت معنی داری نشان نداد. اخیراً شرکت Hendrix Genetics توصیه به گنجاندن الیاف نامحلول در رژیم غذایی مرغ‌های تخم‌گذار نموده است. این توصیه برای دست‌یابی به پوشش پر خوب و بهبود قابلیت زیست‌پذیری و سلامت روده بوده است. قابلیت زیست‌پذیری ارتباط مثبتی با مصرف الیاف دارد، زیرا باعث می‌شود پرندگان احساس سیری کرده که به نوبه خود منجر به از بین رفتن نیاز آن ها به نوک زدن و همدیگرخواری می‌شود. فیبر غذایی همچنین به جلوگیری از کبد چرب در مرغ‌های تخم‌گذارکمک می‌کند.

 

منابع

Bedford, M. R., Svihus, B., & Cowieson, A. J. (2024). Dietary fibre effects and the interplay with exogenous carbohydrases in poultry nutrition. Animal Nutrition, 16, 231-240.

Cowieson, A. J., Schliffka, W., Knap, I., Roos, F. F., Schoop, R., & Wilson, J. W. (2015). Meta-analysis of effect of a mono-component xylanase on the nutritional value of wheat supplemented with exogenous phytase for broiler chickens. Animal Production Science, 56, 2014-2022.

Kim, E., Morgan, N. K., Moss, A. F., Li, L., Ader, P., & Choct, M. (2022). The flow of non-starch polysaccharides along the gastrointestinal tract of broiler chickens fed either a wheat-or maize-based diet. Animal Nutrition, 9, 138-142.

Nemati, A., Khajali, F., Asadi-Khashouie, E., Moghaddam, A. K. Z., & Ahmadipour, B. (2025). Does the Type of Cereal Grain in the Diet Influence Egg Quantity and Quality Measures of Laying Hens Without the Use of Carbohydrases? Poultry Science Journal, 13, 253-260.

دریافت اشتراک

دریافت خودکار مقالات علمی و نسخ فصلنامه دانش دامپروری

تمامی حقوق برای گروه پژوهشی توسعه دانش تغذیه دام و طیور سپاهان محفوظ است.