کاربردهای فعلی و چشمانداز آینده فناوریهای بهبود ژنتیکی
مقدمه
بهبود ژنتیکی گونههای تولیدکننده غذا ابزاری قدرتمند برای دستیابی به پایداری در کشاورزی و دامپروری است. برنامههای انتخاب و پرورش سنتی، که با استفاده از روشهای آماری مانند ارزشهای تخمینی پرورش و اخیراً انتخاب ژنومی آغاز شدند، در کنار فناوریهای تولیدمثلی مانند تلقیح مصنوعی، توانستهاند نرخ پیشرفت ژنتیکی را افزایش دهند. این روشها امکان انتخاب دقیقتر و استفاده فشردهتر از والدین ژنتیکی برتر برای نسل بعدی را فراهم میکنند. هدف این مقاله، مرور کاربردهای فعلی فناوریهای بهبود ژنتیکی و فرصتهای استفاده از آنها برای افزایش کارایی تولید شیر و گوشت در دامهای بزرگ، بهویژه در کشورهای با درآمد پایین و متوسط است. همچنین، فرصتهای آینده ویرایش ژنی با تمرکز بر چارچوب قانونی کاربردهای کنونی در دام و نگرش عمومی مورد بررسی قرار گرفته است. برای پذیرش این فناوری، ضروری است که قابلیت گسترش و ادغام آسان با برنامههای بهبود ژنتیکی گاوها را داشته باشد. در نهایت، هزینه فرصت ناشی از عدم انجام و تأخیر در بهکارگیری فناوریهای بهبود ژنتیکی در زمینه پرورش دام مورد بحث قرار میگیرد.
ژنتیک، کلید پایداری و بهرهوری در پرورش دام
بهبود ژنتیکی یکی از قدرتمندترین ابزارها برای افزایش بهرهوری در پرورش دام است. برخلاف بسیاری از روشها که نیاز به تکرار و سرمایهگذاری مداوم دارند، تغییرات ژنتیکی دائمی و تجمعی هستند و اثر آنها در نسلهای بعدی نیز باقی میماند. یکی از فناوریهای ساده اما مؤثر در این مسیر، تلقیح مصنوعی (AI) است. این روش به پرورشدهندگان اجازه میدهد از نرهای ژنتیکی برتر استفاده کنند و بهطور قابل توجهی کیفیت نسل بعدی را ارتقا دهند. این فناوری از دهه ۱۹۴۰ میلادی معرفی شد و تا به امروز در بسیاری از صنایع لبنی جهان بهطور گسترده به کار گرفته میشود. در کشورهایی مانند هند، موفقیت تلقیح مصنوعی مشهود است. بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۲۰۱۹، تولید شیر هند بیش از ۱۱۰۰٪ افزایش یافت، در حالی که رشد جمعیت نشخوارکنندگان بهترتیب برای گاو ۲۴٪ و برای گاومیش ۱۵۳٪ بود. سهم گاوهای دو رگه در تولید شیر بهطور چشمگیری افزایش یافت و استفاده از اسپرمهای تعیین جنسیت شده جدید به افزایش نسبت تولد گوسالههای ماده کمک کرده است. این فناوری نه تنها بهرهوری را افزایش میدهد، بلکه میتواند ردپای کربنی تولید شیر را نیز کاهش دهد و انتشار گازهای گلخانهای را کاهش داده و به پایداری زیستمحیطی کمک کند. در برزیل، بزرگترین گله گاو جهان، با تلقیح مصنوعی زمانبندیشده (TAI) تحول بزرگی ایجاد کرده است. این روش، امکان تلقیح دقیق بدون نیاز به تشخیص فحلی را فراهم میکند و هم درصد آبستنی و هم کیفیت ژنتیکی گوسالههای گوشتی را افزایش میدهد. با وجود تفاوتهای منطقهای در تولید شیر و بهرهوری، فناوریهایی مانند AI، TAI و اسپرمهای تعیین جنسیت شده، فرصتهای فراوانی برای افزایش بهرهوری، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و ارتقای کیفیت محصولات لبنی و گوشتی فراهم میکنند. به عبارت ساده، ژنتیک و فناوریهای مرتبط با آن، نه تنها ابزار افزایش تولید هستند، بلکه مسیر روشنی به سوی تولیدات دامی پایدار و کماثر بر محیط زیست، باز میکنند (Foote, 2002).
انتخاب ژنومی و اسپرم تعیین جنسیت شده
اگرچه شیر و گوشت گاو اغلب بهعنوان محصولات جداگانه دیده میشوند، اما واقعیت این است که ارتباط نزدیکی با هم دارند. در اتحادیه اروپا، حدود ۸۰٪ گوشت گاو از گاوداریهای شیری تأمین میشود و در سطح جهان، این رقم نزدیک به ۴۵٪ است. جالب اینکه گوشت تولیدشده در گلههای گاو گوشتی، حدود چهار برابر گازهای گلخانهای بیشتری نسبت به گوشت حاصل از گاوهای شیری ایجاد میکند، زیرا بخش قابل ملاحظهای از این گوشت از گاوهای پیر و غیرمولد به دست میآید. تحولات ژنتیکی و استفاده از انتخاب ژنومی طی یک دهه گذشته، امکان شناسایی گاوهای شیری برتر را فراهم کرده است. این روش امکان استفاده از جنینها یا اسپرم نژادهای گوشتی برای تلقیح مصنوعی گاوهای شیرده با کیفیت ژنتیکی پایین را فراهم کرده است. نتیجه، تولید گوسالههای دورگه «Beef on Dairy» است که برای تولید گوشت مناسبتر هستند و جایگزینveal یعنی گوسالههای اضافی نر و ماده شیری میشوند که پیشتر معمولاً برای مصرف گوشت یا حتی کشتار هدایت میشدند. این استراتژی باعث کاهش ضایعات گوسالههای غیرمطلوب، کاهش انتشار گازهای گلخانهای و افزایش درآمد کشاورزان درگیر در صنعت شیر شده است (Seidel and DeJarnette, 2022).
در آمریکا و بریتانیا، استفاده از اسپرم جنسیتی و اسپرم گوشتی در صنعت گاو شیری به سرعت در حال رشد است. گوشت تولیدشده از گاوهای شیری به طور متوسط ۴۱٪ انتشار کربن کمتری نسبت به گوشت تولیدشده در گلههای گاو گوشتی دارد. این نه تنها نشاندهنده بهبود پایداری محیطی است، بلکه افزایش درآمد و پتانسیل بازار محصولات گوشت با ارزش افزوده را نیز فراهم میکند. چالش اصلی در کشورهای کمدرآمد، هزینه و زیرساختهای لازم برای پیادهسازی این فناوریهاست. تجربه کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که همکاری با نهادهای دولتی و آموزشهای کاربردی کشاورزان، کلید موفقیت در پذیرش این نوآوریهاست. با استفاده هوشمندانه از AI، TAI، اسپرم تعیین جنسیت شده و انتخاب ژنومی، میتوان تولید پروتئین حیوانی را به شیوهای پایدارتر و اقتصادیتر در سراسر جهان بهبود بخشید (de Vries et al., 2015).
کاربردهای آینده فناوریهای بهبود ژنتیکی در گاوها
یکی از فناوریهایی که تاکنون در برنامههای بهبود ژنتیکی گاوها کمتر استفاده شده است، تغییر ژنتیکی یا مهندسی ژنتیک ([1](GE و به طور دقیقتر ویرایش ژن ( [2](GnEdاست. این فناوریها جزو بیوتکنولوژیهای مدرن محسوب میشوند و به محققان این امکان را میدهند که تغییرات ژنتیکی هدفمند را در ژنوم گاو ایجاد کنند تا صفات مفید و ارزشمند حاصل شود. با وجود نمونههای موفق گاوهای GE با صفاتی مانند مقاومت به بیماری، موانع جهانی در پذیرش GE در گیاهان، همراه با فرآیند پرهزینه و پیچیده گرفتن مجوزهای قانونی، باعث شده است که علاقه دانشگاهها و سرمایهگذاران به تجاریسازی گاوهای GE کاهش یابد. اما فناوری ویرایش ژن این داستان را تغییر میدهد و فرصتهای زیادی را پیش روی محققان قرار میدهد. این فناوری بسیار منعطف است و کاربردهای آن از انتقال صفات تکژنی ارزشمند مانند بدون شاخ بودن، مقاومت به گرما و بیماری تا ایجاد نسلهایی با جنسیت مشخص (مثلاً تمام ماده) متنوع است. علاوه بر این، ویرایش ژن میتواند در طراحی برنامههای تولیدمثل نوین، مانند استفاده از نرهای جانشین و روشهای تولید مثل درون سلولی به کار گرفته شود. نرهای جانشین به کاهش فاصله ژنتیکی بین گاوهای برتر و گلههای تجاری کمک میکنند، زیرا نر جانشین، ژنهای برتر را از یک گاو اهداکننده منتقل میکند. روشهای درون سلولی باعث کاهش فاصله نسلی میشوند، زیرا امکان تولید گامتها در محیط کشت سلولی وجود دارد و نیازی به رسیدن حیوانات به بلوغ جنسی نیست. این پیشرفتها مسیرهای جدید و پیشبینینشدهای برای تسریع بهبود ژنتیکی گاوها باز میکنند، به ویژه زمانی که اطلاعات ژنومی، فناوریهای تولیدمثل پیشرفته و روشهای دقیق پرورش با برنامههای سنتی ترکیب شوند (Van Eenennaam et al., 2021).
نحوه عملکرد ویرایش ژن
این روش از نوکلئازهای هدفمند برای ایجاد شکاف دو رشتهای در محل مورد نظر ژنوم استفاده میکند. از این طریق میتوان ژنهای خاص را حذف کرد (knock-out یا KO)، آللهای مشخص را اصلاح یا جایگزین کرد (Cisgenic)، یا حتی ژنهای کامل و ژنهای بیگانه را وارد ژنوم نمود (Transgenes). مزیت بزرگ GnEd این است که به جای تکیه بر انتخاب مصنوعی، تلاقی تصادفی یا GE با ادغام تصادفی ژنها، میتوان تغییرات دقیق و هدفمند ایجاد کرد. در پستانداران، ویرایش ژن معمولاً با استفاده از کلونینگ سلولهای هستهای سوماتیک (SCNT) انجام میشود. مزیت این روش این است که میتوان پیش از انتقال به اووسیت، سلولها را ژنوتایپ و بررسی کرد تا مطمئن شد تغییرات دقیق انجام شدهاند و تغییرات ناخواسته (off-target) رخ نداده است. معایب احتمالی SCNT شامل مرگ جنین، مرگ پس از تولد و نقصهای مادرزادی میباشد. درعوض SCNT، ویرایش میتواند روی زیگوت در حال رشد انجام شود، اما در این روش ژنوتیپ حیوان تا تولد مشخص نمیشود و احتمال موزاییک بودن (وجود ژنوتیپهای مختلف در یک حیوان) وجود دارد. تاکنون، GnEd در مقیاس محدود برای صفاتی مانند مقاومت به بیماری، بازده تولید، رفاه حیوان، تحمل گرما به کار رفته است (Van Eenennaam, 2017).
اکثر صفات پیچیده چندژنی هستند، یعنی تحت تاثیر چندین ژن قرار دارند و همه ژنهای مؤثر شناسایی نشدهاند. بنابراین، ویرایش بیشتر روی ژنهای با اثر بزرگ متمرکز خواهد بود و انتخاب ژنومی سنتی برای ژنهای با اثر کوچک ادامه مییابد. برای اینکه GnEd به عامل مهم تغییر ژنتیکی تبدیل شود، باید با برنامههای سنتی پرورش دام کاملاً یکپارچه شود. حیوانات ویرایشژنومیشده باید قادر باشند نسل بعدی والدین باشند و به موقع در برنامه پرورش مشارکت کنند. چند نمونه موفق از بازار می توان به ماهیهای ویرایششده (red sea bream و tiger pufferfish) در ژاپن که به عنوان غیرتراریخته تأیید شدند وگاوهای اصلاحشده برای بهبود نرخ رشد و کارایی خوراک توسط یک شرکت ژاپنی به بازار عرضه شدند، اشاره نمود (Matsuo and Tachikawa, 2022).
چرا نوآوریهای ژنتیکی حیاتیاند؟
بحث درباره نوآوریهای جدید در پرورش دام و کشاورزی چیز تازهای نیست. وقتی تلقیح مصنوعی برای نخستین بار معرفی شد، موانع زیادی سر راهش بود. عموم مردم با تحقیقاتی که با موضوعات جنسی مرتبط بودند، مخالف بودند و بسیاری از دامدارن تأثیرگذار هم نگران بازار خود بودند و فکر میکردند این تکنیک، بازار گاوهای نر را نابود میکند. اما تحقیقات میدانی نشان داد که وقتی تلقیح مصنوعی بهدرستی استفاده شود، گاوهای سالم و برتری تولید میکند و بیماریها را کنترل میکند؛ ترسها با واقعیت جایگزین شد (Foote, 2002).
امروزه، مقاومت مشابهی در برابر مهندسی ژنتیک دیده میشود. حتی با وجود اینکه محصولات GE در کشاورزی با ایمنی کامل استفاده شده و ۱۲٪ از زمینهای کشاورزی جهان زیر سطح کشت این محصولات است، هنوز عموم مردم درباره ایمنی آنها تردید دارند. دانشمندان تلاش کردهاند این تصویر اشتباه را اصلاح کنند و دادهها نشان میدهد میلیاردها دام که تقریباً فقط از خوراک GMO تغذیه میشوند، هیچ اثر منفی نداشتهاند. با این حال، مخالفان GE اغلب به جای بحث علمی، به حملات شخصی متوسل شدهاند و دانشمندان را متهم میکنند که با شرکتهای بیوتکنولوژی ارتباط دارند. متأسفانه، این حملات اغلب باعث میشوند که دانشمندان، مخصوصاً کسانی که مواضع کمتر محبوبی دارند، از ورود به بحث خودداری کنند. وقتی موضوع نوآوریهای کشاورزی است، نادیده گرفتن توصیههای کارشناسان و تصمیمگیری بر اساس تصورات شخصی، پیامدهای فاجعهباری در تاریخ داشته است، از قحطی شوروی در سال ۱۹۳۲ میلادی گرفته تا بحران اقتصادی سریلانکا در سال ۲۰۲۲ میلادی (Wijerathna-Yapa et al., 2023).
یکی از دلایل مقاومت در برابر GE، پیچیدگی و هزینه بالای ورود محصولات جدید به بازار است؛ تنها شرکتهای بزرگ میتوانند این مسیر طولانی و گرانقیمت را طی کنند. همچنین، برخی گروهها از ترس مردم سود میبرند و محصولات جایگزین گرانتر ارایه میکنند، مثل برچسبهای «غیر GMO». امروز بیش از ۳۰۰۰ برند غیر GMO در آمریکای شمالی وجود دارد که بیش از ۲۶ میلیارد دلار فروش سالانه دارند. با این حال، وقتی مصرفکنندگان بتوانند خودشان انتخاب کنند، محصول GE معمولاً موفق میشود. ماهیهای GloFish و هموگلوبین گیاهی در برگر Impossible نمونههای این موفقیت هستند؛ این محصولات طرفداران زیادی پیدا کردند و فروششان رکوردی تاریخی ثبت کرد (Ryan et al., 2024).
شواهد تاریخی نشان میدهد که بهبود بهرهوری و نوآوری ژنتیکی اثرات شگرفی بر محیط زیست دارد. اگر از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ پیشرفت بهرهوری گاوهای شیری اتفاق نمیافتاد، انتشار گازهای گلخانهای این بخش ۳۸٪ افزایش مییافت (FAO, 2018). در کالیفرنیا، سیستمهای شیردهی طی ۵۰ سال گذشته انتشار گازهای گلخانهای، مصرف آب و نیاز به زمین را به شکل چشمگیری کاهش دادهاند و بهبود بهرهوری نقش مهمی در پایداری محیط زیست داشته است. چالش امروز، ترس و شایعات است. هزینه فرصت بیعملی، از دست دادن پیشرفتهایی است که میتواند زندگی انسانها و سلامت سیاره ما را بهبود بخشد. گذشته نشان داده است که وقتی علم و شواهد نادیده گرفته شوند، پیامدها فاجعهبار است. پذیرش نوآوریهای ژنتیکی نه تنها منطقی است، بلکه ضروری است (Naranjo et al., 2020).
پذیرش عمومی و فرصتهای بهبود ژنتیکی
آگاهی عمومی نسبت به اهداف توسعه پایدار در ژاپن یکی از دلایل مهم پذیرش ماهیهای اصلاحشده ژنتیکی در زنجیره غذایی بوده است. این نشان میدهد که وقتی مزایای مستقیم این فناوریها برای مصرفکنندگان روشن شود، مقبولیت آنها نیز افزایش مییابد. نمونه واقعی این روند در آینده نزدیک با ورود اولین خوک GnEd به بازار شکل خواهد گرفت. شرکت Genus plc قصد دارد خوکهای مقاوم به ویروس PRRS را در بازارهای بزرگی مثل برزیل، کانادا، چین و ایالات متحده عرضه کند، اما فعلاً برای اتحادیه اروپا برنامهای ندارد؛ چرا که هزینه سالانه این بیماری در اروپا بیش از 63/1 میلیارد دلار برآورد شده است و ارزش خالص زیان ناشی از آن تا سال ۲۰۴۹ حدود 86/28 میلیارد دلار تخمین زده میشود (Cigan and Knap, 2022). همچنین، بیش از ۷۵٪ مصرفکنندگان آمریکایی خواهان برچسبگذاری غذاهای GnEd هستند، هرچند قوانین فعلی تنها محصولات حاوی DNA بیگانه را شامل میشود و ردیابی دقیق محصولات GnEd که تغییرات ژنتیکی مشابه جهشهای طبیعی دارند، دشوار است. با این حال، تولیدکنندگان میتوانند با ادعاهای مرتبط با پایداری، مانند حیوانات مقاوم به بیماری، محصولات خود را تبلیغ کنند، هرچند ردیابی آن در زنجیره توزیع بدون برنامهریزی جامع چالشبرانگیز خواهد بود. تجربه مشابه با هورمون rBST گاوی نشان میدهد که حتی زمانی که ایمنی محصول اثبات شده بود، بازاریابی با تمرکز بر عدم استفاده از آن میتواند بر انتخاب مصرفکنندگان تأثیر بگذارد، اما اغلب پیامدهای زیستمحیطی نادیده گرفته میشود. با این حال، امیدوارکننده است که بحث درباره GnEd ممکن است از چارچوب دوقطبی GE عبور کند و روی مزایای واقعی آن، مانند بهبود رفاه و سلامت حیوانات، تمرکز کند. تولید حیوانات مقاوم به بیماری، گاوهای بدون شاخ ژنتیکی و حیواناتی که با گرمایش محیط بهتر سازگار میشوند، نه تنها رفاه حیوانات را افزایش میدهند، بلکه نیاز کشاورزان و محیطزیست را نیز مرتفع میسازند و به نظر میرسد یک «پیروزی سهگانه» واقعی برای پایداری باشند (Capper et al., 2008).
جمع بندی
بهبود ژنتیکی دامها، فرصتی بینظیر برای افزایش بهرهوری، کاهش اثرات زیستمحیطی و ارتقای سلامت دام و رفاه انسان است. در کشورهای با درآمد کم و متوسط، سرعت پیشرفت پایینتر است؛ دلایلی مانند نقشهای چندگانه دامها در معیشت خانوارهای روستایی و نبود زیرساختهای لازم مانع اجرای روشهایی مانند تلقیح مصنوعی و انتخاب ژنومی شده است. فناوریهای نوظهور مانند ویرایش ژنتیکی هدفمند میتوانند تغییرات دقیق ژنتیکی را وارد برنامههای پرورش کنند و راهی برای مقابله با بیماریها و چالشهای محیطی فراهم آورند. با این حال، نگرش منفی عمومی و مقررات پیچیده ممکن است توسعه و پذیرش آن را به تأخیر بیندازد، همانطور که در تجربه مهندسی ژنتیک دیده شده است. تأخیر در بهرهگیری از این فناوریها، هزینه فرصت بالایی دارد؛ فرصتهایی که میتوانند سلامت حیوانات، درآمد کشاورزان و پایداری محیط زیست را بهطور همزمان بهبود دهند. پذیرش هوشمندانه و اطلاعرسانی علمی شفاف، راه رسیدن به این مزایا و آیندهای پایدار در دامپروری است.
منابع
Capper, J. L., Castañeda-Gutiérrez, E., Cady, R. A., & Bauman, D. E. (2008). The environmental impact of recombinant bovine somatotropin (rbST) use in dairy production. Proceedings of the National Academy of Sciences, 105(28), 9668-9673.
De Vries, M. D., Van Middelaar, C. E., & De Boer, I. J. M. (2015). Comparing environmental impacts of beef production systems: A review of life cycle assessments. Livestock Science, 178, 279-288.
Foote, R. H. (2010). The history of artificial insemination: Selected notes and notables. J. Anim. Sci, 80, 1-10.
Mark Cigan, A., & Knap, P. W. (2022). Technical considerations towards commercialization of porcine respiratory and reproductive syndrome (PRRS) virus resistant pigs. CABI Agriculture and Bioscience, 3(1), 34.
Matsuo, M., & Tachikawa, M. (2022). Implications and lessons from the introduction of genome-edited food products in Japan. Frontiers in genome editing, 4, 899154.
Naranjo, A., Johnson, A., Rossow, H., & Kebreab, E. (2020). Greenhouse gas, water, and land footprint per unit of production of the California dairy industry over 50 years. Journal of dairy science, 103(4), 3760-3773.
Ryan, C. D., Henggeler, E., Gilbert, S., Schaul, A. J., & Swarthout, J. T. (2024). Exploring the GMO narrative through labeling: strategies, products, and politics. GM Crops & Food, 15(1), 51-66.
Seidel Jr, G. E., & DeJarnette, J. M. (2022). Applications and world-wide use of sexed semen in cattle. Animal Reproduction Science, 246, 106841.
Van Eenennaam, A. L. (2017). Genetic modification of food animals. Current Opinion in Biotechnology, 44, 27-34.
Van Eenennaam, A. L., De Figueiredo Silva, F., Trott, J. F., & Zilberman, D. (2021). Genetic engineering of livestock: the opportunity cost of regulatory delay. Annual Review of Animal Biosciences, 9(1), 453-478.
Van Eenennaam, A. L. (2025). Current and future uses of genetic improvement technologies in livestock breeding programs. Animal Frontiers, 15(1), 80-90.
Wijerathna‐Yapa, A., Henry, R. J., Dunn, M., & Beveridge, C. A. (2023). Science and opinion in decision making: A case study of the food security collapse in Sri Lanka. Modern Agriculture, 1(2), 142-151.
Wijerathna‐Yapa, A., Henry, R. J., Dunn, M., & Beveridge, C. A. (2023). Science and opinion in decision making: A case study of the food security collapse in Sri Lanka. Modern Agriculture, 1(2), 142-151.
[1] Genetic Engineering
[2] Gene Editing